سه تبریزی که در بین شهدای 7 تیر 1360 بودند+عکس
در میان شهدای انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 1360 که منجر به شهادت شهید بهشتی و یاران انقلابیاش شد سه نفر تبریزی نیز در میان شهدا بودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از تبریز بیدار، شهید حبیبالله مهدی زاده طالعی: حبیب متولد تبریز در 22 دی 1330 بود و به هنگام شهادت 30 سال داشت. حبیب دوره دبیرستان را در آموزشگاههای ثقهالاسلام و فردوسی گذارند و در همان ایام تحصیل در دروس ریاضی و ادبیات انگلیسی متبحر بود. شهید مهدی زاده طالعی در سال 1350 در رشته ریاضی دانشکده مدیریت و اقتصاد کرج پذیرفته شد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, تبریز بیدار,
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جهاد سازندگی آذربایجان شرقی مشغول خدمت به روستاییان گردید. پس از آغاز فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، به عضویت این حزب درآمد و در بخش تبلیغات مشغول به خدمت شد. پس از مدتی با جدیتی که از خود نشان داد بهعنوان مسؤول امور استانهای حزب، منشاء خدمات فراوانی گردید. او به شهید دکتر بهشتی علاقه زیادی داشت و همیشه از صداقت و جذبه ایشان به نیکی یاد میکرد.
وی در شامگاه هفتم تیر سال 1360، در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین به شهادت رسید.
سوابق مبارزاتی: تهیه و انتشار اعلامیههای حضرت امام راحل، جمعآوری کمک به اعتصابیون شرکت نفت آبادان، حضور در تسخیر انقلابی پادگانهای رژیم
کارهای تشکیلاتی: عزیمت به مناطق دور افتاده کشور و کمک به محرومان (پس از پیروزی انقلاب اسلامی)، عضویت در حزب جمهوری اسلامی
مسؤولیتها: همکاری با کمیته انقلاب اسلامی، همکاری با جهاد سازندگی و مسؤول بخش تشکیلات در واحد امور استانهای حزب جمهوری اسلامی

شهید حسن بخشایش: حسن متولد 12 فروردین 1336 بود و هنگام شهادت 24 سال سن داشت. وی بعد از تحصیلات متوسطه در سال 1355 وارد دانشگاه تبریز شد.
حسن از نیروهای انقلابی بود که پیش از پیروزی انقلاب علیه رژیم شاه در مبارزات مدمی شرکت کرده بود. شهید حسن بخشایش در یکی از خاطرات خود گفته بود: «روز 19 بهمن سال 1356 ساواک به خانه ما و برخی دوستان حمله کرد. [ما از قبل] احتمال چنین حملهای را پیشبینی کرده بودیم، بنابراین قبل از یورش مأموران ساواک از خانه خارج شده و بهواسطه دوستی که با پسر رییس دانشگاه داشتیم، مخفیانه بدون آن که پدرش بفهمد، شب را در آن جا به صبح رساندیم و روز بعد به اتفاق دوستان برای در امان بودن از وحشیگریهای جلادان شاه و ادامه فعالیت مبارزاتی به تهران آمدیم».
شهید بخشایش در سال 1356 پس از درج مقاله تحریکآمیز در روزنامه اطلاعات، همگام با مردم تبریز بهصورت فعالتری در صحنه مبارزه آشکار شد. در سال 1357 با اوجگیری مبارزات انقلابی مردم با همکاری برخی دوستان خود اقدام به تشکیل یک گروه مسلحانه کردند و خود را برای یک نبرد مستقیم با رژیم آماده ساختند و توانستند با زحمت و مشقت فراوان اسلحه تهیه نمایند و لیکن با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از این سلاحها استفاده نشد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گشایش دانشگاهها، با همکاری برخی دوستان خود کانون نهضت اسلامی در دانشگاه تبریز را پایهگذاری کرد. او نقش برجستهای در هدایت برنامههای این کانون و ارتباط آن با حزب جمهوری اسلامی داشت و از همین جا بود که با فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی و اندیشههای شهید بهشتی آشنا شد.
وی در سال 1358 در فتنهای که حزب خلق مسلمان در آذربایجان به پا کرد، با همکاری نیروهای انقلابی به مقابله با آنان برخاست. شهید بخشایش پس از خاتمه آشوب حزب خلق مسلمان در آذربایجان، دفتر جهاد سازندگی تبریز را به اتفاق دوستانش در سال 58 تأسیس کرد.
او هم چنین با صدا و سیمای آذربایجان شرقی در تهیه برنامههای انقلابی و اسلامی همکاری تنگاتنگی داشت.
در سال 1359 ه.ش همگام با آغاز انقلاب فرهنگی به تهران بازگشت و همکاری متناوب خود را با حزب جمهوری اسلامی آغاز کرد. وی با هدف خنثی کردن توطئه چهرههای وابسته و در رأس آن بنیصدر خائن توانست وارد دفتر هماهنگی رییسجمهور با مردم شود. او با دقت کلیه کارهای دفتر را زیر نظر میگرفت و روزانه، مکر و حیله آنان را همراه با اسناد به استحضار مسؤولان ارشد نظام میرساند. بعد از این که بنیصدر خائن از همت انقلابی او آگاه شد دستور بازداشت و اخراج وی از دفتر هماهنگی را صادر کرد و حتی از فرط عصبانیت در سخنرانی خود در 17 شهریور سال 1359 از شهید بخشایش و اقدام انقلابی او سخن به میان آورد.
شهید حسن بخشایش در مهر سال 1359 به عضویت رسمی حزب جمهوری اسلامی درآمد و همکاری تنگاتنگ و تشکیلاتی خود را با این تشکل اسلامی آغاز نمود.
وی سپس به توصیه دوستان برای ادامه خدمت وارد نهاد نخستوزیری شد و برای ساماندهی این نهاد نوپا بسیار تلاش کرد. شهید بخشایش در این مدت به همراه شهید موسی کلانتری به گلبافت کرمان سفر کرد و برای بهبود وضع زلزلهزدگان و رسیدگی به مشکلات آنان جانفشانی نمود.
حسن بخشایش در شامگاه هفتم تیر سال 1360 به همراه شهید دکتر بهشتی و دیگران یاران انقلاب به شهادت رسید.
سوابق مبارزاتی: حضور در راهپیماییهای ضد رژیم پهلوی، تکثیر اعلامیههای حضرت امام راحل، مبارزه با جریانهای التقاطی، تجزیهطلب و لیبرالیسم
کارهای تشکیلاتی: همکاری در پایهگذاری کانون نهضت اسلامی دانشگاه تبریز، عضویت در حزب جمهوری اسلامی، پایهگذاری دفتر جهاد سازندگی در تبریز
مسؤولیتها: خدمت در نهادهای مختلف انقلابی همکاری با دفتر نخست وزیری، همکاری با صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی

شهید دکتر هاشم جعفری معیری: هاشم متولد تبریز در 12 خرداد 1309 بود و هنگام شهادت 51 سال داشت. هاشم کسب معارف اسلامی و عبادی را ابتدا به شیوه سنتی در خانه و سپس در مسجد ملک شهر تبریز، تحت آموزشهای مرحوم حاج میرزا علیآقا تبریزی فرا گرفت. شهید جعفری معیری تحصیلات ابتدایی را در تبریز سپری کرد و سپس به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و دوره تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای این شهر پشت سر گذاشت.
هاشم جعفری معیری در سال 1332 پس از موفقیت در کنکور سراسری دانشگاه برای تحصیل در رشته طب به دانشگاه تبریز رفت. او پس از اخذ دانشنامه پزشکی عمومی برای خدمت به هموطنان خود، رهسپار شهرهای دور افتاده و محروم آن زمان مانند خلخال، آذرشهر و میانه شد.
با تبعید حضرت امام راحل به پاریس، وی در شکلدهی مبارزات خودجوش مردم انقلابی نقش بهسزایی ایفا نمود.
دکتر داریوش بهبودی یکی از دوستان شهید در این زمینه میگوید: «دکتر جعفری معیری در جنوب شهر تهران، چهرهای شناخته شده بود ... با اینکه در دوران سیاه ستم شاهی، اختناق عجیبی بر جامعه سایه افکنده بود اما مطب دکتر، [یکی از] بهترین سنگر [های] مبارزه و مقاومت علیه طاغوت به شمار میرفت. او از مبارزه نمیترسید و روح مبارزهاش از اسلامشناسی نشأت میگرفت. شهید معیری در مبارزه برای براندازی رژیم پهلوی، هرگز تظاهر نمیکرد و برای تحقق بخشیدن به آرمانهای [والای اسلامی] و استقرار حکومت عدل علی، مردانه مبارزه میکرد...»
شهید معیری پس از ساماندهی نظام اداری و درمانی سازمانهای تابعه وزارت بهداری در سال 1358 بهعنوان مدیرکل بهداری استان تهران مشغول به خدمت شد و در 25/8/1359 بهعنوان رییس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی منصوب گردید. وی در ادامه 28 در اسفند سال 1359 بهعنوان معاون امور درمانی وزارت بهداشت مشغول به کار شد.
او پس از تأسیس حزب جمهوری اسلامی تا لحظه شهادت به همکاری با این تشکیلات انقلابی و اسلامی ادامه داد و در هفتم تیر سال 1360 به همراه دیگر یاران انقلابیاش به شهادت رسید.
سوابق مبارزاتی: ایستادگی در برابر جریانهای فکری منحرف و وابسته به شرق و غرب، برپایی جلسات مذهبی با هدف نهادینه کردن روحیه ظلمستیزی بهویژه در میان جوانان، حرکت در مسیر نهضت عاشورایی حضرت امام خمینی (ره)
کارهای تشکیلاتی: عضویت در حزب جمهوری اسلامی
مسؤولیتها: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی: مسؤول بهداری دانشکده طب تبریز، رییس درمانگاه خلخال، رییس بهداری آذرشهر، رییس بهداری میانه؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی: مدیرکل بهداری استان تهران، رییس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، معاون امور درمانی وزارت بهداری
آثار علمی: گاسترکتومی اولسر و اندیکاسیون، بررسی سرطان مری و معالجات و جراحی آن، شناخت سرطان و اهمیت پیوپسی در سهولت تشخیص آن و دهها مقاله علمی ...

یادمان شهدای هفت تیر


وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جهاد سازندگی آذربایجان شرقی مشغول خدمت به روستاییان گردید. پس از آغاز فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، به عضویت این حزب درآمد و در بخش تبلیغات مشغول به خدمت شد. پس از مدتی با جدیتی که از خود نشان داد بهعنوان مسؤول امور استانهای حزب، منشاء خدمات فراوانی گردید. او به شهید دکتر بهشتی علاقه زیادی داشت و همیشه از صداقت و جذبه ایشان به نیکی یاد میکرد.
وی در شامگاه هفتم تیر سال 1360، در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین به شهادت رسید.
سوابق مبارزاتی: تهیه و انتشار اعلامیههای حضرت امام راحل، جمعآوری کمک به اعتصابیون شرکت نفت آبادان، حضور در تسخیر انقلابی پادگانهای رژیم
کارهای تشکیلاتی: عزیمت به مناطق دور افتاده کشور و کمک به محرومان (پس از پیروزی انقلاب اسلامی)، عضویت در حزب جمهوری اسلامی
مسؤولیتها: همکاری با کمیته انقلاب اسلامی، همکاری با جهاد سازندگی و مسؤول بخش تشکیلات در واحد امور استانهای حزب جمهوری اسلامی

شهید حسن بخشایش: حسن متولد 12 فروردین 1336 بود و هنگام شهادت 24 سال سن داشت. وی بعد از تحصیلات متوسطه در سال 1355 وارد دانشگاه تبریز شد.
حسن از نیروهای انقلابی بود که پیش از پیروزی انقلاب علیه رژیم شاه در مبارزات مدمی شرکت کرده بود. شهید حسن بخشایش در یکی از خاطرات خود گفته بود: «روز 19 بهمن سال 1356 ساواک به خانه ما و برخی دوستان حمله کرد. [ما از قبل] احتمال چنین حملهای را پیشبینی کرده بودیم، بنابراین قبل از یورش مأموران ساواک از خانه خارج شده و بهواسطه دوستی که با پسر رییس دانشگاه داشتیم، مخفیانه بدون آن که پدرش بفهمد، شب را در آن جا به صبح رساندیم و روز بعد به اتفاق دوستان برای در امان بودن از وحشیگریهای جلادان شاه و ادامه فعالیت مبارزاتی به تهران آمدیم».
شهید بخشایش در سال 1356 پس از درج مقاله تحریکآمیز در روزنامه اطلاعات، همگام با مردم تبریز بهصورت فعالتری در صحنه مبارزه آشکار شد. در سال 1357 با اوجگیری مبارزات انقلابی مردم با همکاری برخی دوستان خود اقدام به تشکیل یک گروه مسلحانه کردند و خود را برای یک نبرد مستقیم با رژیم آماده ساختند و توانستند با زحمت و مشقت فراوان اسلحه تهیه نمایند و لیکن با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از این سلاحها استفاده نشد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گشایش دانشگاهها، با همکاری برخی دوستان خود کانون نهضت اسلامی در دانشگاه تبریز را پایهگذاری کرد. او نقش برجستهای در هدایت برنامههای این کانون و ارتباط آن با حزب جمهوری اسلامی داشت و از همین جا بود که با فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی و اندیشههای شهید بهشتی آشنا شد.
وی در سال 1358 در فتنهای که حزب خلق مسلمان در آذربایجان به پا کرد، با همکاری نیروهای انقلابی به مقابله با آنان برخاست. شهید بخشایش پس از خاتمه آشوب حزب خلق مسلمان در آذربایجان، دفتر جهاد سازندگی تبریز را به اتفاق دوستانش در سال 58 تأسیس کرد.
او هم چنین با صدا و سیمای آذربایجان شرقی در تهیه برنامههای انقلابی و اسلامی همکاری تنگاتنگی داشت.
در سال 1359 ه.ش همگام با آغاز انقلاب فرهنگی به تهران بازگشت و همکاری متناوب خود را با حزب جمهوری اسلامی آغاز کرد. وی با هدف خنثی کردن توطئه چهرههای وابسته و در رأس آن بنیصدر خائن توانست وارد دفتر هماهنگی رییسجمهور با مردم شود. او با دقت کلیه کارهای دفتر را زیر نظر میگرفت و روزانه، مکر و حیله آنان را همراه با اسناد به استحضار مسؤولان ارشد نظام میرساند. بعد از این که بنیصدر خائن از همت انقلابی او آگاه شد دستور بازداشت و اخراج وی از دفتر هماهنگی را صادر کرد و حتی از فرط عصبانیت در سخنرانی خود در 17 شهریور سال 1359 از شهید بخشایش و اقدام انقلابی او سخن به میان آورد.
شهید حسن بخشایش در مهر سال 1359 به عضویت رسمی حزب جمهوری اسلامی درآمد و همکاری تنگاتنگ و تشکیلاتی خود را با این تشکل اسلامی آغاز نمود.
وی سپس به توصیه دوستان برای ادامه خدمت وارد نهاد نخستوزیری شد و برای ساماندهی این نهاد نوپا بسیار تلاش کرد. شهید بخشایش در این مدت به همراه شهید موسی کلانتری به گلبافت کرمان سفر کرد و برای بهبود وضع زلزلهزدگان و رسیدگی به مشکلات آنان جانفشانی نمود.
حسن بخشایش در شامگاه هفتم تیر سال 1360 به همراه شهید دکتر بهشتی و دیگران یاران انقلاب به شهادت رسید.
سوابق مبارزاتی: حضور در راهپیماییهای ضد رژیم پهلوی، تکثیر اعلامیههای حضرت امام راحل، مبارزه با جریانهای التقاطی، تجزیهطلب و لیبرالیسم
کارهای تشکیلاتی: همکاری در پایهگذاری کانون نهضت اسلامی دانشگاه تبریز، عضویت در حزب جمهوری اسلامی، پایهگذاری دفتر جهاد سازندگی در تبریز
مسؤولیتها: خدمت در نهادهای مختلف انقلابی همکاری با دفتر نخست وزیری، همکاری با صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی

شهید دکتر هاشم جعفری معیری: هاشم متولد تبریز در 12 خرداد 1309 بود و هنگام شهادت 51 سال داشت. هاشم کسب معارف اسلامی و عبادی را ابتدا به شیوه سنتی در خانه و سپس در مسجد ملک شهر تبریز، تحت آموزشهای مرحوم حاج میرزا علیآقا تبریزی فرا گرفت. شهید جعفری معیری تحصیلات ابتدایی را در تبریز سپری کرد و سپس به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و دوره تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای این شهر پشت سر گذاشت.
هاشم جعفری معیری در سال 1332 پس از موفقیت در کنکور سراسری دانشگاه برای تحصیل در رشته طب به دانشگاه تبریز رفت. او پس از اخذ دانشنامه پزشکی عمومی برای خدمت به هموطنان خود، رهسپار شهرهای دور افتاده و محروم آن زمان مانند خلخال، آذرشهر و میانه شد.
با تبعید حضرت امام راحل به پاریس، وی در شکلدهی مبارزات خودجوش مردم انقلابی نقش بهسزایی ایفا نمود.
دکتر داریوش بهبودی یکی از دوستان شهید در این زمینه میگوید: «دکتر جعفری معیری در جنوب شهر تهران، چهرهای شناخته شده بود ... با اینکه در دوران سیاه ستم شاهی، اختناق عجیبی بر جامعه سایه افکنده بود اما مطب دکتر، [یکی از] بهترین سنگر [های] مبارزه و مقاومت علیه طاغوت به شمار میرفت. او از مبارزه نمیترسید و روح مبارزهاش از اسلامشناسی نشأت میگرفت. شهید معیری در مبارزه برای براندازی رژیم پهلوی، هرگز تظاهر نمیکرد و برای تحقق بخشیدن به آرمانهای [والای اسلامی] و استقرار حکومت عدل علی، مردانه مبارزه میکرد...»
شهید معیری پس از ساماندهی نظام اداری و درمانی سازمانهای تابعه وزارت بهداری در سال 1358 بهعنوان مدیرکل بهداری استان تهران مشغول به خدمت شد و در 25/8/1359 بهعنوان رییس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی منصوب گردید. وی در ادامه 28 در اسفند سال 1359 بهعنوان معاون امور درمانی وزارت بهداشت مشغول به کار شد.
او پس از تأسیس حزب جمهوری اسلامی تا لحظه شهادت به همکاری با این تشکیلات انقلابی و اسلامی ادامه داد و در هفتم تیر سال 1360 به همراه دیگر یاران انقلابیاش به شهادت رسید.
سوابق مبارزاتی: ایستادگی در برابر جریانهای فکری منحرف و وابسته به شرق و غرب، برپایی جلسات مذهبی با هدف نهادینه کردن روحیه ظلمستیزی بهویژه در میان جوانان، حرکت در مسیر نهضت عاشورایی حضرت امام خمینی (ره)
کارهای تشکیلاتی: عضویت در حزب جمهوری اسلامی
مسؤولیتها: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی: مسؤول بهداری دانشکده طب تبریز، رییس درمانگاه خلخال، رییس بهداری آذرشهر، رییس بهداری میانه؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی: مدیرکل بهداری استان تهران، رییس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، معاون امور درمانی وزارت بهداری
آثار علمی: گاسترکتومی اولسر و اندیکاسیون، بررسی سرطان مری و معالجات و جراحی آن، شناخت سرطان و اهمیت پیوپسی در سهولت تشخیص آن و دهها مقاله علمی ...

یادمان شهدای هفت تیر


,
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جهاد سازندگی آذربایجان شرقی مشغول خدمت به روستاییان گردید. پس از آغاز فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، به عضویت این حزب درآمد و در بخش تبلیغات مشغول به خدمت شد. پس از مدتی با جدیتی که از خود نشان داد بهعنوان مسؤول امور استانهای حزب، منشاء خدمات فراوانی گردید. او به شهید دکتر بهشتی علاقه زیادی داشت و همیشه از صداقت و جذبه ایشان به نیکی یاد میکرد.
,,
وی در شامگاه هفتم تیر سال 1360، در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین به شهادت رسید.
,,
سوابق مبارزاتی: تهیه و انتشار اعلامیههای حضرت امام راحل، جمعآوری کمک به اعتصابیون شرکت نفت آبادان، حضور در تسخیر انقلابی پادگانهای رژیم
,کارهای تشکیلاتی: عزیمت به مناطق دور افتاده کشور و کمک به محرومان (پس از پیروزی انقلاب اسلامی)، عضویت در حزب جمهوری اسلامی
,
مسؤولیتها: همکاری با کمیته انقلاب اسلامی، همکاری با جهاد سازندگی و مسؤول بخش تشکیلات در واحد امور استانهای حزب جمهوری اسلامی
,
,

, شهید حسن بخشایش: حسن متولد 12 فروردین 1336 بود و هنگام شهادت 24 سال سن داشت. وی بعد از تحصیلات متوسطه در سال 1355 وارد دانشگاه تبریز شد.
,,
حسن از نیروهای انقلابی بود که پیش از پیروزی انقلاب علیه رژیم شاه در مبارزات مدمی شرکت کرده بود. شهید حسن بخشایش در یکی از خاطرات خود گفته بود: «روز 19 بهمن سال 1356 ساواک به خانه ما و برخی دوستان حمله کرد. [ما از قبل] احتمال چنین حملهای را پیشبینی کرده بودیم، بنابراین قبل از یورش مأموران ساواک از خانه خارج شده و بهواسطه دوستی که با پسر رییس دانشگاه داشتیم، مخفیانه بدون آن که پدرش بفهمد، شب را در آن جا به صبح رساندیم و روز بعد به اتفاق دوستان برای در امان بودن از وحشیگریهای جلادان شاه و ادامه فعالیت مبارزاتی به تهران آمدیم».
,
شهید بخشایش در سال 1356 پس از درج مقاله تحریکآمیز در روزنامه اطلاعات، همگام با مردم تبریز بهصورت فعالتری در صحنه مبارزه آشکار شد. در سال 1357 با اوجگیری مبارزات انقلابی مردم با همکاری برخی دوستان خود اقدام به تشکیل یک گروه مسلحانه کردند و خود را برای یک نبرد مستقیم با رژیم آماده ساختند و توانستند با زحمت و مشقت فراوان اسلحه تهیه نمایند و لیکن با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی از این سلاحها استفاده نشد.
,,
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و گشایش دانشگاهها، با همکاری برخی دوستان خود کانون نهضت اسلامی در دانشگاه تبریز را پایهگذاری کرد. او نقش برجستهای در هدایت برنامههای این کانون و ارتباط آن با حزب جمهوری اسلامی داشت و از همین جا بود که با فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی و اندیشههای شهید بهشتی آشنا شد.
,وی در سال 1358 در فتنهای که حزب خلق مسلمان در آذربایجان به پا کرد، با همکاری نیروهای انقلابی به مقابله با آنان برخاست. شهید بخشایش پس از خاتمه آشوب حزب خلق مسلمان در آذربایجان، دفتر جهاد سازندگی تبریز را به اتفاق دوستانش در سال 58 تأسیس کرد.
,,
او هم چنین با صدا و سیمای آذربایجان شرقی در تهیه برنامههای انقلابی و اسلامی همکاری تنگاتنگی داشت.
,,
در سال 1359 ه.ش همگام با آغاز انقلاب فرهنگی به تهران بازگشت و همکاری متناوب خود را با حزب جمهوری اسلامی آغاز کرد. وی با هدف خنثی کردن توطئه چهرههای وابسته و در رأس آن بنیصدر خائن توانست وارد دفتر هماهنگی رییسجمهور با مردم شود. او با دقت کلیه کارهای دفتر را زیر نظر میگرفت و روزانه، مکر و حیله آنان را همراه با اسناد به استحضار مسؤولان ارشد نظام میرساند. بعد از این که بنیصدر خائن از همت انقلابی او آگاه شد دستور بازداشت و اخراج وی از دفتر هماهنگی را صادر کرد و حتی از فرط عصبانیت در سخنرانی خود در 17 شهریور سال 1359 از شهید بخشایش و اقدام انقلابی او سخن به میان آورد.
,,
شهید حسن بخشایش در مهر سال 1359 به عضویت رسمی حزب جمهوری اسلامی درآمد و همکاری تنگاتنگ و تشکیلاتی خود را با این تشکل اسلامی آغاز نمود.
,,
وی سپس به توصیه دوستان برای ادامه خدمت وارد نهاد نخستوزیری شد و برای ساماندهی این نهاد نوپا بسیار تلاش کرد. شهید بخشایش در این مدت به همراه شهید موسی کلانتری به گلبافت کرمان سفر کرد و برای بهبود وضع زلزلهزدگان و رسیدگی به مشکلات آنان جانفشانی نمود.
,حسن بخشایش در شامگاه هفتم تیر سال 1360 به همراه شهید دکتر بهشتی و دیگران یاران انقلاب به شهادت رسید.
,سوابق مبارزاتی: حضور در راهپیماییهای ضد رژیم پهلوی، تکثیر اعلامیههای حضرت امام راحل، مبارزه با جریانهای التقاطی، تجزیهطلب و لیبرالیسم
,کارهای تشکیلاتی: همکاری در پایهگذاری کانون نهضت اسلامی دانشگاه تبریز، عضویت در حزب جمهوری اسلامی، پایهگذاری دفتر جهاد سازندگی در تبریز
,مسؤولیتها: خدمت در نهادهای مختلف انقلابی همکاری با دفتر نخست وزیری، همکاری با صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی
,,

, شهید دکتر هاشم جعفری معیری: هاشم متولد تبریز در 12 خرداد 1309 بود و هنگام شهادت 51 سال داشت. هاشم کسب معارف اسلامی و عبادی را ابتدا به شیوه سنتی در خانه و سپس در مسجد ملک شهر تبریز، تحت آموزشهای مرحوم حاج میرزا علیآقا تبریزی فرا گرفت. شهید جعفری معیری تحصیلات ابتدایی را در تبریز سپری کرد و سپس به همراه خانوادهاش به تهران مهاجرت کرد و دوره تحصیلات متوسطه را در دبیرستانهای این شهر پشت سر گذاشت.
,,
هاشم جعفری معیری در سال 1332 پس از موفقیت در کنکور سراسری دانشگاه برای تحصیل در رشته طب به دانشگاه تبریز رفت. او پس از اخذ دانشنامه پزشکی عمومی برای خدمت به هموطنان خود، رهسپار شهرهای دور افتاده و محروم آن زمان مانند خلخال، آذرشهر و میانه شد.
,,
,
با تبعید حضرت امام راحل به پاریس، وی در شکلدهی مبارزات خودجوش مردم انقلابی نقش بهسزایی ایفا نمود.
,,
دکتر داریوش بهبودی یکی از دوستان شهید در این زمینه میگوید: «دکتر جعفری معیری در جنوب شهر تهران، چهرهای شناخته شده بود ... با اینکه در دوران سیاه ستم شاهی، اختناق عجیبی بر جامعه سایه افکنده بود اما مطب دکتر، [یکی از] بهترین سنگر [های] مبارزه و مقاومت علیه طاغوت به شمار میرفت. او از مبارزه نمیترسید و روح مبارزهاش از اسلامشناسی نشأت میگرفت. شهید معیری در مبارزه برای براندازی رژیم پهلوی، هرگز تظاهر نمیکرد و برای تحقق بخشیدن به آرمانهای [والای اسلامی] و استقرار حکومت عدل علی، مردانه مبارزه میکرد...»
,,
شهید معیری پس از ساماندهی نظام اداری و درمانی سازمانهای تابعه وزارت بهداری در سال 1358 بهعنوان مدیرکل بهداری استان تهران مشغول به خدمت شد و در 25/8/1359 بهعنوان رییس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی منصوب گردید. وی در ادامه 28 در اسفند سال 1359 بهعنوان معاون امور درمانی وزارت بهداشت مشغول به کار شد.
,,
او پس از تأسیس حزب جمهوری اسلامی تا لحظه شهادت به همکاری با این تشکیلات انقلابی و اسلامی ادامه داد و در هفتم تیر سال 1360 به همراه دیگر یاران انقلابیاش به شهادت رسید.
,,
سوابق مبارزاتی: ایستادگی در برابر جریانهای فکری منحرف و وابسته به شرق و غرب، برپایی جلسات مذهبی با هدف نهادینه کردن روحیه ظلمستیزی بهویژه در میان جوانان، حرکت در مسیر نهضت عاشورایی حضرت امام خمینی (ره)
,,
کارهای تشکیلاتی: عضویت در حزب جمهوری اسلامی
,,
مسؤولیتها: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی: مسؤول بهداری دانشکده طب تبریز، رییس درمانگاه خلخال، رییس بهداری آذرشهر، رییس بهداری میانه؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی: مدیرکل بهداری استان تهران، رییس هیأت مدیره و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، معاون امور درمانی وزارت بهداری
,,
آثار علمی: گاسترکتومی اولسر و اندیکاسیون، بررسی سرطان مری و معالجات و جراحی آن، شناخت سرطان و اهمیت پیوپسی در سهولت تشخیص آن و دهها مقاله علمی ...
,,

, ,
یادمان شهدای هفت تیر
,,

, ,

, ]
ارسال دیدگاه