از رضا رفیع تا موسوی گرمارودی؛
شب شعر طنز محتشم کاشانی!
کنگره بین المللی محتشم کاشانی در تالار آزادی دانشگاه کاشان با شب شعر محتشم افتتاح شد، افتتاحیه ای عاری از مرثیه و پاسداشت محتشم سراینده اشعار ماندگار عاشورایی![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، دیشب با چه امید و گاردی به کنگره شعر محتشم کاشانی رفتم. شاعری که مرثیه هایش چشم رسول خدا تا هر دلی را که برای امام حسین می تپد، گریانده است.
اسم مهمانان و مدعوین خیلی کنجکاوم کرده بود که ترکیب این چهره ها چگونه می خواهند برای مرثیهخوان عاشورا شعرخوانی کنند.
,
اولین غافلگیری، دیدن «رضا رفیع» در مقام مجری بود که چشمانم را گرد کرد! از متلک به احمدی نژاد گرفته تا لطیفه گفتن و شوخی کردن با شعرا و حضار؛ مدعوین جلسه هم که جماعت دانشجو و عمدتا طیف عوامی بودند که معدل سالن را تشکیل می دادند و اصلا به نظر نمی رسید که حوصله محتشم شناسی و مرثیه را داشته باشند، البته فضای اداره جلسه هم مستمع را به این سمت سوقی نمی داد.
,شعرایی که دعوت شده بودند به جز استاد گرمارودی و مجاهدی، اراده و آورده ای برازنده نام کنگره نداشتند که با متلک های رضا رفیع و دست زدن های اعتراضی حضار از خیر این آورده گذشتند و سالن را ترک کردند.
,شگفتی برنامه پخش کلیپ فرش محتشم به عنوان حامی کنگره بود که هر از گاهی از ویدیو پرژکتور سالن پخش می شد و مراحل تولید فرش ماشینی و تبلیغ این شرکت را به طرز نامطبوعی به تصویر می کشید.
,کنگره محتشم کاشانی برگزار میشود و دریغ از یک سلام بر حضرت اباعبدالله و یا حتی یک صلوات بر روح عاشورایی محتشم و نه انگار که این مراسم فردای شهادت صدیقه طاهره برگزار می شود و بی کمترین اعتنا به شاه بیت «باز این چه شورش است» که بر سن جایگاه نقش بسته بود…
,تاسف بارتر اینکه نگاه درستی هم برای انتخاب شعرایی که از محدوده کاشان و آران و بیدگل برای شعرخوانی دعوت شده بودند اعمال نشده بود و هر کس هر چه می خواست با هر موضوع و مضمونی می خواند.
,ای کاش این فرصت که پس از سال ها دست داده بود و شاید تا سال ها پیش نیاید، به این سادگی و باری به هر جهت از دست نمی رفت.
,استفاده از از اساتیدی چون موسوی گرمارودی و استاد مجاهدی که آفتاب لب بام مرثیه اند؛ شاید دیگر برای ما دستیافتنی نباشد و شاید این تصویر که ما از محتشم و کاشان و مرثیه اش به نمایش گذاشتیم، دیگر از اذهان شعرا و مدعوین این جلسه پاک نگردد.
,در پایان؛ دریغ می خورم از انصاف همه دلسوزانی که در این جلسه بودند و زبان به اعتراض نگشودند و رگهای غیرتی که نجنبید و فریاد هایی که نخروشید در اعتراض و حتی گلایه از این سناریوی اشتباه.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه