طنزنامه؛
وزیران معترض تنبیه میشوند
باید خدمت این دو سه تا وزیر که نشستهاند گفتهاند در دولت بعد نمیآییم را برسیم، انگار ما مشتاق دیدن اینها هستیم، از خود متچکرها.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، چند روزی است فریدون را فرستادیم یک گوشه کناری برای خودش سرگرم باشد دست از سر ما بردارد، میترسیم آخرش پاسوز این برادرمان شویم و رای نیاوریم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,رفتیم خراسان رضوی، دست به دامن امام هشتم شویم، آنجا برگشتیم همینجور الکی گفتیم از رکود عبور کردیم، تورم را کاهش دادیم، رشد اقتصادی داشتیم، نمیدانیم چرا ملت انقدر خندیدند.
با جهانگیری قهر کردیم کلاً، چند بار زنگ زد اصلاً جوابش را ندادیم، آخر رفته پشت سرمان یک حرفهایی زده، خوب به کسی چه ربطی دارد که ما کاری به کارهای اجرایی نداریم، داغ دلمان کم است، این هم بر آتشش نفت میریزد.
گفتیم نفت، از وقتی حاج اکبر خدا بیامرز از دنیا رفت، اوضاع وزارت نفت به هم ریخته است، گزارش آوردند، هر چه خواندیم ازش سر در نیاوردیم، این کارها را حاج اکبر انجام میداد، بگوییم گزارش را بدهند مهدی بخواند بلکه با این بهانه توانستیم از اوین درش بیاوریم یک چند روز برود مرخصی، بچه پوسید توی زندان.
رو به این منتقدها نباید داد، الکی یک چند جا گفتیم بیایید از ما انتقاد کنید، جایزه هم دارد، مثل اینکه به بچهها که تازه زبان باز کرده بگوییم بگو بابا، بهش یک شکلات بدهیم، اینها یک مدتی نمیدانم والا از ترس چه چیزی زبانشان بند آمده بود، میدانم همهاش تقصیر این عارف کینهای با آن طرح دوفوریتی حبسش است.
هرچه ما روی آزادی بیان و نقد آزادانه تاکید میکنیم، عارف میآید بدل میزند و کاسه کوزه ما را بهم میریزد، خدا ازش نگذرد، حسود، هنوز کینه 92 را دارد.
یکی به ما بگوید ما چطوری دم انتخاباتی جلوی احمدینژاد را بگیریم، گفتیم همه تقصیرها را میاندازیم گردنش، این هم آمده فِرت و فِرت بیانیه میدهد، ما را بیآبرو کرد رفت.
پاستور دیگر پاستور بشو نیست، از همه جایش برایمان غم میبارد، هر گوشهاش را که نگاه میکنیم برایمان یک خاطره است، انقدر از پاستور خاطره داریم که نگو.
دیروز نوبخت آمد، گفت انقدر این صفدر حسینی خوشحال شده برگشته سر کار که هی برایش اس ام اس عاشقانه میفرستد، طفلک مرد به این نازنینی داشت افسرده میشد.
ای داد بیداد، انتخابات از رگ گردن به ما نزدیکتر شده است، هی میرویم اینور اونور سخنرانی میکنیم که از استرسمان کم شود و یک کمی دلمان باز شود، این منتقدان میگویند که همه اینها تبلیغات زود هنگام انتخاباتی است، برویم یک حرف است، نرویم یک حرف است، آزادشان بگذاریم یک جور هستند، آزادشان نگذاریم یک جور دیگر هستند، ای خدا تو یک راهی جلوی پایمان بگذار.
باید خدمت این دو سه تا وزیر که نشستهاند گفتهاند در دولت بعد نمیآییم را برسیم، انگار ما مشتاق دیدن اینها هستیم، از خود متچکرها.
اَه حوصلهمان سر رفت، برویم بیرون یک دوری بزنیم، حیف یک رفیق فاب نداریم، همه مگسانند گرد شیرینی، کاش مثل احمدینژاد یک رفیق فابریک مثل مشایی داشتیم، این را هم شانس نیاوردیم.
اواخر اسفند 95/ پاستور
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
,
ارسال دیدگاه