سدسازی، آری یا خیر؟
سدها با کدام کارشناسیهای علمی در ایران ساخته میشود
معتقدیم اگر سدی با مطالعات دقیق و بررسی های علمی ساخته نشود، نه تنها سودی نخواهد داشت بلکه موجب تلف شدن آب ها و خشک شدن زمین های پایاب سد و از بین رفتن میلیاردها تومان از منابع مالی کشور می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرگزاری علم و فناوری از کهگیلویه و بویراحمد؛ جمهوری اسلامی ایران بعد از کشورهای چین و ترکیه سومین کشور سدساز دنیا است. قطعاً تعدادی از سدهای احداث شده در کشور به خوبی نقش خود را ایفا کرده و با اثرگذاری از هدر رفت آب ها جلوگیری کرده و علاوه بر سیراب کردن زمین های زراعی پایین دست خود، آب شرب میلیون ها انسان را نیز تأمین کرده اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خبرگزاری علم و فناوری,اما معتقدیم اگر سدی با مطالعات دقیق و بررسی های علمی ساخته نشود، نه تنها سودی نخواهد داشت بلکه موجب تلف شدن آب ها و خشک شدن زمین های پایاب سد و از بین رفتن میلیاردها تومان از منابع مالی کشور می شود.
به بیانی دیگر اعتقاد داریم که نباید به پدیده سدسازی در ایران نگاه صفر و یکی داشت، نمی توان در این زمینه مطلق فکر کرد و سدسازی را صرفاً خوب و یا صرفاً بد دانست. متأسفانه تجربیات توسعه ای در کشور ایران نشان می دهد که در ابعاد کلان و استراتژیک در یک دوره ای مدیران اجرایی کشور مرتباً بر یک رویکرد اصرار و آن را به شیوه های گوناگون و لو غلط به بدنه اجرایی کشور تزریق می کنند و در دوره ای دیگر با تمام توان به جنگ آن رویکرد می روند که شاید یکی از دلایل اصلی این نوع نگاه، قائم به شخص بودن سیاست های اجرایی در کشور است.
در اینکه سدسازی دخالت در مهندسی خداوند است و ما باید از بعضی سیاست هایمان در حوزه مدیریت منابع آب و سدسازی توبه کنیم هیچ شکی نیست زیرا سدها با متوقف کردن جریان رودخانه و ذخیره آب می توانند به عنوان یک عامل ناپایدارکننده در طبیعت محسوب شوند، حال آنکه اگر این ناپایداری در حد توان و تحمل محیط زیست نباشد، آثار تخریب این سازه به تدریج ظهور می کند و اهداف سدسازی را ضایع می نماید، اما آیا این بدین معنی است که سدسازی مطلقاً مطرود است. قطعاً این گونه نیست زیرا اساس کار در پروژه های توسعه ای سود به زیان کردنو توجیه اقتصادی است موضوعی که به نظر می رسد در توسعه و احداث بسیاری از سدهای کشور به کلی مغفول مانده است.
وقتی صحبت از اظهار نظر در مورد سد و سد سازی در ایران می شود، ابتدا مسائل محیط زیستی به میان می آید، در اینکه نگاه ما به محیط زیست عمدتاً منفعت طلبانه هست باز هم شکی نیست یعنی فقط آن بخشی از محیط زیست برای ما ارزش دارد که منافع اقتصادی آن را به طور مستقیم درک و لمس می کنیم. در صورتی که نگاه به محیط زیست می تواند اکولوژیک، زیبایی شناختی و حتی اخلاقی باشد.
در نگاه اکولوژیک ممکن است ما ارزش بعضی از پارامترهای محیط زیست را به طور مستقیم لمس نکنیم اما در روابط پیچیده و متقابل زیست بوم برای ما ازشمند باشند. در نگاه زیبایی شناختی هم منظور این است که لذت بردن بصری از محیط زیست چقدر برای ما ارزش دارد.
در کشوری که شریعت اسلام رواج دارد ما اخلاقاً مسئولیم که به محیط زیست در تداوم حیاتش کمک کنیم و اجازه نداریم که برای استفاده ای کوتاه مدت و نه پایدار از طبیعت بقای دیگر مخلوقات خداوند را با مشکل مواجه سازیم. تصور کنید قرار است در یکی از سرشاخه های رود کارون در استان کهگیلویه و بویراحمد که زیستگاه جانوری و گیاهی زیادی از منطقه بویراحمد تا دل خلیج فارس است و تمام موجودات زنده این منطقه از گیاهان گرفته تا جانوران و پرندگان زندگی خود را با این آب وفق می دادند و کم یا زیاد، در تابستان و زمستان و در خشکسالی ها و ترسالی ها می دانستند باید چه کار کنند به یکباره سدی عظیم ساخته می شود و بدون توجه به حقابه زیست محیطی، زندگی هزاران موجود زنده در پایاب سد به خطر می افتد.
اگر خیلی خوشبین و مطمئن باشیم که این سد در آینده صرفاً یک حوضچه تبخیز نیست، شواهد در کشور نشان می دهد رونقی که در کشاورزی و یا صنعت ایجاد می شود، آنقدر نیست که با بیابانی شدن اکوسیستم های پایاب سد قابل قیاس باشد.
رودخانهها رگهای حیات کره زمین هستند. اهمیت رودخانهها و سیستمهای زیستی مرتبط با آنها، بهویژه در کشورهایی مانند ایران که در اقلیم خشک واقع شدهاند بسیار پررنگ و حیاتی است. اقلیم خشک کشورهایی مانند ایران سبب شده است، سدسازی به عنوان شیوهای مهندسی برای تنظیم و بهنگامسازی جریان آب جهت بهرهبرداریهای زراعی، شرب و سایر مصارف مورد توجه باشد اما آیا هر نوع سدی و با هر ابعادی، در هر مکانی و در هر رودخانهای قابل احداث است؟
آیا نباید صرفاً به مقطع سد و جنبه سازه ای آن توجه نکرد و اثرات احداث سد بر اکوسیستمهای طبیعی بالادست و پائین دست آنها مورد بررسی و ارزیابی قرارگیرد؟ وقتی سد ایجاد میکنیم یعنی سهم آب جای دیگری را برمیداریم که آنجا میتواند تالاب بختگان یا پریشان باشد. سدسازی باعث تحریک تقاضا شده و سهم دریاچه یا تالاب فراموش میشود. همانطور که انتقال آب از تونل سوم کوهرنگ زایندهرود را پر آب نکرد، بلکه باعث تحریک تقاضا شد و به همین دلیل میبینیم همچنان زایندهرود بیآب است.
تجربیات جهانی در دنیای امروز به ویژه در کشور ایران نشان می دهد که باید به مسایل محیط زیست و خطرات ناشی از سدهای بزرگ توجه کنیم. اثرات منفی سدها بر روی محیط زیست فیزیکی، بیولوژیکی و اجتماعی آنقدر زیاد است که بسیاری از کشورهای توسعه یافته از دهه ۷۰ به بعد دیگر نه تنها سدی نمی سازند بلکه به جمع کردن و برچیدن سدهای خود به قیمت های بسیار گزاف پرداخته اند تا اثرات منفی آن ها را بر محیط زیست شان بزدایند و رودخانه ها و سفره های آب زیرزمینی خود را احیاء کنند.
اگرچه پذیرش زیان بعضی از خسارت های محیط زیستی ناشی از ساخت سدها با هیچ سودی قابل توجیه نیست، اما اعتقاد داریم در صورتی که ساخت سد با یک نگاه آمایش سرزمینی و رویکرد جامع اجتناب ناپذیر باشد، می توان با مکان یابی درست ساختگاه سد و تعدیل سود و زیان باز هم سد ساخت و از آن بهره اقتصادی لازم را کسب کرد.
به بیانی دیگر هنر مهندسان سدساز ایرانی باید در بهینه کردن توابع هدف ساخت سد و پارامترهای دخیل در سدسازی باشد که این پارامترها عمدتاً مربط به سراب و پایاب سد هستند اگر چه متأسفانه افتخارات ما در سدسازی عمدتاً مربوط به ابعاد سازه ای سد به عنوان مثال از نظر ارتفاع، طول تاج و غیره است.
انتهای پیام/
اما معتقدیم اگر سدی با مطالعات دقیق و بررسی های علمی ساخته نشود، نه تنها سودی نخواهد داشت بلکه موجب تلف شدن آب ها و خشک شدن زمین های پایاب سد و از بین رفتن میلیاردها تومان از منابع مالی کشور می شود.
,به بیانی دیگر اعتقاد داریم که نباید به پدیده سدسازی در ایران نگاه صفر و یکی داشت، نمی توان در این زمینه مطلق فکر کرد و سدسازی را صرفاً خوب و یا صرفاً بد دانست. متأسفانه تجربیات توسعه ای در کشور ایران نشان می دهد که در ابعاد کلان و استراتژیک در یک دوره ای مدیران اجرایی کشور مرتباً بر یک رویکرد اصرار و آن را به شیوه های گوناگون و لو غلط به بدنه اجرایی کشور تزریق می کنند و در دوره ای دیگر با تمام توان به جنگ آن رویکرد می روند که شاید یکی از دلایل اصلی این نوع نگاه، قائم به شخص بودن سیاست های اجرایی در کشور است.
,در اینکه سدسازی دخالت در مهندسی خداوند است و ما باید از بعضی سیاست هایمان در حوزه مدیریت منابع آب و سدسازی توبه کنیم هیچ شکی نیست زیرا سدها با متوقف کردن جریان رودخانه و ذخیره آب می توانند به عنوان یک عامل ناپایدارکننده در طبیعت محسوب شوند، حال آنکه اگر این ناپایداری در حد توان و تحمل محیط زیست نباشد، آثار تخریب این سازه به تدریج ظهور می کند و اهداف سدسازی را ضایع می نماید، اما آیا این بدین معنی است که سدسازی مطلقاً مطرود است. قطعاً این گونه نیست زیرا اساس کار در پروژه های توسعه ای سود به زیان کردنو توجیه اقتصادی است موضوعی که به نظر می رسد در توسعه و احداث بسیاری از سدهای کشور به کلی مغفول مانده است.
,وقتی صحبت از اظهار نظر در مورد سد و سد سازی در ایران می شود، ابتدا مسائل محیط زیستی به میان می آید، در اینکه نگاه ما به محیط زیست عمدتاً منفعت طلبانه هست باز هم شکی نیست یعنی فقط آن بخشی از محیط زیست برای ما ارزش دارد که منافع اقتصادی آن را به طور مستقیم درک و لمس می کنیم. در صورتی که نگاه به محیط زیست می تواند اکولوژیک، زیبایی شناختی و حتی اخلاقی باشد.
,در نگاه اکولوژیک ممکن است ما ارزش بعضی از پارامترهای محیط زیست را به طور مستقیم لمس نکنیم اما در روابط پیچیده و متقابل زیست بوم برای ما ازشمند باشند. در نگاه زیبایی شناختی هم منظور این است که لذت بردن بصری از محیط زیست چقدر برای ما ارزش دارد.
,در کشوری که شریعت اسلام رواج دارد ما اخلاقاً مسئولیم که به محیط زیست در تداوم حیاتش کمک کنیم و اجازه نداریم که برای استفاده ای کوتاه مدت و نه پایدار از طبیعت بقای دیگر مخلوقات خداوند را با مشکل مواجه سازیم. تصور کنید قرار است در یکی از سرشاخه های رود کارون در استان کهگیلویه و بویراحمد که زیستگاه جانوری و گیاهی زیادی از منطقه بویراحمد تا دل خلیج فارس است و تمام موجودات زنده این منطقه از گیاهان گرفته تا جانوران و پرندگان زندگی خود را با این آب وفق می دادند و کم یا زیاد، در تابستان و زمستان و در خشکسالی ها و ترسالی ها می دانستند باید چه کار کنند به یکباره سدی عظیم ساخته می شود و بدون توجه به حقابه زیست محیطی، زندگی هزاران موجود زنده در پایاب سد به خطر می افتد.
,اگر خیلی خوشبین و مطمئن باشیم که این سد در آینده صرفاً یک حوضچه تبخیز نیست، شواهد در کشور نشان می دهد رونقی که در کشاورزی و یا صنعت ایجاد می شود، آنقدر نیست که با بیابانی شدن اکوسیستم های پایاب سد قابل قیاس باشد.
,رودخانهها رگهای حیات کره زمین هستند. اهمیت رودخانهها و سیستمهای زیستی مرتبط با آنها، بهویژه در کشورهایی مانند ایران که در اقلیم خشک واقع شدهاند بسیار پررنگ و حیاتی است. اقلیم خشک کشورهایی مانند ایران سبب شده است، سدسازی به عنوان شیوهای مهندسی برای تنظیم و بهنگامسازی جریان آب جهت بهرهبرداریهای زراعی، شرب و سایر مصارف مورد توجه باشد اما آیا هر نوع سدی و با هر ابعادی، در هر مکانی و در هر رودخانهای قابل احداث است؟
,آیا نباید صرفاً به مقطع سد و جنبه سازه ای آن توجه نکرد و اثرات احداث سد بر اکوسیستمهای طبیعی بالادست و پائین دست آنها مورد بررسی و ارزیابی قرارگیرد؟ وقتی سد ایجاد میکنیم یعنی سهم آب جای دیگری را برمیداریم که آنجا میتواند تالاب بختگان یا پریشان باشد. سدسازی باعث تحریک تقاضا شده و سهم دریاچه یا تالاب فراموش میشود. همانطور که انتقال آب از تونل سوم کوهرنگ زایندهرود را پر آب نکرد، بلکه باعث تحریک تقاضا شد و به همین دلیل میبینیم همچنان زایندهرود بیآب است.
,تجربیات جهانی در دنیای امروز به ویژه در کشور ایران نشان می دهد که باید به مسایل محیط زیست و خطرات ناشی از سدهای بزرگ توجه کنیم. اثرات منفی سدها بر روی محیط زیست فیزیکی، بیولوژیکی و اجتماعی آنقدر زیاد است که بسیاری از کشورهای توسعه یافته از دهه ۷۰ به بعد دیگر نه تنها سدی نمی سازند بلکه به جمع کردن و برچیدن سدهای خود به قیمت های بسیار گزاف پرداخته اند تا اثرات منفی آن ها را بر محیط زیست شان بزدایند و رودخانه ها و سفره های آب زیرزمینی خود را احیاء کنند.
,اگرچه پذیرش زیان بعضی از خسارت های محیط زیستی ناشی از ساخت سدها با هیچ سودی قابل توجیه نیست، اما اعتقاد داریم در صورتی که ساخت سد با یک نگاه آمایش سرزمینی و رویکرد جامع اجتناب ناپذیر باشد، می توان با مکان یابی درست ساختگاه سد و تعدیل سود و زیان باز هم سد ساخت و از آن بهره اقتصادی لازم را کسب کرد.
,به بیانی دیگر هنر مهندسان سدساز ایرانی باید در بهینه کردن توابع هدف ساخت سد و پارامترهای دخیل در سدسازی باشد که این پارامترها عمدتاً مربط به سراب و پایاب سد هستند اگر چه متأسفانه افتخارات ما در سدسازی عمدتاً مربوط به ابعاد سازه ای سد به عنوان مثال از نظر ارتفاع، طول تاج و غیره است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه