یادداشت/
تأملاتی در بی معنایی سناریوی "آشتی ملی"/ ۶ نکته درباره کاسبان "قهر"
وقتی از آشتی ملی سخن می گوییم به معنای اختلاف و قهر بین ملت است چنین وضعی در ملت ایران نیست و با تدابیر حکیمانه ی مقام معظم رهبری راه ها بر سواستفاده دشمنان از غفلت و خیانت دوستان بسته شده است و شعله های آتش اختلاف و جدایی خاموش گشته اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مرصاد، چند روزی است که از بیان طرحی موسوم به « آشتی ملی» می گذرد. این طرح به ظاهر از سوی رییس دولت اصلاحات و با اهداف چندی پیشنهاد شده است که بنا بر نظر نزدیکان ایشان حل معضلات کشور و مقابله با تهدیدهای ترامپ از اهم اهداف آن است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرصاد,,
با طرح این عنوان بسیاری از کسانی که به سید محمد خاتمی علقه ای دارند با شور و شعف بسیار درباره ی آن نظر دادند و بگونه ای عمل نمودند که گویی کشور در یک وضعیت بسیار بحرانی است و تنها راه نجات کشور همین طرح است.
,,
اما پس از گذشت چند روز مقام معظم رهبری به صورتی گذرا درباره ی این طرح نظر دادند و آن را بی معنا خواندند و البته به گمان نگارنده ظرایفی درباب آنچه ایشان مطرح نمودند و ننمودند وجود دارد که در این مقال از آن می گذرم و صرفا به بیان برخی از دلایل بی معنا عنوان کردن این طرح از جانب ایشان می پردازم. طبیعتا آنچه در ذیل می آید نقطه نظرات صاحب این قلم است و لزوما ناشی از آنچه در افکار بلند رهبر حکیم انقلاب است نخواهد بود.
,1- قبل از هر چیز باید درباب عنوان این طرح گفت که عنوانی ظاهرا دلچسب و دلربا است. روحیه ی لطیف ایرانیان با آشتی و وصلتِ دوباره، علقه و علاقه ای دیرین دارد و رسم و عهد هر ساله ی آنان حداقل در ایام نوروز بر این بند بنا شده است. اما این آشتی باید بین کسانی باشد که با یکدیگر دچار جدایی و دشمنی و قهری هستند. وقتی از آشتی ملی سخن می گوییم به معنای اختلاف و قهر بین ملت است و همچنانکه مقام معظم رهبری فرمودند و جناب سید محمد خاتمی نیز می دانند به لطف پروردگار چنین وضعی در ملت ایران نیست و با تدابیر حکیمانه ی مقام معظم رهبری راه ها بر سواستفاده دشمنان از غفلت و خیانت دوستان بسته شده است و شعله های آتش اختلاف و جدایی خاموش گشته اند.
,2- نکته ی دیگر آن است که چرا ایشان امروز طرح آشتی ملی را سر داده اند؟ چرا پس از فوت مرحوم آیت الله هاشمی باید این طرح مطرح شود؟ آیا امکان آن نبود که زودتر و پیش از آنکه این ملت این بار مشکلات و تحریم ها را متحمل شود و در کوران فتنه کشور به هم بریزد مطرح گردد؟ آیا جز این است که آن زمان گمان ایشان بر آن بود که در موضع قدرت قرا دارند و امروز برعکس آن گمان رخ داده است؟
,3- نکته ی اصلی که نگارنده بر آن یقین دارد آن است که ایشان و بسیاری از همراهان و هم فکران ایشان بسیار به این مردم مدیون هستند و خطاهای فاحشی مرتکب شده اند که جبران نکردند و شاید اکنون جبران ناپذیر باشند. سید محمد خاتمی و جمع کثیری از نزدیکان او باید به سوالات بسیاری پاسخ دهند.
,,
نکته ی مهم آن است که چرا باید حاکمیت و مردم به این سخن و افرادی که آن را مطرح کردند اعتماد کنند؟ آیا پذیرفتنی است شخصی که 8 سال رییس جمهور کشور و رییس شورای عالی امنیت ملی بوده است و خود با بحران های فراوانی مواجه شده و فتنه ی فتنه گران را دیده و بجان چشیده، در فتنه ی خانه برانداز سال 88 سکوت پیشه کند؟ آیا می توان به کسی که خود سالها رییس شورای عالی امنیت ملی بوده اما در ناامنی آن دوران هیچ اقدام ایجابی انجام نداده است اعتماد کرد؟ آیا جز این است که جمع کثیری از نزدیکان و همفکران آن روزهای ایشان برآتش فتنه می دمیدند و ایشان نظاره گر بود؟ جناب سید محمد خاتمی باید چه تجربه ی دیگری کسب می کرد تا در فتنه ی 88 بهتر از این عمل می کرد؟ آیا سالها عضویت در نهادهای مختلف کشور از عرصه ی رسانه تا وزارت و ریاست جمهوری برای اینکه از یک فرد مردی دوران دیده بسازد که بتواند در شرایط بحرانیِ کشور، میدان داری کند و بحران را مدیریت نماید کافی نیست؟ آیا زمانی که همه ی فتنه گران جمع شده بودند و از این سفارت به آن سفارت و از این جلسه ی اتحادیه اروپا به آن جلسه می رفتند تا دشمنان این کشور را قانع کنند که مردم را در چاه تحریم ها بیندازند امکان آن نبود که ایشان و دیگر هم فکرانشان برای نجات کشور به میدان بیایند و با ارتباط با دیگر کشورها به آنها اعلام نمایند که آشتی ملی در این کشور وجود دارد و آنگونه که آنان گمان می کنند نیست؟ آیا ایشان و بسیاری از هم فکران ایشان نمی توانستند حداقل قانون گرایی و عرق ملی و دلسوزی برای کشور را، از امثال هیلاری کلینتون فرابگیرند که در نهایتِ یک رقابت انتخاباتی که به جان و مال و ناموس یکدیگر نیز رحم نکردند، برای احترام به کشور و دموکراسی نتیجه را پذیرفت و در مراسم هم حضور یافت؟ اصلاح طلبان مسلمان ایرانی را چه شده است که کار آنان به جایی رسیده است که در توجه به مصالح ملی و اعتقادی کسی چون هیلاری کلینتوت بر آنان پیشی گرفته است؟
,4- مطلب واضح است و جناب سید محمد خاتمی هم می دانند که سالها و علی الخصوص از سال 1388 به بعد مصالح جناحی را بر مصالح ملی ترجیح داده اند و برای آنکه اتوریته ی اصلاح طلبی خود را از دست ندهند از خیر مصالح ملی گذشتند.
,,
آشکار است که برای طرح آشتی ملی دیر شده است . زمانی ایشان می توانست با طرح این مسایل کشور را از بحرانی که هم فکران او پدید آورده بودند و تحریم هایی که به گواه سخنان آمریکایی ها بواسطه ی فتنه بر کشور تحمیل شد را نجات دهد اما صدافسوس که چنین کردند. سوال آشکار است که نظام و مردم چرا باید به ایشان اعتماد کنند و صداقت ایشان را در حالی که زمانی منافع ملی را بواسطه ی منافع جناحی نادیده گرفته اند تایید نمایند؟
,5- نکته ی عجیب آن است که پس از سخنان مقام معظم رهبری مبنی بر بی معنایی آشتی ملی و بلاموضوع دانستن آن، آتش و ولوله ای در رسانه های ضد انقلاب افتاده است که با اندک مروری می توان به آن پی برد.
,,
براستی آنان چه طرفی از این طرح می بستند که اینک چنین آشفته و عصبانی هر آنچه در دل و ذهن داشتند را تراوش می کنند؟ آیا همین نکته نشان دهنده ی آن نیست که این طرح جای شک و شبهه ی فراوان دارد؟
,6- به نظر می آید ترس از بر سر کار آمدن ترامپ نیز باز ریشه در نوع نگاه نادرست اصلاح طلبان به آمریکا و خوب و بد دانستن سیاستمداران آن کشور دارد. نادیده گرفتن اقدامات خصمانه اوباما که با تحریم های به قول خودشان فلج کننده، وضع سختی را بر کشور ما تحمیل نمود و با تعابیر آن چنانی یاد کردن از او، تکرار همان اشتباهات گذشته است و عجیب اینجاست که چرا متفکران اصلاح طلب دشواری شرایط را صرفا در قرار گرفتن کشور در موقعیت جنگی می دانند و و جنگ را صرفا جنگ نظامی برداشت می کنند و تنها نسبت به این افراد نگاه بدبینانه ای دارند؟ جنگی که تنها در خیالات ایشان است و بهره ای از واقعیت ندارد. روزگاری جمع کثیری از نمایندگان اصلاح طلب به رهبر انقلاب نامه نوشتند که آمریکا به عراق حمله کرده و عنقریب است که به ایران حمله کرده و ما را نابود کند بیا و جام زهر را بنوش !
,اما نه جام زهری نوشیده شد و نه آمریکایی به ایران حمله کرد و بگواه همگان، دستاوردهای حمله آمریکا به عراق، به یمن تدابیر حکیم و مجاهدت مردان از خود گذشته نصیب ایران گشت.
,,
گذر روزگار باید به حضرات و بزرگان اصلاح طلب ثابت می کرد که بواسطه ی حضور رهبر الهی و استقامت مردم امدادهای الهی ای در کار است که با وجود اشتباهات و خیانت خواص و عداوت دشمنان نگذاشته کار از کار بگذرد. هر چند بدیهی و طبیعی است که چشمان خو گرفته با غبار سکولاریسم توان دیدن نور عنایت و هدایت را ندارد.
,,
محمد امین بهرامی - فعال سیاسی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه