دیپلماسی رسانهای آمریکا برای سیطره فرهنگی بر جهان اسلام
دولتمردان آمریکا هرکجا که دخالت رسانهها را لازم دیدهاند، با حمایت آنها افکار عمومی ملتشان و نیز مردم جهان را برای اهداف استعماری خویش تشویق و تهییج کردهاند.[
در حال حاضر بسیاری از دولت ها به دنبال اعمال نفوذ نرم در سایر دولت ها هستند و کمتر به سمت رویکرد نظامی و جنگ توجه می کنند، البته در بسیاری از مواقع نیز کشور هایی مانند آمریکا از قدرت نرم برای زمینه سازی تهاجم خود به کشور هایی مانند عراق، افغانستان و... استفاده نموده است. در همین راستا می توان گفت قدرت رسانه ها در محدوده کشور ها برخلاف قدرت فیزیکی و نظامی دولت ها، آثار طولانی مدت و تدریجی داشته و می توانند با مطلوب جلوه دادن شرایط، تصویر مردم از خود، جامعه شان و حتی بحران های جاری در دنیا را بهبود بخشند. به همین سان نیز قادرند مخالفت های موجود داخلی، با اقدامات فراملی تخفیف دهند. دسترسی بیشتر به رسانه ها، دسترسی به قدرت بیشتر، اقناع را نیز به همراه دارد . دیپلماسی رسانه ای از این قدرت نامحسوس بهره می گیرد. امروزه دیگر تحقق آزادی بیان در بین شهروندان از حد و اندازه شعار خارج و "حق دانستن" برای همه به رسمیت شناخته شدهکه این خود قابل تعمیم به بخش های عمومی و حتی خصوصی سیاستگذاری های خارجی حاکمیت ها می باشد.
استفاده ابزاری از قدرت نرم و دیپلماسی رسانه ای
اما در خصوص استفاده ابزاری آمریکا از قدرت نرم و یا همان دیپلماسی رسانه ای باید بیان داشت که در ایالات متحده آمریکا، نفوذ و تأثیر دولت به عنوان تصمیم گیرنده بر رسانه های سمعی و بصری و حتی فضای مجازی بسیار بیشتر از سایر کشورها می باشد. چرا که دولت آمریکا بهتر می داند، بازی سیاسی به نحو فزاینده ای در فضای رسانه ها انجام می گیرد. و این رسانه ها هستند که می توانند استبداد دولتی دولتمردان آمریکایی را به طور غیر واقعی موجه نمایند؛ اما این بدان معنا نیست که می توان کل سیاست را متاثر از رسانه دانست یا آن که نتایج سیاسی بر ارزش ها و منافع اثری ندارد. با این حال بازیگران سیاسی «هر که» باشند و جهت گیری آنها «هر چه» باشد، در بازی قدرتی حضور دارند که از طریق رسانه ها انجام می شود. همچنین نیز نمی توان به استفاده ابزاری از رسانه ها توسط دولت مردان آمریکایی بی توجه بود، بیشتر مردم آمریکا علی رغم مسافرت های خارجی روزافزون و تحصیل و کار در خارج از کشورشان، هنوز هم دیدگاه هایشان درباره سیاست خارجی را از رسانه ها کسب می کنند. به عبارت دیگر، بخش زیادی از جامعه آمریکا از نظر فعالیت های اجتماعی غیرفعال بوده و عموما به دخالت در امور سیاسی و تصمیمات دولتی واکنشی نشان نمی دهند، چه آنکه فقط، بحث مادی، اقتصادی و مالیات ها در پیش باشد، آنگاه شاید با واکنش هایی از سوی جامعه آمریکا مواجه شد.
استفاده از رسانه ها به مثابه ابزاری در دیپلماسی خارجی آمریکا
از این دیدگاه می توان یک تحلیل در قالب دیپلماسی رسانه ای از تأثیر رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا ارائه نمود و آن اینکه معمولاً سیاست مداران آمریکایی از رسانه ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورشان استفاده می کنند و رسانه را به مثابه ابزاری در دیپلماسی خارجی تلقی می کنند که با استفاده از این ابزار، می توانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش های دیپلماتیک قرار دهند. بر اساس این تحلیل، رسانه ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی آمریکا تأثیرگذار بوده و دیپلماسی رسانه ای نیز عمدتاً در راستای سیاست خارجی، منافع ملی این کشور و تأثیرگذاری بیشتر بر افکار عمومی و تغییر و تحولات عمل می نماید؛ کما اینکه در تهییج و جهت دهی افکار عمومی به سمت منافع دولتمران و خواسته های حزبی و گروهی و همچنین منافع اقتصادی شرکت های تجاری چند ملیتی، مبادرت می ورزند.
رسانه های آمریکا، حلقه اتصال دولت های این کشور در طول دوره های مختلف تاریخ خود به افکار عمومی ملت شان و نیز جهان بین الملل بوده اند. فضای جریان های سیاسی در این کشور همواره متأثر از سیر کنجکاوانه و حتی جهت دهنده رسانه های ایالات متحده آمریکا بوده، آمریکا توانسته با تقویت و حمایت رسانه هایش به عنصری تأثیرگذار در جامعه جهان وطنی امروز تبدیل شده و نیز توانسته اقتدار سلطه طلبانه خود بر سایر کشور ها را طی این سال ها، با همین خصوصیت حفظ نماید.
تشویق و تهییج افکار عمومی برای اهداف استعماری- آمریکایی
دولت مردان آمریکا هرکجا که دخالت رسانه ها را لازم دیده اند، با حمایت آنها افکار عمومی ملت شان و نیز مردم جهان را برای اهداف استعماری خویش تشویق و تهییج کرده اند. به عنوان مثال در یک پروسه مشخص و برنامه ریزی شده، رسانه ها به تبلیغ و ترویج ذهنیت جنگ طلبی، گریز ناپذیری جنگ، تهدید امنیت ملت آمریکا توسط یک گروه خاص و یا مسلمانان و... پرداخته و در این زمینه روحیه انسان دوستی و صلح طلبی مردمانشان را می میرانند و به جای آن بذر دشمنی، کینه و جنگ طلبی را در جامعه می پراکنند، در این پروسه، دولت تنها به عنوان یک نظاره گر خود را نشان می دهد، در این مرحله دولت با بررسی جهت افکار مردم، خود را به عنوان مجری ملتش موظف می داند تا تفکرات ملت را اجرا کند، و این گونه می شود که با همراهی و موافقت جامعه به افغانستان و عراق حمله می کند و به ژاپن سرباز می فرستد، از آل سعود کودک کش در مقابل ملت مظلوم و بی دفاع یمن حمایت می کند و هزاران فجایع عمیق انسانی که در دنیا روی داده و مسبب آن شیطان بزرگ آمریکاست، که هم ملت خویش را فریفته و هم جامعه جهانی را؛ البته نباید از نظر دور داشت که نتیجه این جنگ طلبی ها و استعمارهای نو در جهان معاصر، هم در جهت منافع ملی ایالات متحده آمریکا بوده و هم در جهت منافع شرکای شرقی و غربی اش؛ این بدان مفهوم است که سیاست رسانه ای ایالات متحده آمریکا منطبق بر سیاست خارجی این کشور و در جهت منافع ملی آمریکا می باشد. البته از بعد دیگر نیز باید بیان داشت که ایالات متحده با کمک گرفتن از رسانه ها و سینمای هالیود، توانسته جامعه آمریکایی را امن جلوه داده و دیواره امنیتی ملتش را به هزاران کیلومتر دورتر از مرز های خود بکشاند.
رسانه ها در ایالات متحده آمریکا نهادهای خصوصی دیپلماتیکی هستند که اغلب با کمک کارتل های اقتصادی صهیونیستی به غول های جهانی رسانه ای تبدیل شده اند و بیشتر مورد حمایت های مادی و معنوی دولت ایالات متحده می باشند. از تعداد انگشت شمار بنگاه های خبرپراکنی و خبرسازی، بسیاری از آنها مانند فاکس نیوز و... متعلق به آمریکا، تحت حمایت رژیم غاصب صهیونیستی و در جهت منافع آنها برنامه ریزی و انجام وظیفه می کنند.
*دکتر مر تضی اشرافی، کارشناس مسایل سیاسی
در حال حاضر بسیاری از دولت ها به دنبال اعمال نفوذ نرم در سایر دولت ها هستند و کمتر به سمت رویکرد نظامی و جنگ توجه می کنند، البته در بسیاری از مواقع نیز کشور هایی مانند آمریکا از قدرت نرم برای زمینه سازی تهاجم خود به کشور هایی مانند عراق، افغانستان و... استفاده نموده است. در همین راستا می توان گفت قدرت رسانه ها در محدوده کشور ها برخلاف قدرت فیزیکی و نظامی دولت ها، آثار طولانی مدت و تدریجی داشته و می توانند با مطلوب جلوه دادن شرایط، تصویر مردم از خود، جامعه شان و حتی بحران های جاری در دنیا را بهبود بخشند. به همین سان نیز قادرند مخالفت های موجود داخلی، با اقدامات فراملی تخفیف دهند. دسترسی بیشتر به رسانه ها، دسترسی به قدرت بیشتر، اقناع را نیز به همراه دارد . دیپلماسی رسانه ای از این قدرت نامحسوس بهره می گیرد. امروزه دیگر تحقق آزادی بیان در بین شهروندان از حد و اندازه شعار خارج و "حق دانستن" برای همه به رسمیت شناخته شدهکه این خود قابل تعمیم به بخش های عمومی و حتی خصوصی سیاستگذاری های خارجی حاکمیت ها می باشد.
,
استفاده ابزاری از قدرت نرم و دیپلماسی رسانه ای
, استفاده ابزاری از قدرت نرم و دیپلماسی رسانه ای,
اما در خصوص استفاده ابزاری آمریکا از قدرت نرم و یا همان دیپلماسی رسانه ای باید بیان داشت که در ایالات متحده آمریکا، نفوذ و تأثیر دولت به عنوان تصمیم گیرنده بر رسانه های سمعی و بصری و حتی فضای مجازی بسیار بیشتر از سایر کشورها می باشد. چرا که دولت آمریکا بهتر می داند، بازی سیاسی به نحو فزاینده ای در فضای رسانه ها انجام می گیرد. و این رسانه ها هستند که می توانند استبداد دولتی دولتمردان آمریکایی را به طور غیر واقعی موجه نمایند؛ اما این بدان معنا نیست که می توان کل سیاست را متاثر از رسانه دانست یا آن که نتایج سیاسی بر ارزش ها و منافع اثری ندارد. با این حال بازیگران سیاسی «هر که» باشند و جهت گیری آنها «هر چه» باشد، در بازی قدرتی حضور دارند که از طریق رسانه ها انجام می شود. همچنین نیز نمی توان به استفاده ابزاری از رسانه ها توسط دولت مردان آمریکایی بی توجه بود، بیشتر مردم آمریکا علی رغم مسافرت های خارجی روزافزون و تحصیل و کار در خارج از کشورشان، هنوز هم دیدگاه هایشان درباره سیاست خارجی را از رسانه ها کسب می کنند. به عبارت دیگر، بخش زیادی از جامعه آمریکا از نظر فعالیت های اجتماعی غیرفعال بوده و عموما به دخالت در امور سیاسی و تصمیمات دولتی واکنشی نشان نمی دهند، چه آنکه فقط، بحث مادی، اقتصادی و مالیات ها در پیش باشد، آنگاه شاید با واکنش هایی از سوی جامعه آمریکا مواجه شد.
,,
استفاده از رسانه ها به مثابه ابزاری در دیپلماسی خارجی آمریکا
, استفاده از رسانه ها به مثابه ابزاری در دیپلماسی خارجی آمریکا,از این دیدگاه می توان یک تحلیل در قالب دیپلماسی رسانه ای از تأثیر رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا ارائه نمود و آن اینکه معمولاً سیاست مداران آمریکایی از رسانه ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورشان استفاده می کنند و رسانه را به مثابه ابزاری در دیپلماسی خارجی تلقی می کنند که با استفاده از این ابزار، می توانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش های دیپلماتیک قرار دهند. بر اساس این تحلیل، رسانه ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی آمریکا تأثیرگذار بوده و دیپلماسی رسانه ای نیز عمدتاً در راستای سیاست خارجی، منافع ملی این کشور و تأثیرگذاری بیشتر بر افکار عمومی و تغییر و تحولات عمل می نماید؛ کما اینکه در تهییج و جهت دهی افکار عمومی به سمت منافع دولتمران و خواسته های حزبی و گروهی و همچنین منافع اقتصادی شرکت های تجاری چند ملیتی، مبادرت می ورزند.
,رسانه های آمریکا، حلقه اتصال دولت های این کشور در طول دوره های مختلف تاریخ خود به افکار عمومی ملت شان و نیز جهان بین الملل بوده اند. فضای جریان های سیاسی در این کشور همواره متأثر از سیر کنجکاوانه و حتی جهت دهنده رسانه های ایالات متحده آمریکا بوده، آمریکا توانسته با تقویت و حمایت رسانه هایش به عنصری تأثیرگذار در جامعه جهان وطنی امروز تبدیل شده و نیز توانسته اقتدار سلطه طلبانه خود بر سایر کشور ها را طی این سال ها، با همین خصوصیت حفظ نماید.
,,
تشویق و تهییج افکار عمومی برای اهداف استعماری- آمریکایی
, تشویق و تهییج افکار عمومی برای اهداف استعماری- آمریکایی,دولت مردان آمریکا هرکجا که دخالت رسانه ها را لازم دیده اند، با حمایت آنها افکار عمومی ملت شان و نیز مردم جهان را برای اهداف استعماری خویش تشویق و تهییج کرده اند. به عنوان مثال در یک پروسه مشخص و برنامه ریزی شده، رسانه ها به تبلیغ و ترویج ذهنیت جنگ طلبی، گریز ناپذیری جنگ، تهدید امنیت ملت آمریکا توسط یک گروه خاص و یا مسلمانان و... پرداخته و در این زمینه روحیه انسان دوستی و صلح طلبی مردمانشان را می میرانند و به جای آن بذر دشمنی، کینه و جنگ طلبی را در جامعه می پراکنند، در این پروسه، دولت تنها به عنوان یک نظاره گر خود را نشان می دهد، در این مرحله دولت با بررسی جهت افکار مردم، خود را به عنوان مجری ملتش موظف می داند تا تفکرات ملت را اجرا کند، و این گونه می شود که با همراهی و موافقت جامعه به افغانستان و عراق حمله می کند و به ژاپن سرباز می فرستد، از آل سعود کودک کش در مقابل ملت مظلوم و بی دفاع یمن حمایت می کند و هزاران فجایع عمیق انسانی که در دنیا روی داده و مسبب آن شیطان بزرگ آمریکاست، که هم ملت خویش را فریفته و هم جامعه جهانی را؛ البته نباید از نظر دور داشت که نتیجه این جنگ طلبی ها و استعمارهای نو در جهان معاصر، هم در جهت منافع ملی ایالات متحده آمریکا بوده و هم در جهت منافع شرکای شرقی و غربی اش؛ این بدان مفهوم است که سیاست رسانه ای ایالات متحده آمریکا منطبق بر سیاست خارجی این کشور و در جهت منافع ملی آمریکا می باشد. البته از بعد دیگر نیز باید بیان داشت که ایالات متحده با کمک گرفتن از رسانه ها و سینمای هالیود، توانسته جامعه آمریکایی را امن جلوه داده و دیواره امنیتی ملتش را به هزاران کیلومتر دورتر از مرز های خود بکشاند.
,رسانه ها در ایالات متحده آمریکا نهادهای خصوصی دیپلماتیکی هستند که اغلب با کمک کارتل های اقتصادی صهیونیستی به غول های جهانی رسانه ای تبدیل شده اند و بیشتر مورد حمایت های مادی و معنوی دولت ایالات متحده می باشند. از تعداد انگشت شمار بنگاه های خبرپراکنی و خبرسازی، بسیاری از آنها مانند فاکس نیوز و... متعلق به آمریکا، تحت حمایت رژیم غاصب صهیونیستی و در جهت منافع آنها برنامه ریزی و انجام وظیفه می کنند.
,,
*دکتر مر تضی اشرافی، کارشناس مسایل سیاسی
,]
ارسال دیدگاه