چهارشنبه سوری که نه، چهارشنبه سوزی
این روزها، شب چهارشنبه سوری کم پیش می اید کسی، شوروشوق واشتیاقی برای رسیدنش داشته باشد و قبل از رسیدنش تالاپ تالاب قلب های همه به راه است و ترس مهمان ملت می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نبض نی ریز؛ این روزها پای حرف بزرگ ترها که می نشینیم، حالا که بحث گرم خانه تکانی و خریدها کمی سردتر شده بحث به گذشته ها می کشد و تعریف خاطرات، خاطرات شیرینی که پس از سال ها همچنان در ذهن پدران و پدربزرگ هایمان مانده اری رسم زیبای چهارشنبه سوری؛ چه جالب می گوید پدربزرگ که در گذشته های نه چندان دور رفیق شفیق همه آن ها در شب چهارشنبه سوری یک اتش کوچک بود که با تمام شوروشوق خود ازروی ان می پریدند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نبض نی ریز,,
آنهم با کلی پیش بینی و لحظه شماری برای رسیدن چنان روزی، باخانواده و دوستان دور آتش جمع می شدیم یکی پس ازدیگری روی اتش می پریدند و می خواندند: زردی من برای تو, سرخی تو برای من و همه با کلی نشاط این مراسم را گرامی می داشتند و باشادی به استقبال نوروز می رفتند.
,,
اما این روزها پریدن از روی اتش آن روزها تبدیل شده به بازی با مواد خطرناکی که هزارو یک اسم جوروواجور دارند و هرکدامشان هزاربلاو خطر، به همراه دارد.
,,
شادی و نشاط آن روزها امروزتبدیل شده به رعب و وحشت و چهارشنبه سوری هایمان تبدیل شده به چهارشنبه سوزی، چه خانواده هایی که قبل از رسیدن نوروز با چشم های گریان راهی بیمارستان ها می شوند و با ناراحتی عزیزانشان و بادلی سرشاراز غم و اندوه به استقبال نوروز می روند.
,,
این روزها، شب چهارشنبه سوری کم پیش می اید کسی، شوروشوق واشتیاقی برای رسیدنش داشته باشد و قبل از رسیدنش تالاپ تالاب قلب های همه به راه است و ترس مهمان ملت می شود و جوانان هم شاد هستند که ترقه می زنندو مسن ترها را می ترسانند غافل ازاینکه در گذشته های نزدیک، شبی شبیه این شب برای خود رسم و رسوماتی داشته و با کلی شادی به استقبال نوروز می رفتند.
,,
ماهم می توانیم جای لرزه به اندام دیگران انداختن به رسم و رسوم خود احترام گذاشته و مانند قبل آتشی روشن واین روز را با نشاط و ارامش پشت سر بگذاریم.
,,
مسلما هیچکداممان حادثه پلاسکو را که چندی پیش جان چند نفراز هموطنانمان را گرفت و چه خانواده هایی را عزادار کرد را فراموش نکرده ایم؛ اتش نشانانی را که چه دلاورانه برای نجات امثال ماها جان پرارزش خود را فداکردند.
,,
حالا بیایید این روزها دردی به درد خانواده های داغ دیده آن ها نشویم و کمی مهربان تر رفتار کنیم با خودمان و هموطنانمان؛ تا کی باید چهارشنبه سوری هایمان بوی رعب و وحشت بدهد و بند بند انداممان بلرزد.
,,
به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن عزیزانمان، یاکورشدن و بی دست و پاشدن آن ها، فکر هم نکنید که برای ما اتفاق پیش نمی اید، نه حادثه غریب واشنا نمی شناسد و بی هیچ برووبرگشتی قربانی اش را صید می کند و می رود چه با گرفتن دست و پاو چه با گرفتن جان عزیزانمان و دغدار شدن در روزهایی که می تواند به شیرینی رقم بخورد.
,,
پس بیایید نه برای خود و نه برای دیگران حادثه خلق نکنیم و به احترام تمام آتش نشانان کشور عزیزمان با وسایل خطر افرین خداحافظی کنیم و یک چهارشنبه سوری را تجربه کنیم بدون اینکه سوزی برای کسی داشته باشد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه