عزت اله آتش بار از پیشکسوتان دفاع مقدس:

شهید انوری قوت قلب اطلاعات عملیات والفجر 10 بود

شهید انوری قوت قلب اطلاعات عملیات والفجر 10 بود
در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ایلام پویا، به مناسبت سالروز عملیات غرور آفرین والفجر 10 "عزت الله آتش بار" از رزمندگان حاضر در این عملیات در خصوص شهید اسکندر انوری از شهدای والا مقام این عملیات گفت: شهید انوری در اطلاعات عملیات لشکر11 امیرالمومنین به عنوان تیم شناسایی حضور داشتند و اعضای این تیم شهید اسکندر انوری را به جهت آشنایی وی با ادبیات جنگ خیلی قبول داشتند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام پویا,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.


 

,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.


 

,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.


 

,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.


 

,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.


 

,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.


 

,

وی افزود: در هر عملیاتی که شهید انوری حضور داشت برای همه اعضای تیم قوت قلب بالایی بود، به یاد دارم در یکی از شبهای عملیات والفجر 10 که اواخر زمستان سال 66 بود و هوا هم به شدت سرد بود، از مسیر خط خود که به سمت مواضع دشمن خارج می شدیم، فاصله زیاد بود ولی منطقه ای بیابانی و بدون پوشش بود، حرکت خود را ادامه دادیم تا به نزدیکی خطوط دشمن رسیدیم.

,

آتش بار ادامه داد: به تلاقی دو رودخانه فصلی و دائم رسیدیم که از رودخانه فصلی به سمت بالا شروع به حرکت کردیم تا اینکه به محلی رسیدیم که سر و صدای پا و مالیدن دست ها به هم می آمد، پس از بررسی اوضاع متوجه شدیم که از نیروهای استراق سمع دشمن حدود30 متر جلوتر رفته ایم.

,

این رزمنده دفاع مقدس عنوان کرد: از داخل کانال که سر بلند کردیم متوجه حضور دو تن از عراقی ها شدیم که خیلی به ما نزدیک بودند و اطراف را به دقت بررسی می کردند، پس از بررسی کامل اوضاع دوباره به مقر بازگشتیم.

,

آتش بار تاکید کرد: پس از بازگشت متوجه شدیم که تیم های دیگر شناسایی عملکرد قابل قبولی نداشتند؛ لذا نمی توانستیم تمامی محور ها را به درستی درک کنیم، پس در هر تیم از شناسایی ها که کار به بن بست می رسید شهید اسکندر انوری با آن تیم به محل شناسایی اعزام می شد تا کار ابتر و ناتمام نماند.

,

همرزم شهید انوری خاطر نشان کرد: در همان عملیات والفجر 10 بود که شهید انوری به درجه رفیع شهادت نائل شد و وقتی که خبر شهادت او را به شهید بسطامی رساندیم، شهید بسطامی به شدت ناراحت شد، و دستور داد به هر طریقی پیکر پاک شهید انوری به عقب برگردد، روز بعد با فرماندهی شهید بسطامی به مواضع دشمن نفوذ کردیم و پیکر پاک شهید انوری را به مقر بازگرداندیم.

,

وی ادامه داد: به یاد دارم در شب عملیات ساعت 2 شب چنان آتشی روی سر ما ریخته می شد که آن مکان شباهت بسیاری به قتلگاه داشت، در همان عملیات شهید شیرزاد نظری پایش قطع شد و از شدت جراحت شدید شد.

,


 

,
, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه