از دوستان شهید محمد مهدی یزدان پناه:
در زندان دوله تو هر لحظه منتظر شکنجه و توهین بودیم
در زندان گروهک های ضد انقلاب هر لحظه با فحش و کتک مواجه بودیم! به طوریکه ساعت های متمادی زیر شکنجه های بی رحمانه آن ها قرار می گرفتیم و بعد از اینکه از شکنجه خلاص می شدیم، این بار نوبت به توهین ها و تحقیر می رسید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، یکی از اعضای سازمان جهاد سازندگی و از دوستان و همرزمان شهید محمد مهدی یزدان پناه خاطره ای از روزهای اسارتشان را این گونه نقل می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
با توجه به نزدیک بودن تعطیلات ایام عید تصمیم گرفتیم به همراه دوستان به مناطق جنگی غرب کشور برویم، تا در عملیات عمران و آبادانی این مناطق شرکت کنیم. نیروها در اطراف کرمانشاه مستقر شدند و من به همراه برادر یزدان پناه به کامیاران رفتیم.
,,
بعد از سه روز تصمیم گرفتیم به سنندج برویم تا درباره وضعیت عمران و آبادانی سنندج و روستاهای اطراف آن تحقیق کنیم. به این منظور با موتورسیکلت به طرف سنندج حرکت کردیم. در گردنه مروارید افراد مسلح گروهک چریک های فدایی خلق ما را دستگیر کردند.
,,
گروهک های ضد انقلاب دست بسته و چشم بسته ما را به طرف یکی از روستاهای دهگلان بردند. بعد از چند ساعت معطلی بدون اینکه دست بند و چشم بندهایمان را باز کنند ما را به سنندج منتقل و در یک حمام که نمی دانستیم کجاست زندانی کردند.
,,
چریک های فدایی خلق با رابطان خود در دانشگاه تهران تماس گرفته و مشخصات و آدرس ما را به آن ها داده بودند تا همدستانشان درباره ما تحقیق کنند.
,,
بعدها مطلع شدیم که رابطان این گروه مسلح غیر قانونی در دانشگاه تهران، با لباس مبدل پاسداری به منزل مادر شهید یزدان پناه مراجعه کرده و درباره محمد مهدی یزدان پناه از خانواده اش سؤال کرده اند. خانواده شهید یزدان پناه هم به خیال اینکه آن ها پاسدار هستند به آن ها گفته بودند: محمد مهدی برای انجام کارهای سازندگی به کردستان اعزام شده است.
,,
صبح روز بعد دوباره بازجویی شروع شد. آنها در بازجویی مجدد گفتند: رابط های ما در دانشگاه تهران درباره شما تحقیق کرده و به این نتیجه رسیده اند که شما عضو حزب جمهوری اسلامی ایران هستید.
,,
ما هم در پاسخ گفتیم: ما فقط در حزب جمهوری اسلامی به کارهای تبلیغاتی مشغول هستیم و نقش فعالی نداریم. ولی آنها قبول نکردند و بعد از بازجویی، ما را به دیواندره بردند و در پایگاهی که در اختیارشان بود زندانی کردند و از آنجا به زندان دوله تو منتقل کردند.
,,
در زندان گروهک های ضد انقلاب هر لحظه با فحش و کتک مواجه بودیم! به طوریکه ساعت های متمادی زیر شکنجه های بی رحمانه آن ها قرار می گرفتیم و بعد از اینکه از شکنجه خلاص می شدیم، این بار نوبت به توهین ها و تحقیر می رسید.
,,
زندان بان ها به یک باره وارد زندان می شدند و بدون هیچ بهانه ای چند نفر از زندانی ها را جدا و به بدترین شکل ممکن کتکشان می زدند. مشت، لگد، سیلی، قنداغ اسلحه و هر چیزی که جلو دستشان بود را روی بدن زندانی های امتحان می کردند.
,,
شهید یزدان پناه به مدت هفت ماه انواع شکنجه های غیر انسانی گروهک های ضد انقلاب را در زندان دوله تو و به عشق خدمت به مردم محروم کُرد و اعتقاد به انقلاب اسلامی تحمل کرد. شکنجه هایی که حتی شنیدن آنها نیز هر انسانی را آزار می دهد اما او همچون کوهی استوار در برابر جنایات عوامل ضد انقلاب مقاومت کرد و ذره ای از راهی که در پیش داشت کوتاه نیامد.
,,
شهید محمد مهدی یزدان پناه در حالی که به بهانه تبادل اسرا از سایر زندانیان جدا شده بود به اعدام محکوم شد و در روز هفتم تیر ماه سال 1360 هنگامی که به نماز ایستاده بود توسط نیروهای ضد انقلاب به شهادت رسید.
,انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه