مقاله ارسالی حسن بیارجمندی:
نظارت و پاسخگویی مقامات اجرایی در اندیشه امام خمینی(ره)
بطور کلی نظارت بر مقامات اجرایی بجهت بهرمندی از اختیارات و امکانات یک کشور از مباحث اساسی و بحث برانگیز حقوق اساسی میباشد .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از گلستان ما ، بطور کلی نظارت بر مقامات اجرایی بجهت بهرمندی از اختیارات و امکانات یک کشور(إن الانسان لیطغى أن رآه استغنى) از مباحث اساسی و بحث برانگیز حقوق اساسی میباشد ،ازینروست که نظارت با وجود و متعاقب اختیارات و وظایفی در اداره امور و نیز « بعد از اتخاذ تصمیم و در زمان اجرای ] آنها [ نقش خاص خود را ایفا میکند ] در واقع [ وظیفة نظارت ، بررسی و ممیزی و ارزشیابی کارهای انجام شده یا در حین انجام ] مقامات [ و انطباق آنها با تصمیمات اتخاذ شده و همچنین با قانون و مقررات در جهت جلوگیری از انحرافات اجرایی است ، این کار بعضاً یا برای ملاحظه و آگاهی از نحوه عملکردها و سنجش نتایج آن بمنظور ساختن الگوهای جدید اجرایی است یا برای بازبینی و جلوگیری از نابسامانیها و اعمال غیر اصولی و غیر قانونی مورد استفاده قرار میگیرد »(ابوالفضل قاضی شریعت پناهی ، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی ص 353-352)
, شبکه اطلاع رسانی دانا, گلستان ما,اصولاً در سیستمهای مختلف حکومتی ، نظارت ] در چنین مسیر و جهتی [ بر اساس روشها و ابزارهای مختلفی صورت میپذیرد که هر یک از این ابزارها برای سطح خاصی از نظارت کارایی دارد؛ اطلاع یابی و خبرگیری نخستین مرحله نظارت است ، در این مرحله نهاد نظارتی مجاز است که با استفاده از ابزارهای مناسبی که در اختیار دارد به تحقیق دربارة عملکردها بپردازد و فراتر از اطلاعاتی که دریافت کرده و یا پاسخهایی که اخذ نموده ، به بررسی مبادرت کند و عملاً از همة امکاناتی که برای کشف ابعاد یک موضوع لازم است کمک بگیرد، چنین حقی برای نهاد نظارت کننده ایجاب میکند که وی برای تفتیش – در حوزة نظارت خود – آزاد بوده و مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد.
,در مرحله بعد نظارت جنبه (تذکر یا سؤال ) به خود میگیرد؛ البته سؤالات در همة نظامهای سیاسی جنبه ضمانت اجرایی ندارد و چه بسا نهاد نظارت کننده پیش از سؤال از توان نظارت بیشتری برخوردار نیست . [ و [ مرحلة نهائی نظارت در استیضاح است که از یک سو مسئول اجرایی را به پاسخگویی علنی و رسمی وادار میکند و از سوی دیگر ، نهاد نظارتی به تصمیم گیری مجدد در بارة صلاحیت و عملکرد او روی میآورد . ..( محمد سروش ، فصلنامه حکومت اسلامی ، سال چهارم ، زمستان 78 ، ص 113-112) ما این نهاد حقوقی را براساس مبانی اسلامی و با تکیه بر اندیشه های تابناک امام خمینی(ره) بنیانگذار نطامی جمهوری اسلامی در این مقاله مورد بررسی قرار داده ایم.
,مبانی نظارت در اسلام
,بطور کلی نظارت بر مقامات اجرایی در اسلام نه تنها مورد انکار امام معصوم علیهم السلام قرار نگرفته است بلکه مورد تأیید و تأکید فراوان قرار گرفته است ؛ چراکه هر چند «مقامات » در جامعه اسلامی نقش برجسته ای در اداره امور جامعه اسلامی بر عهده دارند ولی اصالت از آن «حکومت و نظام اسلامی » است ، ازینرو پیش از دغدغه خاطر نسبت به حفظ و جایگاه و شانیت زمامداران و موقعیت شخص آنان، باید در اندیشه حیثیت و حفظ حکومت اسلامی بود و همین اصالت اقتضا میکند که در صورت تعارض حکم به تقدم «حکومت و نظام اسلامی » شود و با چشم پوشی از یک شخص اعتبار یک نظام حفظ شود.
,ضمن اینکه که بر اساس بداهت عقل ، در موضوعات مهم ، احتمالات را هم باید محاسبه نمود و در صورتی که محتمل قوی باشد، احتمال ضعیف را باید جدی گرفت و در این صورت است که باید از خوف ضرر و خسارت ، هم برای جلوگیری از آن اقدام کرد و پیش از آنکه خوف از حد احتمال بگذرد و به صورت ضرر بالفعل بروز کند باید چاره آنرا نمود ؛حیثیت «حکومت و نظام اسلامی » از جمله این مقولات مهم است ، که برای حفظ آن همة عوامل احتمالی که ممکن است آسیبی به آن وارد سازد باید از قبل شناسایی شود و برخورد مناسب با آن صورت گیرد (محمد سروش ، همان ، ص 118-117 )
,همچنانکه امام خمینی (ره) در پیام کتبی به حسینعلی منتظری در تاریخ 12/7/1365 به چنین مسئله ای اشاره مینماید: حیثیت بلند پایه ای که دنبالة این امور به خواست خداوند تعالی برای شما فعلاً حاصل است … باید از هر جنبه محفوظ و مصون باشد ، حفظ این حیثیت به جهات عدیده بر شما و همة ماها واجب و احتمال خدشه دار شدن آن نیز منجز است ، برای اهمیت بسیار آن با این مقدمه باید عرض کنم ، این حیثیت واجب المراعات به احتمال قوی ، بلکه ظن نزدیک به قطع در معرض خطر است … آنچه مسلم است و مایه تأسف حسن ظن جنابعالی به اعمال و افعال و گفته ها و نوشته ها است که به مجرد وصول ، شما ترتیب اثر بدهید، تا خدای نخواسته لطمه به حیثیت شما که برگشت به حیثیت ] نظام [ جمهوری اسلامی است نخورد(خاطرات سیاسی ، محمد ری شهری ، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، چاپ دوم، ص 255 ، تیر ماه 1369)
,امکانات و ابزار نظارت
,امکانات و ابزارهایی که پیش از این به اختصار بر شمردیم را میتوان آخرین دستاورد بشری در جهت بررسی و ممیزی و ارزشیابی صحیح و کارآمد کارهای انجام شده یا در حین انجام زمامداری برشمرد ؛ یعنی اطلاع گیری از اعمال زمامداری ، سؤال و تذکر به زمامدار و نهایتاً استیضاح زمامدار.
,اطلاع گیری و خبرگیری
,اطلاع و خبر صحیح مردم از اعمال مقامات ، نه تنها مایه رفع بسیاری از ظنون ، اتهامات و تهمتهای ناروایی که در سایه بی اطلاعی یا کم اطلاعی مردم ظهور و بروز نموده اند میگردد ؛ بلکه مایه[تقویت آن قوه و نهاد و حتی رئیس آن و رضایت و مقبولیت او میگردد].پیامبر اکرم (ص) وقتی معاذ را به عنوان حاکم اعزام کرد، به او چنین دستور داد :فرمان خدا در بین آنها جاری گردان و در هر موضوع که گمان میبری مورد اشکال و ایراد قرار میگیری ، دلیل اقدام و عملت را به مردم گزارش کن تا تورا نسبت به آن کار معذور دانسته و اتهامی متوجه تو نگردد.( تحف العقول ، ص 25 ، نقل از مقاله بررسی فقهی – حقوقی دربارة نقش مجلس خبرگان در نظارت بر رهبری ، محمد سروش ، ص 123)
,در واقع معذور دانستن و رفع اتهام جز در پیش دستی زمامدار در اطلاع رسانی یا گزارش مستدل به عموم مردم تحقق نخواهد یافت ؛ چرا که به هر حال عملکرد مسئولان حکومت از دید مردم و قهراً قضاوت آنها پنهان ] نخواهد ماند[ و اگر ] هم[ در گذشته امکان محدود کردن شعاع اطلاع مردم وجود ] داشت [ ولی شرایط اجتماعی کنونی که با گسترش خیره کننده ابزار و شبکه های اطلاع رسانی از یک سو و حساسیت فراوان عامه مردم نسبت به عملکرد حکومت و موضع گیری [زمامداران] از سوی دیگر همراه است ، عملاً مرزهای محدودیت را در هم شکسته و دریچه های اندیشة عموم مردم را بر روی تجزیه و تحلیل مسائل و قضاوت نسبت به زمامداران گشوده است . (محمد سروش ، همان ، ص 124)
,[ همچنانکه [ امیرالمؤمنین علی (ع) به مالک اشتر متذکر میشود:مردم در کارهای تو تأمل میکنند همانگونه که تو در کارهای فرمانروایان پیشین نظر میکنی و دربارة تو آن میگویند که تو دربارة آنان میگویی . ( نقل از کتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه ، جلد سوم ، ص 143-142)مرحوم علامه محمد تقی جعفری این سخن حضرت را اشاره به یک قانون طبیعی میداند که کردار و هدف گیری شخصیت ها چه بخواهد و چه نخواهند به وسیله زبان و قلم نقادان حسابگر جامعه دیر یا زود منعکس خواهد شد. ( محمد سروش ، همان ، ص 124)
,بهر تقدیر نوع قضاوتی که مردم در خصوص عملکرد یک شخص اعم از حقیقی یا حقوقی مینمایند بستگی تام با نوع و سطح اطلاعاتی دارد که در رابطه با آن شخص داشته یا دارند و یا به عناوین مختلفی کسب نموده اند .لذا مقامات اجرایی میبایست با رعایت مصالح عالیه نظام اسلامی، در وهلة نخست شخصاً اقدام به اطلاع و خبر رسانی صحیح نسبت به عملکرد خویش نماید و در صورت اطلاع یا خبرگیری مردم و یا حتی میل آنان به چنین امری ،علی رغم به زبان نیاوردن آن ، اقدام به چنین امری نماید؛ همچنانکه امیرالمومنین علی علیه السلام خطاب به مالک اشتر بیان میدارند: پایه دین و جمعیت مسلمانان و ذخیره دفاع از دشمنان ، تنها توده امت هستند ، بنابر این باید گوش تو به آنان و میلت با آنان باشد ] چرا که اساساً[ خشم توده مردم ، خشنودی خواص را بی اثر میسازد اما ناخشنودی خاصان با رضایت عموم جبران پذیر است( ترجمه و شرح نهج البلاغه ، جلد سوم ، ص 147-146)
,که از جمله اطلاع و خبر رسانی صحیح به عامه امت ، چه بدون درخواست آنان و یا به درخواست و میل باطنی، نتنها میتواند در خشنودی مردم و جبران ناخشنودی خاصان ، که معمولاً با طرح ظنون و اتهامات و تهمتهای ناروا نسبت به زمامداران همراه است مؤثر افتاد ؛ بلکه این پایه دین و ذخیره های دفاع از دشمنان را در اطاعت از او، وحرکت بسوی هدف نهایی ثابت قدم بدارد.
,سؤال و تذکر
,سؤال را باید لازمة اطلاع و خبرگیری صحیح نسبت به اعمال مقامات اجرایی دانست که خود مستلزم پاسخگویی در کمال سعة صدر و انتقاد پذیری او میباشد؛ همچنانکه امیرالمومنین (ع) نیز از مالک اشتر میخواهد که پاسخگو بودن در برابر سؤالات و اعتراضات مردم را جدی بگیرد و از برابر اعتراضات آنها با بی اعتنایی عبور نکند: وان ظنت الرعیه بک حیفاً فاصحراهم بعذرک و اعدل عنک ظنونهم باصحارک فان فی ذلک ریاضه منک لنفسک و رفقاً برغبتک (نقل از مقاله بررسی فقهی – حقوقی درباره نقش مجلس خبرگان در نظارت به رهبری ، همان ص 123)و در سایه چنین پاسخگویی مقامات اجرایی نسبت به اعمال و عملکردهای خویش میباشد که بسیاری از ظنون رفع و یا نسبت به خطایی که سهواً مرتکب شده است ، با تذکراتی که بدو داده میشود اطلاع یافته و نسبت به تصحیح آن اقدام مینماید.این خود مستلزم داشتن سعه صدر و روحیه حق پذیری مقامات اجرایی میباشد .
,امام علی (ع) در فرمان خویش به مالک اشتر بیان می فرمایند:برگزیده ترین وزرایت از کسانی باشد ،که سخن تلخ حق به تو بیشتر میگوید و کمتر ترا در گفتار و کردارت ، که خدا برای دوستانش نمیپسندد ، بستاید، اگر چه سخن تلخ و کمتر ستودن موجب دلتنگیت شود.از اینرو به جهت اهمیت چنین امری (تذکر) دین اسلام دو طریق عمدة « امر به معروف و نهی از منکر» و نیز « نصیحت ائمه مسلمین » را پیش بینی نموده است ، که موضوع ] نظارت همگانی [ را فراتر از یک قانون طبیعی قرار میدهد و میدان نظارت عام را در برابر عموم مردم میگستراند و آنان را به وسیلة قانون تشریعی به اعمال چنین نظارتی»(محمد سروش ، همان ، ص 125)مکلف مینماید.
,الف- امر به معروف و نهی از منکر
,در مجموعة تعالیم عالیه اسلام «جامعه نمونه» کمال مطلوبی است که مردم ، با انجام ] و واداشتن دیگران به [ کارهای نیک و پرهیز از کارهای بد ، قادر به بنیانگذاری آن میباشند. مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی در این ارتباط اشاره می دارد: ملت ما...اکنون بر آناست که با موازین اسلامی جامعه نمونه (اسوه) خود را بنا کند.یکی از ابزارهای پدیداری و پایداری جامعة نمونه به کارگیری شیوه نظارت متقابل همگانی است ، که در قرآن مجید تحت عنوان « امر به معروف و نهی از منکر» از آن یاد میشود.
,اهمیت امر به معروف و نهی از منکر تا آن حد است ، که حضرت علی (ع) میفرمایند « تمام اعمال نیک و از جمله جهاد در برابر امر به معروف و نهی از منکر بیش از قطره ای در مقابل دریای متلاطم نمیباشد»؛(نقل از کتاب حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران سید محمد هاشمی ، جلد اول ، ص 209 )زیرا دوام و قوام جمیع فرایض موکول به اجرای صحیح این فرضیه مهم خواهد بود و مقابله با دشمن خارجی وقتی مؤثر است که امور داخلی اصلاح شده باشد . (سید محمد هاشمی ، همان ، ص 209-208)
,امام خمینی رحمه الله علیه مسئولیت در مقابل ملت را بر اساس فرضیة امر به معروف و نهی از منکر تبیین نموده اندو در این خصوص می فرمایند:شما و ما موظفیم که در تمامی اموری که مربوط به دستگاه های اجرایی است ، امر به معروف کنیم( صحیفه نور جلد 13 ، ص 244) همة ما مسئولیم نه مسئول برای کار خودمان ، مسئول کارهای دیگران هم هستیم «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» همه باید نسبت به هم رعایت بکنند... (صحیفه نور ، جلد 8 ، ص 6)اما با توجه به گستردگی و فراگیر بودن مباحث مرتبط با این فرضیه الهی و نظر به بداهت و علم عموم نسبت به چنین امری ، ما به مطالعه و بررسی تفصیلی« نصیحت ائمه مسلمین » میپردازیم .
,ب- نصیحت ائمه مسلمین
,«عنوان نصیحت ائمه مسلمین یکی از عناوین سیاسی – اجتماعی اسلام است - که در فقه سیاسی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است - در مورد رابطه حاکم و مردم ، حق نصیحت خیرخواهانه امت نسبت به حکومت اسلامی یکی از حقوق سیاسی افراد در فرهنگ سیاسی اسلام محسوب میگردد».( سید عبدالقیوم سجادی ، مقاله مبانی فقهی مشارکت سیاسی ،فصلنامه علوم سیاسی ، سال دوم ، شماره هشتم، بهار 1379 ، ص 85 )
,1- مفهوم نصیحت ائمه مسلمین
,نصیحت ، خیرخواهی است یعنی در گفتار یا عملی که در آن خیر منصوح منظور شده باشد ، ریشه این واژه در استعمالات زبان عربی از « نصیحت العسل» به معنای تصفیه و خالص کردن عسل گرفته شده است .مناسبت این ماده با کاری که ناصح انجام میدهداز آن جهت است که ناصح نیز کلام و عمل خود را از غش و ناخالص پاک میکند و هیچ انگیزه ای جز خیرخواهی در لوح جان خود باقی نمیگذارد.
,برخی از دانشمندان اشتقاق این واژه را از « نصیحت الثوب» به معنای دوختن لباس دانسته اند ، به این مناسبت که خیاط با کار خود مواضع فرسوده جامه را که در معرض پاره شدن قرار گرفته ترمیم میکند و از پیشرفت آن جلوگیری مینماید . ناصح نیز با نصیحت خویش به ترمیم نقاط ضعف و کاستی های منصوح میپردازد. (محمد سروش محلاتی ، مقاله نصیحت ائمه مسلمین ، ص 139)
,در قرآن کریم به دعوت و تبلیغ انبیای الهی به عنوان نصیحت و خود پیامبران به عنوان « ناصح» معرفی شده اند ، قرآن از زبان حضرت نوح چنین نقل میکند :وابلغکم رسالت ربی وانصح لکم(آیه 62 سورة اعراف)و حضرت هود نیز اعلام کرد که :ابلغکم رسالت ربی و انا لکم ناصح امین(آیه 68 سورة اعراف)با تأمل در مفاد این واژه و بررسی موارد کاربرد آن به این نکات دست مییابیم؛
,اولا قوام نصیحت به انگیزه های خیرخواهانه آن است ، یعنی انگیزه های مثبت به نصیحت ارزش و قداست میبخشد ، در واژه های دیگری مثل « انتقاد» و حتی « امربه معروف و نهی از منکر» انگیزه ها و نیتها چندان دخالتی ندارند ، به این معنی که انتقاد ممکن است با انگیزه مثبت همراه باشد و یا با انگیزه منفی ، با نیت تصحیح و رفع نقص انجام گیرد و یا با نیت تخریب و از بین بردن طرف مقابل ، لذا انتقاد همیشه و در همه موارد عمل با ارزش به حساب نمیآید،بر خلاف نصیحت که « نصح» در مقابل «غش» قرار دارد، به معنای خلوص است و تنها کاری زیبنده چنین عنوانی است که از کمال خیرخواهی و سوزدل برخاسته و از آلودگی های گوناگون پاک باشد و هیچ انگیزه ای جز خیر و مصلحت در آن دخالت نداشته باشد و در این صورت است که سخن اثر دارد و بر دل مینشیند.
,ثانیا نصیحت شعاع وسیعی دارد و در هرگونه گفتار و کردار خیرخواهانه را در بر میگیرد، ارشاد به مصالح دینی و دنیوی ، تعلیم در صورت جهل ، تنبیه در صورت غفلت ، دفاع در صورت عجز و ناتوانی ، جلوگیری از لغزش و سقوط ، کمک به اصلاح و…ثالثا خیرخواهی و نصیحت زبان خاصی نمیشناسد و ناصح بر اساس تشخیص خود و ارجحیت خیر منصوح تلاش میکند ، گاه با زبان انتقاد و گاه با زبان تعریف و تمجید ، گاه به صورت موعظه و گاه جدال احسن ، گاه تأیید و تکمیل و گاه تذکر عیب و تلاش برای رفع آن رابعا نصیحت غیر از اطاعت است ، هر چند اطاعت و پیروی گاه خیرخواهی تلقی میشود؛
,زیرا در اطاعت تبعیت مطرح است ، یعنی به دنبال دیگری رفتن و بر طبق میل او حرکت کردن و حتی از رای و نظر خود صرف نظر نمودن ، ولی در نصیحت چنین قیدی وجود ندارد، ناصح تابع و مطیع نیست ، او بر طبق درک و تشخیص خود نظر میدهد و چه بسا نظر او برای منصوح خوشایند نباشد ، او در محدوده خیر منصوح نظر میدهد، نه در محدودة میل و گرایش منصوح ، از اینرو حضرت امیر در وصیت به امام ] حسن [ مجتبی فرموده اند :و امحض اخاک النصیحه حسنه کانت او قبیحه( شرح ابن هیثم ، جلد 5 ، ص 54، شرح ابن ابی الحدید ، جلد 16 ، ص 108 )،برای برادرت نصیحت را خالص گردان ،چه در نزد او نیکو باشد یا زشت.
,2-اهمیت نصیحت ائمه مسلمین
,نصیحت ] مقامات اجرایی [ از دو جهت دارای اهمیت است ؛اطلاع رسانی و ارشاد ، کنترل و اصلاح
,الف : اطلاع رسانی و ارشاد .
,در هر نظام سیاسی اشخاص خاصی مسئولیت گردآوری اطلاعات و ارائه آن به اولیای امور را بر عهده دارند ، بر اساس این آگاهی ها ، و با توجه به اطلاع صحیحی که از ابعاد گوناگون زندگی مردم کسب میکنند، برنامه ریزی و تصمیم گیری نمایند، اینگونه اطلاعات رسمی هر چند لازم و ضروری است ] اما [ در اداره کشور نمیتوان به آن اکتفا کرد ؛ زیرا اولاً این گزارش ها اطلاعاتی گزینش شده اند و از میان اخبار و گزارش های فراوان « انتخاب میشوند و در اختیار مسئولان نظام قرار میگیرند، از این رو اگر قضاوت آنها تنها بر اساس اینگونه منابع باشد، به ناچار محدود به همان انتخاب و گزینش خواهد بود .
,ثانیاً این گزارشها معمولاً از اعمال سلیقه های تهیه کنندگان آن ، که افراد خاصی هستند، خالی نیست، در حالی که ] مقامات اجرایی [ باید فراتر از زاویه و دید اشخاص و گروهها بر همة مسائل اشراف داشته باشد و از خرد و کلان قضایایی که در گوشه و کنار کشور[و حوزه مسئولیت خود] میگذرد ، با خبر و مطلع باشد .
,بر این اساس ضرورت ارتباط مستقیم و بدون واسطه ] مقامات اجرایی [ با مردم خود را نشان میدهد و چون به سراغ تک تک افراد نمیتوان رفت و شناسایی تمامی خردمندان صاحب نظر نیز میسر نیست ، لذا باید راه ارتباط را برای عموم مردم به ویژه اندیشمندان باز نمود[مثلا تشکیل اتاق های فکر آزاد] تا آنان مسائل خود را با ] مقامات اجرایی [ در میان بگذارند و از آن چه در جامعه میگذرد و یا باید بگذارد آزادانه سخن بگویند. (همان منبع پیشین ، ص 144)
,ب : کنترل و اصلاح
,نقش دیگر نصیحت ، تأثیر بازدارنده و کنترل کننده آن است ؛ زیرا وقتی [مقامات اجرایی] جامعه رفتار خود را در معرض دید و انتقاد مردم بداند و برای آنها در اظهار نظر ، داوری ، انتقاد و اعتراض ، حقی قائل باشد ، بدون تردید به گونه ای عمل کند که بتواند پاسخگویی سؤالهای آنها باشد.[ و [ اساساً ] مقامات اجرایی همچنان که بیان داشتیم [ نباید از این نکته ] طبیعی [ غفلت کند که مردم با دقت فراوان به سخن و عمل او چشم میدوزند و عملکرد او را مورد ارزیابی قرار میدهند.
,3-مسئولیت مقامات اجرایی
,با توجه به اهمیتی که اسلام برای « نصیحت ائمه مسلمین » قائل است و با توجه به نقش مفید و سازنده آن در رشد و سلامت جامعه اسلامی و مقامات اجرایی ، برای تحقق و عینیت این سنت ،وظایفی بر عهده دارد .
,الف: نصیحت طلبی
,مسئولیت [زمامداران امور مسلمین] فراتر از آن است که بنشیند تا اگر فردی برای نصیحت و اظهار نظر به او مراجعه کرد ، وی را بپذیرد ، او باید به سراغ مردم رفته از درک و شعور اجتماعی آنها استفاده کند و آنان را به ارائه نظرشان فراخواند .
,ب : رفع حجاب
,برای طرح نصیحت نزد [مقامات اجرایی] ، باید دسترسی به [آنان] امکان پذیر باشد ، آن هم نه به امکان عقلی ، بلکه به امکان عادی ،که با سهولت و بدون آن که نیاز به اهدای آبرو باشد ناصح بتواند از حجب بگذرد و در نزد حاکم حاضر شود و به وجود آوردن چنین شرایطی نیز از وظایف مقامات اجرایی است .
,ج : ایجاد فضای آزاد
,پس از ورود و درک حضور ، نوبت به فضای مجلس[مقامات اجرایی] میرسد . فضایی که میتواند آکنده از صفا و صمیمیت باشد و در نتیجه افراد دردمند یا معترض ، به راحتی مطالب خود را مطرح میکنند ، و میتواند رعب و وحشت بر آن حاکم باشد، تاوقتی آحاد رعیت وارد میشوند ، از هیبت حاکم ، نگاه تند اطرافیان ، برخورد خشن حارسان همه چیز را فراموش کنند و یا قدرت تکلم نداشته باشند و یا با زحمت و لکنت ،بخشی از حرف خود را مطرح کنند.
,د : تحمل و سعه صدر
,وقتی که در گشوده میشود و کسان زیادی مطالب خود را می گویند ، طبیعی است که برخی از شنیده ها بر سامعه [[مقامات اجرایی] ] سنگین کند و بر ذائقه او تلخ باشد ، در این جا سرمایه « سعه صدر» به او قدرت شنیدن حرفهای مخالف را نیز میدهد و تحمل خود را از دست نمیدهد.
,هـ : میدان دادن به حق گویان صریح و طرد متملقان
,کم نیستند افرادی که برای خود نمایی پیوسته ، در نقش موافق بازی میکنند، تابدین وسیله از نردبان قدرت سریع تر بالا رفته و به اغراض خود دست یابند . شناخت این گروه و جدا کردن آنها از حق گرایان و حق گویان و میدان دادن به گروه دوم ، از مسئولیت های [مقامات اجرایی] است.
,در نظام اسلامی مقرب ترین افراد به [مقامات اجرایی] ، کسی است که از گفتن حقایق واهمه ای ندارد و برای حفظ خود ، از گفتن عیب ها و مطرح کردن انتقادها در جهت رفع آنها صرف نظر نمیکند: پس افرادی را که در گفتن حق از همه صریحتر و در مساعدت و همراهی نسبت به آنچه خداوند برای اولیایش دوست نمیدارد به تو کمتر کمک میکند ، مقدم دار ؛ خواه موافق میل باشند یا نه . (کتاب شرح و ترجمه نهج البلاغه ، جلد سوم ، ص 149-148)
,ر : تصدیق ناصح و گزینش نصایح
,[مقامات اجرایی] با حسن ظن به ناصحین مینگرد و در قضاوت و بررسی ، عینک بدبینی به چشم نمیزند.ولی در عین حال وظیفه [اوست] که نسبت به گفته های دیگران به صرف شنیدن ترتیب اثر ندهد.فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه
,ز : دفاع از حقوق ناصحین
,نصیحت گران بر طبق تشخیص خود و در محدودة اطلاعات خویش به اظهار نظر میپردازند، پرواضح است که انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و یا نصیحت ، حتی اگر درقالب انتقاد و اعتراض هم انجام گیرد ، نمیتواند مجوزی برای اعمال فشار و محدودیت گردد.وظیفه [مقامات اجرایی] است که مانع آنان گردد ، چرا که امر به معروف و نهی از منکر و نصیحت ائمه مسلمین یک وظیفه اسلامی است نه یک جرم قابل تعقیب . (محمد سروش محلاتی ، همان ، ص 174-166)
,استیضاح مقامات اجرایی
,استیضاح مصدر « وضح» در باب استفعال به معنای نور و روشنایی میباشد، که در اصطلاح به معنای توضیح خواستن یا مطالبه توضیح بکار میرود . (ر.ک به فرهنگ جامع نوین ، جلد دوم ، ص 1798) معادل آن در زبان انگلیسی به معنای مورد اتهام قرار گرفته ، مورد تردید قرار گرفته بکار رفته است .
,اما اینکه چنین امری در خصوص مقامات اجرایی قابلیت اجرا دارد یا نه ؟ از ملاک دستور پیامبر اکرم (ص) به معاذ می توان چنین امری را بخوبی استنباط کرد ؛ با این توضیح که پیامبر اکرم (ص) به ایشان دستور میدهد « فرمان خدا ] را [ در بین آنها جاری گردان – و در موضوعی که گمان میبری مورد اشکال و ایراد قرار میگیری ، دلیل اقدام و عملت را به مردم گزارش کن تا تو را نسبت به آن کار معذور دانسته و اتهامی متوجه تو نگردد.
,که اولاً همچنانکه پیش از این بیان داشتیم این کلام مبین اطلاع و خبر رسانی زمامداری اسلامی میباشد در واقع پیش از آنکه عمل یا اقدامی مرتکب بشود ثانیاً با توجه به عبارت « فرمان خدا را در دین آنها جاری گردان» و نیز « در هر موضوع که گمان میبری مورد اشکال و ایراد قرار میگیری» شعاع این اطلاع و خبر رسانی هر موضوع مرتبط با امری است که رسول الله بدان اشاره نموده است ثالثاً به عبارت« دلیل اقدام و عملت را به مردم گزارش کن ، مبین گزارش منطقی و مستدل میباشد نه گزارش صرف» چرا ؟ برای اینکه تو را نسبت به آن کار معذور دانسته و اتهامی متوجه تو نگردد، این قسمت اخیر بی ارتباط با معنایی که از استیضاح بیان داشتیم نیست .
,حال اگر معاذ در یک موضوع گمان مورد اشکال و ایراد قرار گرفتن را مبرد، لذا دلیل اقدام و عمل خویش را به مردم گزارش ننمود، اما نسبت به آن کار او را معذور ندانسته و تردیدی نسبت به آن کار در مردم ایجاد گردید، بنحوی که اتهاماتی متوجه معاذ گردید چه در اینجا باید گفت: وقتی پیامبر اکرم (ص) دفع اتهام را لازم دانسته است بطریق اولی رفع اتهام لازم میآید.
,بدین ترتیب در صورت مطالبه و درخواست مردم از معاذ مبنی بر اینکه دلیل اقدام و عملی که انجام داده ای را گزارش کن و یا توضیح بده ، معاذ میبایست برای رفع تردیدها و اتهامات وارده دلیل اقدام عمل خویش را بیان دارد و این طلب حقیقتاً طلب و درخواست نور و روشنایی برای رفع تیره گیها ، تردید و حتی اتهام میباشد ، که ممکن است در اذهان مردم خطور نموده باشد و این خواست و طلب طبیعی است که نباید خرده بر آن گرفت .حال نه معاذ بلکه هر یک از مقامات اجرایی که برای انجام اعمال و اقداماتی که تردیداتی چند در میان مردم ایجاد نموده است ، دلیلی ارائه ننماید یا ارائه نماید ولی قانع کننده نباشد، بنحوی که اتهاماتی را متوجه او نماید و او را قادر به رفع چنین اتهاماتی نباشد آیا میتوان انتظار اطاعت مردم از چنین مقامی را داشت که حتی قادر به رفع اتهامی از خود نیست !!؟
,امام خمینی (ره) پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در معرفی جمهوری اسلامی و ضوابط آن بالاخص ضوابط حاکم بر زمامداری آن بیان میدارند:هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین ، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و بر او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده دهد و در غیر این صورت اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد ، خود به خود از مقام زمامداری معزول است (صحیفه نور ، جلد چهارم ، همان ، ص 190 ، مورخ 19/10/57)
,نتیجه :بدین ترتیب همچنانکه ملاحظه گردید اسلام راه نظارت صحیح بر مقامات اجرایی را بر روی عموم مسلمین از طرق یادشده گشوده و پاسخگویی را از تکالیف آنان برشمرده است و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر همین مبنا ضمن اینکه در مقدمه خویش این امر را مورد تائید و تاکید قرار می دهد: لازم است که امت مسلمان با انتخاب مسئولین کاردان و مؤمن و نظارت مستمر بر کار آنان به طور فعالانه در ساختن جامعه اسلامی مشارکت جویند، به امید اینکه در بنای جامعة نمونه اسلامی (اسوه) که بتواند الگو و شهیدی بر همگی مردم جهان باشد. (دیباچه قانون اساسی جمهوری اسلامی ، وسائل ارتباط جمعی) بلکه در اصل هشتم ، دعوت به خیر ، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ای همگانی و متقابل ، بر عهده مردم نسبت به یکدیگر ، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت دانسته است و در اصول متعدد قانون اساسی ابزارهای یاد شده و نهاد های نظارتی بالاخص در ارتباط با قوه مجریه که به مراتب از اختیارات و امکانات بیشتری برخوردار است را پیش بینی نموده است.
,حسن بیارجمندی
]
ارسال دیدگاه