انقلابی که بود، انقلابی که هست؛
نفوذی ها نمرده اند!
ترورهای نخستین سالهای انقلاب صدمات جبران ناپذیری را بر انقلاب ملت وارد ساخت و نکته جالب آنست که تمامی این ترورها با وجود عامل نفوذی حادث می شود. بطور مثال عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی مسئول حفاظت حزب است که عامل منافقین است و در مثالی دیگر عامل انفجار دفتر نخست وزیری کشمیری نیز عامل نفوذی است. نفوذی ها نمرده اند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از ائل پرس , محسن ترکمانی: تاریخ انقلاب را که مرور می کنی پر است از نقاط عطف، این نقاط عطف را گاه ملت می آفریند و گاه دشمنان ملت و در این میان نقش عده ای پرتاثیر است، نفوذی ها!
, شبکه اطلاع رسانی دانا, ائل پرس, محسن ترکمانی:, تاریخ انقلاب را که مرور می کنی پر است از نقاط عطف، این نقاط عطف را گاه ملت می آفریند و گاه دشمنان ملت و در این میان نقش عده ای پرتاثیر است، نفوذی ها!,برخورد قدرت های جهانی که همواره انقلابهای مردمی و ایدئولوژیک را خطری برای قدرت خود می بینند ،دارای مراحل مختلفی است، درمراحل اولیه سعی می شود به هر طریقی که می توان از پیروزی انقلاب جلوگیری شود اما آن زمان که این عمل میسور نمی شود قدرت سلطله طلب رو به ملغمه ای از ترور، تحریم ، جنگ، نفوذ و انحراف می آورد.
, برخورد قدرت های جهانی که همواره انقلابهای مردمی و ایدئولوژیک را خطری برای قدرت خود می بینند ،دارای مراحل مختلفی است، درمراحل اولیه سعی می شود به هر طریقی که می توان از پیروزی انقلاب جلوگیری شود اما آن زمان که این عمل میسور نمی شود قدرت سلطله طلب رو به ملغمه ای از ترور، تحریم ، جنگ، نفوذ و انحراف می آورد.,تمامی این مراحل برای انقلاب اسلامی ملت ایران تاکنون اجرا شده و اجرا خواهد شد و در هر برهه ای از زمان نسخه جدیدی اجرا می شود که انقلاب باید خود را برای مقابله با آن آماده کند.
, تمامی این مراحل برای انقلاب اسلامی ملت ایران تاکنون اجرا شده و اجرا خواهد شد و در هر برهه ای از زمان نسخه جدیدی اجرا می شود که انقلاب باید خود را برای مقابله با آن آماده کند.,ترورهای نخستین سالهای انقلاب صدمات جبران ناپذیری را بر انقلاب ملت وارد ساخت و نکته جالب آنست که تمامی این ترورها با وجود عامل نفوذی حادث می شود. بطور مثال عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی مسئول حفاظت حزب است که عامل منافقین است و در مثالی دیگر عامل انفجار دفتر نخست وزیری کشمیری نیز عامل نفوذی است.
, ترورهای نخستین سالهای انقلاب صدمات جبران ناپذیری را بر انقلاب ملت وارد ساخت و نکته جالب آنست که تمامی این ترورها با وجود عامل نفوذی حادث می شود. بطور مثال عامل انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی مسئول حفاظت حزب است که عامل منافقین است و در مثالی دیگر عامل انفجار دفتر نخست وزیری کشمیری نیز عامل نفوذی است.,از این مثال ها بسیار است و نکته ای که در این میان می توان دریافت اینست که انقلاب ها همواره با مشکل نفوذ و نفوذی مواجه هستند.این که چه کسی کشمیری را در دفتر ریاست جمهوری نفوذ می دهد خود جای سوال است؟ نفوذی ها را باید شناخت اما مهمتر آنست که راه نفوذ را بست، اما گویا ناممکن است زیرا همواره افرادی هستند که وسوسه میشوند و مدخل نفوذ.
, از این مثال ها بسیار است و نکته ای که در این میان می توان دریافت اینست که انقلاب ها همواره با مشکل نفوذ و نفوذی مواجه هستند.این که چه کسی کشمیری را در دفتر ریاست جمهوری نفوذ می دهد خود جای سوال است؟ نفوذی ها را باید شناخت اما مهمتر آنست که راه نفوذ را بست، اما گویا ناممکن است زیرا همواره افرادی هستند که وسوسه میشوند و مدخل نفوذ. ,گرچه ضربات ترورهایی که در سالهای نخست انقلاب به وقوع پیوست جبران ناپذیر است اما جبران ناپذیر تر از آن نفوذ تفکرات انحرافی درمیان انقلابیون است. دلیل این که در سالهای ابتدایی انقلاب شاهد ترور هستیم تنها وتنها به این دلیل است که مغز متفکرهای انقلاب از جرگه انقلاب جداشوند تا بتوان راحت تر نفوذی شد و تفکرات را تغییر داد.
, گرچه ضربات ترورهایی که در سالهای نخست انقلاب به وقوع پیوست جبران ناپذیر است اما جبران ناپذیر تر از آن نفوذ تفکرات انحرافی درمیان انقلابیون است. دلیل این که در سالهای ابتدایی انقلاب شاهد ترور هستیم تنها وتنها به این دلیل است که مغز متفکرهای انقلاب از جرگه انقلاب جداشوند تا بتوان راحت تر نفوذی شد و تفکرات را تغییر داد.,نفوذی بودن همیشه اینطور نیست که حتما فرد موردنظر مواجب بگیر قدرت سلطه طلب باشد و ارتباط سیستماتیکی داشته باشد، اگر فرد درمسیری قرار گیرد که آرام، آرام تغییر تفکر دهد و به گونه ای تربیت شود که تفکرات انقلابی را دچار انحراف مسیر کند و بعدها به دلیل اینکه خود انقلابی است، آن تفکر را در میان انقلابیون تبلیغ کند ، نفوذ و انحراف بی آنکه فرد خود بداند رخ داده است و در این مرحله دو بحث حادث می شود، اول ایجاد شک توسط فرد خودباخته در میان انقلابیون و بعد انشقاق یک تیپ فکری و سیاسی در میان انقلابیون. این روند در ادامه در صورت عدم خنثی سازی و نفوذ افراد این تفکر در مناصب سیاسی و اقتصادی منجر به استحاله انقلاب می شود و آن زمان دیگر غرب نیازی نمی بیندکه انقلاب ساقط شود زیرا که چه بخواهد و نخواهد در مسیر آنها حرکت خواهد کرد.
, نفوذی بودن همیشه اینطور نیست که حتما فرد موردنظر مواجب بگیر قدرت سلطه طلب باشد و ارتباط سیستماتیکی داشته باشد، اگر فرد درمسیری قرار گیرد که آرام، آرام تغییر تفکر دهد و به گونه ای تربیت شود که تفکرات انقلابی را دچار انحراف مسیر کند و بعدها به دلیل اینکه خود انقلابی است، آن تفکر را در میان انقلابیون تبلیغ کند ، نفوذ و انحراف بی آنکه فرد خود بداند رخ داده است و در این مرحله دو بحث حادث می شود، اول ایجاد شک توسط فرد خودباخته در میان انقلابیون و بعد انشقاق یک تیپ فکری و سیاسی در میان انقلابیون. این روند در ادامه در صورت عدم خنثی سازی و نفوذ افراد این تفکر در مناصب سیاسی و اقتصادی منجر به استحاله انقلاب می شود و آن زمان دیگر غرب نیازی نمی بیندکه انقلاب ساقط شود زیرا که چه بخواهد و نخواهد در مسیر آنها حرکت خواهد کرد.,جدایی گروههای مختلف از هم امری است که از ابتدای انقلاب واقع شده است، ابتدا نهضت آزادی، بعد بنی صدر و در سال 88 مجمع روحانیون و بعد ها نیز این امر حادث خواهد شد،چون انقلاب بستر ریزش و رویش است و در هر زمانن نیاز به بازتولید داشته های ایدئولوژیک خود دارد و این بازتولید توسط رهبرانقلاب و ولی فقیه صورت می پذیرد تا انقلاب دچار جمود و انحراف نشود.
, جدایی گروههای مختلف از هم امری است که از ابتدای انقلاب واقع شده است، ابتدا نهضت آزادی، بعد بنی صدر و در سال 88 مجمع روحانیون و بعد ها نیز این امر حادث خواهد شد،چون انقلاب بستر ریزش و رویش است و در هر زمانن نیاز به بازتولید داشته های ایدئولوژیک خود دارد و این بازتولید توسط رهبرانقلاب و ولی فقیه صورت می پذیرد تا انقلاب دچار جمود و انحراف نشود.,گروههای جداشده از طیف انقلاب همواره این ادعارا داشته اند که حق بوده اند و این انقلاب بوده که آنها را طرد کرده است، ولی تنها یک پاسخ می توان به این ادعا داد و این آن ست که گذشته خود را بازخوانی کنند و خودقاضی باشند که چگونه می شود مواضعی با تفاوت 180 درجه ای در بستر انقلاب در طول چندین سال داشت؟ آیا نباید این گروهها به مبانی فکری خود رجوع کنند و نه اینکه مبانی فکری خود را که بیشتر باید متاثر از حضرت امام(ره) باشد ، امام را به نفع تفکر کنونی خود تفسیر کنند!
, گروههای جداشده از طیف انقلاب همواره این ادعارا داشته اند که حق بوده اند و این انقلاب بوده که آنها را طرد کرده است، ولی تنها یک پاسخ می توان به این ادعا داد و این آن ست که گذشته خود را بازخوانی کنند و خودقاضی باشند که چگونه می شود مواضعی با تفاوت 180 درجه ای در بستر انقلاب در طول چندین سال داشت؟ آیا نباید این گروهها به مبانی فکری خود رجوع کنند و نه اینکه مبانی فکری خود را که بیشتر باید متاثر از حضرت امام(ره) باشد ، امام را به نفع تفکر کنونی خود تفسیر کنند!,اگر تفکر یک انقلابی نسل اول اکنون با تفکر بازتولید کننده تفکر انقلاب یعنی رهبر انقلاب زاویه داشته باشد، باید در تفکراتش تامل کند و و این اختلاف زاویه را حل نماید در غیر این صورت این کمترین حق نسل سوم انقلاب است که سوالاتی را از آن انقلابی داشته باشد، زیرا نسل سوم، انقلاب را از نسل اول که انقلاب و دوران دفاع مقدس را با سرافرازی پشت سر گذاشته اند به ارث برده است و نمی توان با مطرح کردن القاب یار امام و پیشکسوت و همرزم شهید بودن اختلاف زاویه را بست و پوشاند و گفت که چرا از این فرد سوال جواب میشود آیا نمی توان این حق برای افکار عمومی قائل بود؟!
, اگر تفکر یک انقلابی نسل اول اکنون با تفکر بازتولید کننده تفکر انقلاب یعنی رهبر انقلاب زاویه داشته باشد، باید در تفکراتش تامل کند و و این اختلاف زاویه را حل نماید در غیر این صورت این کمترین حق نسل سوم انقلاب است که سوالاتی را از آن انقلابی داشته باشد، زیرا نسل سوم، انقلاب را از نسل اول که انقلاب و دوران دفاع مقدس را با سرافرازی پشت سر گذاشته اند به ارث برده است و نمی توان با مطرح کردن القاب یار امام و پیشکسوت و همرزم شهید بودن اختلاف زاویه را بست و پوشاند و گفت که چرا از این فرد سوال جواب میشود آیا نمی توان این حق برای افکار عمومی قائل بود؟!,امروز که سالگرد یکی از ترورهای تلخ مردان انقلاب اسلامی است باید در اذهان مرور کرد که نفوذ، نفوذی چه کرد با این انقلاب و حال که قدرت سلطه طلب ترجیح می دهد به جای استفاده از قدرت سخت برای سقوط انقلاب، از قدرت نرم استفاده کند باید بیش از پیش هوشیار بود زیرا که نه راه نفوذ بسته است و نه نفوذی ها مرده اند. نباشد که ما نیز تحت تاثیر القای تفکرات نفوذی شویم بی آنکه خود بدانیم.
, امروز که سالگرد یکی از ترورهای تلخ مردان انقلاب اسلامی است باید در اذهان مرور کرد که نفوذ، نفوذی چه کرد با این انقلاب و حال که قدرت سلطه طلب ترجیح می دهد به جای استفاده از قدرت سخت برای سقوط انقلاب، از قدرت نرم استفاده کند باید بیش از پیش هوشیار بود زیرا که نه راه نفوذ بسته است و نه نفوذی ها مرده اند. نباشد که ما نیز تحت تاثیر القای تفکرات نفوذی شویم بی آنکه خود بدانیم.,]
ارسال دیدگاه