ملکیان در دانشگاه زنجان:
نباید بخاطر شغل و حرفه، شخصی بر شخص دیگر ترجیح داده شود/ دغدغه من کاستن از دغدغه انسان هاست
مصطفی ملکیان روز گذشته در دانشگاه زنجان گفت: نباید بخاطر شغل و حرفه، شخصی بر شخص دیگر ترجیح داده شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسیم زنجان، مصطفی ملکیان عصر روز گذشته به دعوت انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه زنجان در سالن غدیر این دانشگاه حضور یافت و پیرامون ناسیونالیسم به سخنرانی پرداخت.
ملکیان در ابتدا با بیان اینکه بحث من درباره ناسیونالیسم سیاسی و از منظر روابط بین الملل نیست تصریح کرد: دغدغه من کاستن از دغدغه انسان هاست.
صاحب نظریه عقلانیت و معنویت خاطرنشان کرد: پرداختن به بقیه اموری که جزو مسائل و مشکلات پوست و گوشت و استخوان دار نیست، با روشنفکری و اخلاقی زیستن در تضاد است.
وی در ادامه با طرح این سوال که ترویج تفکر ناسیونالیستی برای انسان ها سودمند خواهد بود یا خیر؟ به تفاسیر برداشت شده از ناسیونالیسم اشاره کرد.
ملکیان تصریح کرد: اولین برداشت از ناسیونالیسم، وطن دوستی است. همانطوری که یک انسان طبیعی و به هنجار، مادرش را دوست دارد، دوست داشتن وطن نیز یک امر طبیعی و پذیرفته شده است.
وی افزود: ما وطن و مادر خود را به صورت غیر ارادی و غریزی دوست داریم؛ بنابراین مقوله ای است که نمی توان حول آن ارزش داوری اخلاقی داشت.
این روشنفکر دینی ادامه داد: معنای دوم ناسیونالیسم، وطن پرستی است که با وطن دوستی بسیار تفاوت دارد. وطن پرستی یک عقیده است؛ ولی وطن دوستی یک احساس و هیجان است.
وی در ادامه با اشاره تفکر آرزواندیشی گفت: در تفکر آرزو اندیشی، یک مغالطه منطقی وجود دارد و باید از آن اجتناب کرد. آرزواندیشی یعنی اینکه من دوست دارم A نتیجه B باشد.
ملکیان با اشاره به اینکه قرآن این آرزو اندیشی را به یهودیان نسبت می دهد افزود: یهودیان تصور می کردند که قوم برگزیده هستند و خوش نداشتند که وارد جهنم شوند و می گفتند وارد جهنم نخواهیم شد؛ مگر چند روزی (الا ایام معدودات)؛ یعنی یک احساس منجر به باور شده است.
صاحب نظریه عقلانیت و معنویت اظهار داشت: حال اگر وطن دوستی من تحت عنوان یک احساس به وطن منجر به یک باور شود، اولین مشکل وطن پرستی، آرزواندیشی تحت عنوان یک مغالطه منطقی است.
وی با اشاره مشکل دوم احساسی که منجر به باور شده است، گفت: مشکل دوم این است که مثلا اگر نتیجه گرفتم که ایران برترین کشور جهان است، ناسیونالیست های سایر کشورها نیز همین نتیجه را می گیرند و این توام با نزاع خواهد بود.
این روشنفکر دینی ادامه داد: مشکل سوم این است که اساسا چون عجب فردی از لحاظ اخلاقی یک رذیلت است، عجب ملی نیز به اندازه عجب فردی رذیلت اخلاقی است.
ملکیان افزود: مشکل چهارم نتیجه استدلال بر مبنای وطن پرستی و تعمیم آن به استان و شهر و محله در آخرین مرحله شخص وطن پرست است؛ بدین گونه که فرد می گوید: شهر من برترین شهر است، محله من برترین محله است و من برترین هستم.
وی در ادامه به معنای سوم ناسیونالیسم اشاره کرده و تصریح کرد: در این معنا اصالت میهن است؛ یعنی اگر مصالح کل کشور ایجاب کرد که کار A صورت بگیرد؛ ولی مصالح یک شهر یا یک حزب یا یک جبهه سیاسی خاص، کار B باشد، ما مصالح ملی را ترجیح داده و کار A را انجام می دهیم.
ملکیان اضافه کرد: در این معنا، یعنی اصالت از آن کل ملت است و این معنا هم از لحاظ اخلاقی و هم از لحاظ مصلحت اندیشی کاملا پذیرفتنی است.
این روشنفکر دینی ادامه داد: در معنای چهارم مطرح می شود که اگر ملتی درد و رنج دارد و ملت دیگری نیز درد و رنجی دارد، تو ملت خودت را بر ملت دیگر ترجیح دهی.
وی با اشاره به اینکه در اینجا فیلسوفان دو دسته می شوند، اظهار داشت: بسیاری از فیلسوفان اخلاق می گویند درست است؛ زیرا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و به نظر من این معنا پذیرفته تر است؛ اما بعضی دیگر می گویند که درست نیست.
ملکیان افزود: معنای پنجم نیز به مقوله شهروندی می پردازد؛ اما شهروندی نباید سبب شود تا افراد را درجه بندی کرد؛ بلکه باید سبب برابری تمام افراد جامعه شد؛ یعنی همه دارای اختیار و مسئولیت های مساوی باشند و نباید بخاطر شغل و حرفه یا هر مسئولیت دیگری، شخصی بر شخص دیگر ترجیح داده شود.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه