پیرامون طاعون اقتصادی این روزهای شمال استان بوشهر؛

مهره هایی که کیش را میتوانند مات کنند، ولی خود مات بی تدبیری ها شده اند

مهره هایی که کیش را میتوانند مات کنند، ولی خود مات بی تدبیری ها شده اند
شمال استان بوشهر، مهره هایی دارد که کیش را میتوانند مات کنند، ولی خود مات بی تدبیری ها شده اند، واژه شوتی شاید برای برخی، خصوصا بالانشینان کمی غریب بنماید اما این واژه برای اهل فن رنگ دیگری دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از عصر دیلم، واژه شوتی شاید برای برخی؛ خصوصا بالانشینان کمی غریب بنماید اما این  واژه برای اهل فن  رنگ دیگری دارد، شاید تداعی گر کوله بران مرزهای غربی باشد یا شاید ملموس تر رقص بر تیزی شمشیر و خانه ای بر لبه پرتگاه.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصر دیلم،,

 همه اینها که در ذیل خواهد آمد نه شرح حالی است از فردی در مزار شریف نه خاطراتی ست از شهروند لهستانی در جریان حمله هیتلر بلکه توضیح وضعیتی خواهد بود از جوانان پر انرژی و شاید تحصیلکرده یکی از زیباترین شهرهای توریستی جنوبی با ظرفیت بسیار بالای تجارتی و گردشگری و نفت و گاز که مانند گاوی شیرده همواره دوشیده میشده و هیچگاه حوائج و حتی حقوق اولیه اش احقاق نشده.

,

 اصولا شوتی ها کیستند؟ از کره ماه آمده اند یا مسافری از مریخ هستند؟

,

خیر اینها هم یکی از ما بوده اند که دست اجبار آنها را به این سو هل داده، به سویی سراسر بیم و خطر و مالامال از درد و استرس.

,

دولت آنها را قاچاقچی خطاب می کند و دلیل اصلی تضعیف اقتصاد، برای مقابله با آنها نیز راه های مقابله جدی و مشت های آهنین سهمگینی هم دارد، در صورت بازداشت آنها ابتدا و قبل از هرچیزی خودروشان را مصادره می کند (بدون در نظر گرفتن پایان نیافتن اقساط وام خریدش) و پس از آن جریمه های سنگینی لحاظ می کند که فقط شنیدن ارقامش مهره های کمر را جابجا می کند، همه اینها در صورتی است که این افراد سالم به دام قانون افتاده باشند.

,

 چیزی که پر واضح می نماید اینست که این افراد همگی از جنس انسان هستند، همگی خانواده ای دارند، پدر و مادری چشم انتظار یا زن و فرزندی امیدوار که برای اینکه نگاه شان شرمنده خانواده نباشد و غرور مردانگی شان را حفظ کنند جان در مشت می گیرند و تن به جاده می زنند.

,

از هر کدامشان سوال کنید هیچ کدامشان راضی به این زندگی پر استرس و سرشار از آشوب نیستند، بسیاری از آنها می گویند از اینچنین اوضاع نا به سامانی خسته شده اند و اگر شغل جدیدی برایشان فراهم شود علی رغم درآمد کمتر آن را انتخاب می کنند.

,

مع الأسف برخی از آنها حتی پا را فراتر نهاده و در این مسیر پرمصائب زن و بچه را در کنار خود نهاده تا احتمال مشکوک بودن را کمتر کرده و مورد توجه مأموران قرار نگیرند، خود دیگر حساب کنید اوج فاجعه را، خانواده ای که برای آرامش تشکیل شده در گردابی هایل گرفتار آمده که دائم در رفتن و آمدن است.

,

 همه این ها که گفته شد به هیچ وجه در توجیه این شغل کاذب نبوده که در نفی اش مثنوی می توان سرود و کتابی قطور نوشت، بلکه شرح وضعیتی بود بر گدایان حق خود که به چنین روز ملال انگیز و ستوه آوری افتاده اند.

,

آیا به راستی این باید حق جوانانی باشد که در خطه ای زندگی می کنند که در هروجبش میراثی است گرانبها و گنجی پنهان؟

,

آیا این عدالت است که این جوانان گدای حق خود باشند و طلبکارانه آنها را قاچاقچی خطاب کنند؟

,

آنهایی که معنی قاچاقچی را خوب بلدند آیا مفهوم بیکاری و ناچاری را هم می دانند؟

,


 اصولا فاکتور مهم و اصل لازم روی نیاوردن افراد به سمت شغل های کاذب وجود قدرت انتخاب برای کارهای قانونی و مناسب است.

,
,

شهرستان های دیلم و گناوه با دارا بودن شرایط ویژه توسعه و داشتن پتانسیل ها و ظرفیت های ناب تجارت، توریست، گردشگری، صیادی و پرورش آبزیان و منابع نفت و گاز استعداد تبدیل به یک قطب تجاری-گردشگری در جنوب کشور را دارد.

,

امید است مسئولان مرتبط و آنهایی که دستشان می رسد و کاری می توانند بکنند با یک همت جمعی برای رونق اجتماعی و تامین معیشت این جوانان آینده دار که هر کدام دارای پتانسیل های بکر و ظرفیت های دست نخورده بدیعی هستند کاری کنند تا کار از کار نگذشته و جوانان بیشتری کشته نشده و خانواده های دیگری یتیم و داغدار نشده اند و با این کار بزرگ هم ذخیره آخرتی کنند و هم آسایش و صفا را به خانواده ها برگردانند و هم امنیت و آرامش را به جاده ها.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه