در سالروز بزرگداشت سیدجمالالدین اسدآبادی/
شعری در مدح سیدجمالالدین اسدآبادی توسط یکی از بستگانش
سیدرضا ابوالقاسمی پیشکسوت در عرصه شعر و ادب و یکی از بستگان سیدجمالالدین اسدآبادی است که به مناسبت روز بزرگداشت سیدجمالالدین شعری را سرود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آوای سیدجمال؛ سیدرضا ابوالقاسمی که به عنوان یکی از بستگان سیدجمالالدین است، شعری را در مدح این شخصیت برجسته و بیداگر مشرق زمین سروده است که در ادامه آمده:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , آوای سیدجمال, ؛,,
شده اوضاع جهان
,مجمع آزاد عیان
,شرق در خواب گران ، دست و پایی میزد
,ظاهرا" زنده ولی چون مرده
,مردمش افسرده
,جهل و بیداد و ستم
,دستها داده به هم
,تاکه آن ذره همت که بمانده ز قرون
,محو سازد یکسان
,دول غرب کمک کرده به جهل
,که جهان پست و ندارد ارزش
,دل ببندید بر آن
,قدرت استعمار
,خاص آن رو به پیر
,انگلستان پلید
,نیمی از دنیا را
,مالک و صاحب و آقا گشته
,بخت ما برگشته
,تا که آن بانگ رسا که فرستاد خدا
,میفرستد هرگاه، دین شود ملعبه دست خسان
,آن که بعداز هر قرن
,کردگار ذوالقن میفرستد به ذهن
,نام او سیدجمالالدین بود
,قلبش از درد و دغل بازیشان غمگین بود
,با ستمگر ز ازل دشمن دیرین بود
,قد بر افراشت از این شهر منیر
,نعره اتحد و اتحد و ساز نمود
,دستشان باز نمود
,لرزه بر کاخ ستم زود فکند
,پاره شد از وی بند
,تا که طولی نکشید بذر او داد ثمر
,انقلابات پی یکدیگر
,هم به ایران به ترکیه و مصر
,کار و کارستان کرده محو هر دستان کرد
,ارج او شد واجب
,راه او هم دائم، تا گلش غنچه نوبار آورد
,غنچهاش شد گل شاد
,فکر و راهش آباد
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه