فرهنگ انقلاب اسلامی/ سخنرانی منتشر نشده شهید دکتر مصطفی چمران
در این سخنرانی که یک هفته پس از ورود امام خمینی(ره) به کشور ایراد شده است، شهید چمران از معجزه انقلاب اسلامی ایران و تفاوت های ایدئولوژیک آن با دو انقلاب معروف اما مادیگرای فرانسه و شوروی سخن می گوید[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، متن زیر که در ادامه مشاهده می فرمایید سخنرانی شهید دکتر مصطفی چمران در سمینار انقلاب اسلامی در شهر مقدس قم است که پس از گذشت یک هفته از ورود رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) به کشور برگزار شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان، ,در این همایش چهره های سرشناسی ازجمله مرحوم استاد محمدتقی فلسفی، شهید آیت الله دکتر بهشتی، مرحوم استاد خزعلی و مرحوم استاد محمدتقی جعفری به سخنرانی پرداخته اند.
,در این سخنرانی که برای اولین توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان در فضای مجازی منتشر می شود، شهید چمران از معجزه انقلاب اسلامی ایران و تفاوت های ایدئولوژیک آن با دو انقلاب معروف اما مادیگرای فرانسه و شوروی سخن می گوید. متن کامل دیگر سخنرانی ها، همان سال در کتاب «طلایه انقلاب» توسط دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) منتشر شده است.
,

, ***
,سخن درباره فرهنگ انقلاب اسلامی است.
,همان طور که می دانید، معجزه ای بزرگ به وقوع پیوست؛ معجزه ای که هیچ کس نمی توانست آن را پیش بینی کند. همه کامپیوترها، همه ی مغزهای متفکر، چه در شرق و چه در غرب عالم، از توجیه و تفهیم این انقلاب بزرگ بی خبر بودند، حتی چریک ها و سازمان های انقلابی موجود ایران نیز، مدتی بین ۱۵ تا ۵۰ سال برای رسیدن به نقطه ی جوشان انقلاب پیش بینی می کردند.
,معجزه ای بزرگ به وقوع پیوست، بزرگترین طاغوت زمان به زیر کشیده شد و ابرقدرتها در برابر این انقلاب مقدس زانو به زمین زدند. این انقلاب همه ی موازین قوای را در منطقه زیر و رو کرد، در همه ی کشورهای مسلمان و به خصوص در کشورهای ظلم زده ی خاورمیانه تاثیر عجیبی به جای گذاشت.
,اسرائیل بزرگترین پایگاه ارتجاع در منطقه به لرزه درآمد و معیارها عوض شد؛ در مقابلِ دو ایدئولوژی بزرگ که در شرق و غرب عالم خود را به جهانیان می نمایاندند، راهی بزرگ و خطی جدید عرضه گردید و آن ایدئولوژی اسلامی بود.
,سابق اگر جوانان می خواستند که نظام و سلطه ای را براندازند، اختیاراً دست به سوی مارکسیسم دراز می کردند؛ اما به جایی رسیدند که نظامی با ایدئولوژی بهتر و موثرتر یافتند که با سرعت بیشتر و تلفات کمتر، قادر است ابرقدرت ها را به زمین آورد.
,بنابراین معیاری جدید بین نظام های موجود بوجود آمد و در دنیای سوم –دنیای سومی که از نظر سیاسی تقسیم شده بود- یک مبنای قوی ایدئولوژی نیز برقرار کرد و نشان داد که دنیای سوم حقیقی، آن دنیایی است که بر ایدئولوژی حقیقی اسلام باید تکیه کند.
,محرومین و مستضعفین دنیا، در همه ی جامعه به حرکت درآمدند و نشانه های بارز آن را از ترکیه، و عراق، و خلیج، و کشورهای افغانستان، هندوستان و پاکستان، به وضوح می بینیم. این تاثیر بزرگ در اثر این انقلاب مقدس با فرهنگ اسلامی ما ارتباط دارد.
,در عصر جدید ما، ۲ انقلاب بزرگ به وقوع پیوسته است، یکی انقلاب کبیر فرانسه، که به خاطر آزادی و دموکراسی به وجود آمد و همه ی نظام های غربی بر پایه ی این انقلاب به وجود آمده است و نتیجه این انقلاب رقابت آزاد و تجارت و صنعت و بالاخره بروز بورژوازی و سرمایه داری در نظام های غربی است. و همان طور که می بینید، این نظام غربی به ظلم و استثمار و استعمار انجامیده است، زیرا آنان به خاطر رقابت آزاد و به دست آوردن بازارهای مصرف به اینجا و آنجا حمله بردند و کشورهای زیادی را به طور مستقیم و یا غیر مستقیم زیر سلطه خود درآوردند.
,و انقلاب دوم، انقلاب مارکسیستی اکتبر و روسیه شوروی است که برای از بین بردن طبقات، برای اشتراکیت، برای ملی کردن وسائل تولید و توزیع به وجود آمده است و نتیجه این انقلاب، نظام های مارکسیستی شرق در عالم است که محصول آن، دیکتاتوری، ظلم، فشار، اختناق و چیزهای دیگری است که شما در این منطقه دنیا به صراحت می بینید.
,و این دو نظام چه شرقی، چه غربی از دیدگاه فلسفی بر مبنای مادیت پایه گذاری شده است. هر دو نظام می خواهند لذات مادی را بهتر و بیشتر تامین کنند. می خواهند در مدت کمتری، استفاده ی بیشتری برای آدم ها به وجود آوردند. محور فعالیت آن ها مصالح مادی و منافع شخصی انسان ها است، آن ها سعی می کنند که لذات انسان ها را بیشتر و بهتر و عمیق تر تامین نمایند.
,بنابراین می بینیم این دو نظام از دیدگاه فلسفی دارای زیربنای مادی هستند، منتهی برای رسیدن به هدف خویش، که تامین لذات مادی است، هر یک راهی جداگانه انتخاب کرده اند. هدف یکی است ولی راه ها و تاکتیک ها برای رسیدن به هدف مختلف است.
,در مقابل این دو نظام شرقی و غربی، نظام انقلاب اسلامی ایران را در نظر می گیریم.
,در این انقلاب مقدس، اولین نکته ای که به آن برخورد می کنیم، الله است، عبادت خداست، حرکت به سوی حق است. «انا لله و انا الیه راجعون». در نظام های دیگر می بینید، هدفِ منافع شخصی و مادی، حبّ ذات است. ولی در اینجا می بینید، هدف عبادت خداست، و خدا چیست؟ ذاتش را نمی دانیم، ولی صفاتش را می شناسیم.
,همه صفاتی که برای خدا گفته می شود، از عدل و عدالت، رحمت و علم و خلاقیت می شناسیم و پرستش می کنیم؛ یعنی ما سعی می کنیم که این صفات را در وجود خویش جایگزین کنیم، سعی کنیم که در این صفات، خلیفه خدا در روی زمین باشیم، سعی کنیم که اعمال ما بر حسب این صفات خدایی رنگ بپذیرد و این مفهوم «خلیفه الله علی الارض» است.
,پس می بینیم که در نظام های دیگر، حب ذات اساس زندگی است و در اینجا عبادت خدا. بنابراین یک نظام نظامی است بر پایه لذات مادی بر پایه منافع شخصی و آن را قرآن به عنوان «آدم یا انسان یا بشر» قلمداد می کند؛ و انسان دیگر انسانی است خدایی، انسانی که خلیفه ی خداست، انسانی که صفاتش تجلیگاه صفات خدا است و نمونه صفات خداست در زمین؛ پس بنابراین از دیدگاه فلسفی می بینیم که تفاوت از زمین تا آسمان است، یکی آدمی لجنی، و دیگر انسانی خدایی، و همان طور که می دانید همه ی ضوابط اجتماعی و همه ی نظام ها و اخلاق و همه چیز بر پایه زیربنای فلسفی بنا می شود.
,هنگامی که در زیربنای فلسفی شما، مادیگری و منافع شخصی و حب ذات شد، یک نوع نتیجه به دست می آید، و هنگامی که نظر شما عالی و متعالی گردید و انسانی خدایی به شمار آمدید، مسلما اخلاق و روابط اجتماعی و نظام شما رنگ دیگری خواهد داشت.
,در نظام مادی موجود در شرق و غرب، حب ذات اساس همه چیز است و از آنجا که روابط انسان ها را مشخص می کند، یعنی روابط و قوانینی که بین انسان ها حکومت می کند باید از همان نوع قوانین مادی باشد، از همان نوع قوانین فیزیکی باشد، از اینجاست که به جبر تاریخ برخورد می کنیم؛ یعنی انسان هایی که اسیر حب ذات و منافع شخصی شده اند، خواه ناخواه در در داخل جبر تاریخ محدود و محصور می شدند، یعنی جبر تاریخ بر آنها حکومت می کند، به عبارت دیگر اختیاری از خود در زندگی خویش ندارند، آن ها مجبورند، جبر بر آن ها حکومت می کند، و اینجا است که برای این نوع انسان ها، سه پارامتر مشخص، یا سه نتیجه مهم می توان در نظر گرفت:
,یکی محاسبه، یعنی می توان اعمال و رفتار این نوع انسان ها را محاسبه کرد؛ چون روابط انسان ها بر اساس منافع مادی و مصالح شخصی است و این ها بر اساس روابط فیزیکی معین می شوند و بنابراین می شود این ها را در کامپیوتر گذاشت و محاسبه کرد و این چنین انسان ها، قابل محاسبه شدن هستند و می توان آن ها را مورد محاسبه قرار داد.
,و هنگامی که شما انسانی را این چنین محاسبه کردید، قادرید که کنترل هم بکنید، یعنی قادرید بعضی از عوامل و پارامترها را تغییر دهید و بنابراین رفتار و سلوک این انسان ها را به نحوی که می خواهید تغییر دهید. پس می گوییم که این نوع انسان ها را همچنین کنترل هم می توان کرد و هنگامی که رفتار و سلوک انسان ها را محاسبه کردید و قبل و بعد قادر به کنترل هم شوید، گامی بالاتر بر می داریم. قادرید آینده ی این انسان ها را پیش بینی هم بکنید که در آینده چه خواهند کرد و به چه راهی خواهند رفت.
,و نظام غربی با کامپیوترهای وسیع خود، همیشه درصدد بوده است که انسان های مادی را محاسبه کند و بعد با تغییر پارامترهای اجتماعی آن ها را کنترل نماید تا در راه مصالح خویش به کار اندازد. و همچنین آینده، حتی آینده دور را پیش بینی نماید.
,در یکی از دانشگاه های بزرگ آمریکا در “کالیفرنیا”، دانشمندی بود که ۲۶ سال در “علم الاجتماع” روانشناسی مطالعه کرده بود، و انسان ها در رابطه ی آنها را محاسبه می کرد و در کامپیوتر می گذاشت و به طور دقیق، آینده اعمال این انسان ها را پیش بینی می کرد.
,و به یاد دارم آن روزگاری که در آنجا درس می خواندم، دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا به این مرکز تحقیقی بزرگ حمله بردند و تمام اوراق و کامپیوترها و دستگاه ها و لابراتوارهای این دانشمند بزرگ را به آتش کشیدند؛ زیرا معتقد بودند که این محاسبه ها و این کنترل ها و این پیش بینی ها برای به زنجیر کشیدن انسان هاست، در خدمت سرمایه داری غرب و بنابراین هر چند که جلوی این دانشمندان را بیشتر بگیریم، جوانان و روشنفکران حاضرند که بیشتر و بهتر مبارزه کنند.
,مَثَل کارخانه ای را در نظر بگیرید، احساسات و درجه ی معرفت و درجه ی آگاهی و درجه ی انقلابی این کارگران را مورد محاسبه قرار می دهند و بعد محاسبه می کنند که در چه نقطه ای ممکن است این کارگران اعتصاب کنند و یا روابط آن ها به انفجار بکشند، قیام کنند یا خون ریزی به راه بیندازند و یا اعمال دیگری ضد نظام به عمل آورند و بنابراین با تغییر بعضی از پارامترها، با ارضاء آن ها، با مقداری پول زیادتر، یا با ایجاد بعضی مجلات برای تفریح آن ها، یا بعضی وعده و وعیدها حاضر بودند که این پارامترها را تغییر دهند و جهت سیر این کارگران را کنترل نمایند.
,بنابراین می بینیم انسان مادی غربی و شرقی از آنجا که اساس زندگی اش بر حب ذات گذاشته شده است، قابل محاسبه است و ثانیا قابل کنترل است و ثالثا قابل پیش بینی است و بنابراین سرمایه داران غربی قادرند که چنین انسان هایی را به نفع خویش به حرکت درآورند و اجیر کنند و اسیر نمایند و تا ابد منافع مادی خویش را تامین کنند. اما یکباره به انقلاب ایران برخورد می کنند.
,همان طوری که می دانید، دستگاه ساواک و جامعه شناسان آمریکایی و عمال داخلی آن ها و روانشناسان متعدد همه روابط اجتماعی و مادی ایرانیان را در کامپیوترهای خود جمع کرده بودند، محاسبه کردند و کنترل می کردند و بعد آینده را نیز پیش بینی می نمودند؛ ولی معجزه ای به وجود می آید و همه محاسبات آن ها از آب غلط درمی آید.
,این معجزه چه معجزه است؟ معجزه ای است که این انسان مادی که بر حب ذات تکیه کرده بود، حب ذات را زیر پا می گذارد، منافع مادی و شخصی خویش را زیر پا می گذارد و با آغوش باز به استقبال شهادت می رود. آنجا جایی است که این آدم لجنی، انسانی خدایی می گردد، معیارهایش عوض می شود، به محض آنکه اساس حب ذات را زیر پا گذاشت.
,کامپیوترها و علم و تکنیک نه قادر نیست که اعمال این انسان را کنترل نماید که آینده آن را هم نمی تواند پیش بینی کند.
,اینجا است که انقلاب ایران پیروز می گردد. اینجاست که می گوییم معجزه ای رخ داده است. ولی همان طور که می دانید، هیچ معجزه ای بدون دلیل و بدون سبب نیست. هنگامی که معجزه می گوییم، یعنی عملی است، پدیده ای است که ما روابط مادی آن را نمی دانیم؛ ولی در بارگاه خدا دلیل و سبب برای چنین معجزه هم وجود دارد، و هیچ عملی بدون دلیل و سبب به وجود نخواهد آمد.
,و دلیل آن این است که حب ذات را این انسان به زیر پا گذاشته و به استقبال شهادت شتافته، و بنابراین همه محاسبات کامپیوترهای غربی از آب غلط درآمده است. اینجا است که می بینیم این انسان کوچک، اراده اش بزرگترین ابرقدرت ها را به زیر می کشد، بزرگترین طاغوت ها را سرنگون می کند، جبر تاریخ در مقابلش تسلیم می شود، اراده اش بر همه عالم حکم می کند.
,یعنی آنجا که انسانی به استقبال شهادت می رود و از منافع مادی خود و از حب ذات خویش درمی گذرد، این انسان بر همه عالم مسلط است، بر همه عالم حکومت می کند، چنین انسانی بود که انقلاب ایران را پیروز کرد. چنین انسانی بود که در تاریخ ما معجزه آفرید. بنابراین به فرهنگ اسلامی خود بر می خوریم و از چند دیدگاه این فرهنگ را مورد بررسی قرار می دهیم.
,از نظر زیربنای فلسفی، همان طور که گفته شد، نظام های دیگر بر حب ذات و خودخواهی انسان ها تکیه می کنند و در نظام اسلامی و انقلابی ما، عبادت و پرستش خدا، منشأ و اساس قرار گرفته است. عبادت خدا، تکیه بر ارزش های خدایی و خلیفه خدا شدن در زمین است. این اولین و بزرگترین و بهترین زیربنا و پایه ای است که در انقلاب اسلامی ما وجود دارد و آن را از نظام های دیگر متمایز کرده است.
,و بعد در فرهنگ انقلابی خود، اسلوب را در نظر می گیریم. اختلاف زیربنا را دیدیم، به اسلوب می پردازیم. همان طوری که می دانید، هر انقلاب و پدیده ای در عالم برای خود، اسلوبی دارد. طریقه ی رسیدن به هدف و هنگامی که اسلوب فرهنگ انقلابی خود را با نظام های دیگر مقایسه می کنیم، می بینیم صد و هشتاد درجه اختلاف دارند. در نظام های دیگر برای اینکه انسان ها را تغییر دهند، ابتدا سعی می کنند که نظام را واژگون کنند و بعد نظامی انقلابی به وجود آورند و این نظام انقلابی، تربیتی جدید به وجود آورد و انسان ها را بر حسب تربیت جدید بار بیاورد.
,اجتماعی را در نظر بگیریم که اکثریت افرادش فاسدند، اسیر ماده و پول پرستی هستند. عده ای از جوانان روشنفکر، جرقه ی انقلاب می شوند. انقلابی به راه می اندازند به زور و قدرت اسلحه بر نظام موجود مسلط می شوند و نظام را واژگون می کنند و نظامی جدید به وجود می آورند که در سایه نظام جدید بتوانند مردم را تربیت صحیح کنند. مثلا بهکوبا توجه کنید. کوبا کشوری بود در کنار آمریکا. کشوری بود فاسد، قمارخانه ی آمریکا به شمار می رفت، فاحشه خانه ی آمریکا به شمار می رفت. هیچ چیز در این کشور وجود نداشت. دیکتاتوری در آنجا حکومت می کرد به نام “باتیستا“.
,عده ای از جوانان انقلابی به رهبری “چیترو”، می خواستند تغییر و تحولی در این مردم به وجود آورند؛ ولی هیچ چیز در اختیار آن ها نبود. هنگامی که می خواستند در بین مردم خودشان، امری را تبلیغ کنند، دستگاه های تبلیغاتی “باتیستا” از آن ها به مراتب قوی تر و وسیع تر و موثرتر بود. بنابراین به هر راهی که دست می زدند شکست می خوردند. پس تصمیم گرفتند که جان خویش را به خطر بیندازند و انقلابی به راه بیندازند و بعد از انقلاب نظام باتیستا را واژگون کنند و نظامی جدید به وجود آورند، که در سایه ی نظام جدید این مردم فاسد را تربیت کنند و “چترو” چنین کاری کرد و تا اندازه ای نیز پیروز شد. یعنی هدف ساختن انسان هاست ولی برای ساختن انسان ها احتیاج دارد که ابتدا نظام را واژگون کند و بعد از واژگون کردن نظام، یک سیستم تربیتی صحیح به وجود آورد و مردم را آرام آرام تربیت کند.
,اما به ایران برمی خوریم. در فرهنگ اسلامی ما، می بینیم که ابتدا مردم عوض شدند، می بینیم نفوس مردم متحول شده است و بعد از تحویل و تحول اساسی در نفوس مردم نظام واژگون شده است.
,بر اساس آیه مبارکه «لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم» اساس تغییر و تحول در نظام ما ابتدا از نفوس شروع می شود و این آیه نوید می دهد که هنگامی که در نفوس مردم تغییر و تحول به وجود آمد در اجتماع آن ها و در نظام آن ها و در روابط اقتصادی و سیاسی آن ها نیز مسلما تغییر و تحول به وجود خواهد آمد.
,ما می بینیم که مردم ما، در خلال مبارزه، نفوسشان متحول می شود و آن مردم مادی که حب ذات، هدف حیات و هستی آن ها بود، حب ذات را زیر پا می گذارند و به استقبال شهادت می روند. میلیون ها از این مردم، به خیابان ها می ریزند، کفن می پوشند، وصیت نامه خویش را می نویسند و سینه های خود را در مقابل رگبار گلوله ها سپر می کنند و با افتخار، شربت شهادت را می نوشند.
,می بینیم ابتدا، این مردم مادی که اسیر حب ذات بودند همه چیز را رها می کنند و این چنین عاشقانه و مشتاقانه به استقبال شهادت می روند؛ یعنی ابتدا نفوس آن ها متحول شده است، یعنی در این انقلاب اسلامی آنچه اساس و مهم است، نفوس انسان ها است که روابط مادی و فیزیکی اجتماع که در نظام های دیگر اساس قرار گرفته است، در اینجا تکیه بر انسان هاست و نمونه ی آن را چنانچه در ایران می بینیم در هیچ کجای عالم نمی توان سراغ گرفت.
,به راستی هنگامی که می بینید شهیدی در خیابان ژاله، بر زمین می افتد، جوانی هدف گلوله قرار می گید و بر زمین می افتد و بعد همه طاقات خود را متمرکز می کند که بر پای خویش بایستد و تا آخرین لحظات حیات خویش نماز به جای گذارد و بر پای می ایستد. هنگام صلاه شهادت دوباره رگبار گلوله ها او را درو می کنند و بر خاک می افتد و شهید می شود. این چنین خلوص و فداکاری، این چنین عبادت پرودگار، در هیچ کجای دنیا و در هیچ انقلابی دیده نشده است.
,هنگامی که می بینید جوانان به بانک ها حمله می کنند و پول ها را به خیابان می آورند و در وسط خیابان می سوزانند، یعنی مادیگری را، مصالح مادی را، زیر پا می گذارند، در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نمی بینید.
,در لبنان هنگامی که فیلمی از آتش سوزی اسکناس ها نشان داده شد، فلسطینیان و لبنانیان آن چنان تعجب می کردند که حتی عده ای آن ها را مجنون می نامیدند و می گفتند بایستی پول ها را به جیب خود بگذارند و در راه انقلاب مصرف کنند و حرف هایی از این قبیل. و این چنین غنا، بی نیازی، بلندنظری، در هیچ کجای دنیا وجود ندارد و برای ما واضح است آن کسی که از حیات خویش می گذرد، به پول هم هیچ احتیاجی ندارد.
,پیروزی انقلاب ایران، یعنی نابودی آنان که نمی خواهند پیش برود، و بنابراین با هر قیمتی که شده می خواهند جلو انقلاب ایران را سد کنند؛ اما آن ها می دانند که در حال حاضر، کودتایی بروز نخواهد شد. اگر کودتایی در حال حاضر در ایران به وجود بیاید، همان جوانانی که با سینه باز در مقابل ارتش ۵۰۰ هزار نفری ایستادند و طاغوت را به زیر کشیدند، آن ها همچنان وجود دارند و هر کودتایی را در نطفه خفه خواهند کرد.
,اما دشمن سعی می کند به انواع حیله ها، این احساسات و این عواطف انقلابی را در مردم ما فراموش کند. سعی می کند با راه های ایدئولوژی مردم را به مادیگری بکشاند و ملوث کند. سعی می کند که خط انقلاب اسلامی ایران را منحرف کند و چهره ی انقلاب اصیل اسلامی مان را در دنیا واژگون معرفی کند.
,به امید همیاری و همدستی برای معرفی کردن انقلاب به جهانیان. والسلام
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه