خاورمیانه و اهمیت دمکراسی
یادداشت پیش رو به قلم کاوه اسدی، وکیل پایه یک دادگستری و صاحب نظر در حوزه مسائل منطقه پیرامون ضرورت توجه به مردمسالاری توسط حاکمان ممالک غرب آسیا نگاشته شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ یک خط تحلیلی و سنتی استقرار یافته در خاورمیانه همواره استدلال می کند که بهتر است به جای توجه به حقوق سیاسی و مدنی بیشتر بر روی حقوق اقتصادی و نیازهای مادی مردمان ساکن این جغرافیای نا آرام و نسبتاً فقیر متمرکز شویم. بیان بهتر می گویند افراد فقیر و ناتوان اساساً نمی توانند به آزادی های عمومی و سیاسی و دمکراسی توجه کنند چرا که این جمعیت بزرگ که اکثریت را دارا می باشند صرفاً به اقتصاد و معیشت توجه دارند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,این تحلیل قویاً مورد حمایت سران بسیاری از کشورهای دور نزدیک در خاورمیانه است.
,چنین نگرش های در با ایت رهیافت سیاسی در دیگر نقاط جهان وجود دارد. به عنوان مثال کشور چین نیز با اتکاء به اقتدار حزب حاکم در اندیشه برتری حقوق اقتصادی بر دمکراسی و آزادیهای عمومی و سیاسی ساکنان خود می باشد.
,این موضوع در خاورمیانه یعنی الگو قرار دادن چنین کشورهای به شکست انجامیده است. در خاورمیانه فرهنگها، زبانها، ادیان و فرق متفاوتی در جمعیتهای کم و زیاد در قالب کشورهای کوچک و بزرگ در کنار هم زندگی می کنند. بنابراین بنیاد قرار دادن توجه صرف به موضوع رشد اقتصادی و تعطیلی توسعه همزمان سیاسی و دمکراسی یک خطر جدی برای صلح و آرامش است. خاورمیانه در میانه این دو گانگی تحلیلی و تفسیری درگیر نزاع و درگیری بی پایان خواهد ماند.
,پرسش اساسی دلیل مخالفت و گاه تقابل با تقاضای مردم در توجه بیشتر به حقوق و آزادیهای عمومی و سیاسی از سوی حاکمان مستقر در خاورمیانه است؟ حاکمان و پادشاهان خاورمیانه چرا دمکراسی و توجه به حقوق سیاسی و اجتماعی مردم را مختل کننده حاکمیت خودخوانده و موروثی خود می بینند؟ متاسفانه این حاکمان دمکراسی را یک کالای پر زرق و برق غربی معرفی می کنند که در تقابل با ارزشهای دینی و فرهنگی مردم سعی در استعمار مردم دارد. آنها معمولاً نیاز مردم خود را اقتصادی تعریف می کنند و در تبلیغات خود عنوان می کنند که دمکراسی چیزی جز هرج و مرج نیست. سران و حاکمان اغلب کشورهای خاورمیانه اظهار می دارنند آنها انتخاب خود مردمند چرا که مردم فقیر بیش از نیاز به دمکراسی محتاج یک لقمه نان و امنیت هستند. بر اساس این رهیافت معمولاً تمام ابزارهای تبلیغی خود را برای رد ارزش دمکراسی و مغایر نشان دادن آن با فرهنگ اجتماعی و قبیله ای خود به خدمت می گیرنند.
,این نوع رفتار سیاسی منجر به شکل گیری اقتدارگرایانی در راس حاکمیت کشورهای خاورمیانه شده است که دیگر صدای مردم خود را نمی شنوند و به آن بی توجه هستند به حدی که رویدادهای سالهای اخیر به خصوص جنگهای داخلی و جنگهای ویرانگر سالهای نه چندان دور گواه و شاهدی بر این اقتدارگرایی می باشد. تاریخ معاصر در این نقطه از جهان نشان داده که به میزان درخواست برای بهبود اوضاع اقتصادی از سوی مردم افزایش داشته تمایل مردم به سمت دمکراسی نیز بیشتر شده است. اصطلاح بهار عربی از یک اعتراض به بهبود اوضاع اقتصادی شروع شد که در نهایت منجر به انقلاب و تغییرات سیاسی در بسیاری از کشورها این منطقه گردید.
,این موضوع و این نیاز عمومی نشان می دهد که بر خلاف ادعای بسیاری از حاکمان مستبد و اقتدارگرا دمکراسی و توسعه سیاسی می بایست در کنار حقوق اقتصادی در اولویت قرار گیرد.بر این اساس می توان سه ملاحظه و اهمیت را توجه بیشتر به دمکراسی بر شمرد؛ اولین آن در مشارکت دادن تمامی اندیشه ها و عقاید و اقلیتها در روند حرکتی جامعه و استفاده مستقیم از توانای تمامی فرهنگها، زبانها و ادیان مختلف می باشد که بر این اساس توسعه اقتصادی و سیاسی امکان پذیر خواهد شد. دومین ملاحظه شنیدن بهتر صدای مردم از جمله نیازهای اقتصادی و سیاسی و عمومی آنها می باشد. آخرین ملاحظه و اهمیت از قبل توجه به دمکراسی انتقال صحیح نیازها و مطالبات واقعی مردم در یک بستر دو طرفه و از طریق ابزارهای دمکراسی که همان انتخابات آزاد و رقابتی و رسانه های آزاد است محقق می شود.
,خاورمیانه با دمکراسی راحتر نفس می کشد و به طور کلی برای توسعه و تغییر و برون رفت از چالشهای و جنگهای ویرانگر و کم رنگ شدن بنیادگرایی مذهبی به تقویت نظامهای دمکراتیک نیاز اساسی دارد. بنابراین با دمکراسی و توجه به آزادیهای عمومی ساکنان این جغرافیای ثروتمند می توان امیدوار بود ارزشهای کهن و ارزشمند این منطقه تاثیرگذار و تاریخی حفظ شود و از بنیادگرایی و اقتدارگرایی جنگ طلب رهایی یابد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه