ویرانه‌ای باشکوه در انتظار جانی دوباره؛

کاروانسرای «دولت‌آباد» میراثی که در سکوت رو به نابودی می‌رود+عکس

کاروانسرای «دولت‌آباد» میراثی که در سکوت رو به نابودی می‌رود+عکس
به هر گوشه کاروانسرای دولت آباد فراهان که نگاه می­ کنی دلت می­ گیرد، روزگاری چه برو بیاهایی در این کاروانسرا بوده است، اما امروز از رونق افتاده و به حال خود رها شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ هزاران اثر تاریخی در گوشه گوشه دنیا برای نسل امروز به یادگار مانده است و از بین آنها تعداد معدودی به‌عنوان میراث ملی به ثبت رسیده که این موضوع وظیفه حافظان آثار فوق را دوچندان می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر, فراهان خبر,

در شهرستان فراهان نیز از بین ده ها اثر به جای مانده از گذشتگان، کاروانسرای دولت‌آباد به وسعت دو هزار و ۷۵۰ مترمربع در سال ۱۳۸۱ با شماره ۷۲۲۵ در فهرست میراث ملی کشور به ثبت رسید و معماری آن از نوع دو ایوانی است.

این کاروانسرا در سال ۱۳۱۲ قمری در مسیر راه کربلا توسط مرحوم میرزا حسین خان تفرشی در ۵ هزار مترمربع زمین و ۴ هزار متر مربع بنا از سوی بانی برای رفاه حال زائران کربلا ساخته شد و به این ترتیب مردم روستای دولت آباد از زائران پذیرایی می کردند.

این کاروانسرا هشت ضلعی بوده و دارای دو ایوان بزرگ در جنوب و شمال با تزئینات آجر لعابدار و کاشی و با آجرهای خفته راسته است و درب چوبی بسیار قدیمی دارد،حیاط مرکزی این کاروانسرا در ابعاد ۳۰*۳۰ است.

این بنا در سالهای اخیر به شکل جدی دچار آسیب شده است و میراث فرهنگی و گردشگری استان مرکزی در سال ۸۶ عملیات بازسازی این بنای تاریخی را آغاز کرد.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان مرکزی در سال ۹۳ از واگذاری کاروانسرای دولت‌آباد، اعطای مجوزهای لازم و تسهیلات برای احداث و بهره‌برداری این کاروانسرا خبر داد.

امروز که خبرنگار فراهان خبر برای تهیه گزارشی از این جاذبه گردشگری فراهان به این کاروانسرا مراجعه کرد با مخروبه‌هایی روبه رو شد که حتی ورود به این کاروانسرا را با مخاطرات جانی همراه کرده است.

تابلوی زنگ زده میراث فرهنگی در ورودی این کاروانسرا حکایت از روزگار بد این کاروانسرا دارد، درب چوبی ورودی این بنا از حلب پوشیده شده و تکه‌های پوسیدهِ حلب آن به همراه قفلی زنگ زده بر درب بزرگ این کاروان سرا حکایت از روزهای خاموش این اثر ملی دارد.

با نگاهی به دیوارهای اطراف کاروانسرا متوجه شدم که چند حجره در سمت چپ کاروانسرا بازسازی شده است، از مخروبه‌هایی که هر لحظه در بارندگی امکان ریزش آنها می‌رود، وارد کاروانسرا شدم گرچه ظاهر این بنای تاریخی و کهن حکایت از این دارد که وضعیت داخلی آن حال و روز بهتری ندارد! اما با این حال وارد کاروانسرا شدم، حلبی بر درب چاه کاروانسرا لحظه‌ای را در ذهنم تداعی می‌کند که مسافران و زائران در ابتدای هر اتراق خود از آب آن سیراب می‌شدند و برای اسب و اشتران هم آب از چاه بیرون کشیده و تن خسته حیوان را هم آب گوارا می بخشیدند.

به هرگوشه که نگاه می­ کنم تنها تلی از آجرهای حاصل از ریزش دیوارهای کاروانسرا را می ­بینم، تعدادی از اتاقک‌های مرمت شده کاروانسرا هم گواه این است که عدم توجه به این طاق‌های چوبی مرمت شده به جای طاق‌های آجری گنبدی شکل آن‌ها را هم به کام نابودی می‌کشاند.

بارش‌های اخیر و عدم برف‌روبی بام کاروانسرا باعث شده تا سقف اتاقک‌ها از هر طرف در حال چکه کردن باشد، طاق بسیاری از اتاقک‌ها ویران شده و لحظه‌های پایان عمر این اثر ملی را حکایت می‌کند.

نگاهی به ایوان ورودی کاروانسرا می‌کنم، سقف ایوان ورودی در جنوب کاروانسرا وضعیتی بهتر از طاق اتاقک ها ندارد، هر لحظه امکان ریزش طاق می‌رود. طاق‌هایی که از بارندگی های اخیر، تن پوشیده از آجر و ساروج رو به ضعف نهاده است و بی‌رحمی بازدیدکنندگان این کاروانسرا بر این تَن نحیف که به رنگ قرمز و خطوط نستعلیق در دیوار سمت چپ ایوان دیده می‌شود.

دوباره به وسط حیاط کاروانسرا بر می گردیم، به سمت ایوان شمالی کاروانسرا می رویم، نمای تاج‌دار ایوان شمالی که در وسط آن، تکه های باقیمانده از ترئینات لوزی شکل آجر لعاب باقی مانده، نگاه هر ببینده ای را جلب می کند، وارد اتاقک زیر ایوان می شویم، رنگ دیوارها و پلاستیک نصب شده در سقف اتاق و تبدیل یکی از اتاقک ها به سرویس بهداشتی حاکی از جریان زندگی در همین سالهای اخیر در کاروان سرا است که شاید مربوط به اسکان کارگران برای مرمت کاروانسرا بوده، هرچند که این اتاقک زیر ایوان هم دگر قابل استفاده نیست.

سکوهای ورودی اتاقک ها بازسازی شده‌اند و حدود نیم متر با کف کاروانسرا فاصله دارند، در کف برخی از اتاقک‌ها گودال‌هایی دیده می شوند که گویا در گذشته، تنورهای پخت نان بوده اند، دیوارهای اتاقک‌هایی که مرمت نشده اند، سیاه و دود زده از آتش بخاری‌های آتشی هستند، بناهای گوشه‌های سمت راست کاروان سرا که گویا اصطبل و انبار علوفه بوده‌اند، کاملا تخریب و به تلی از خاک تبدیل شده‌اند.

به هر گوشه این بنای ثبت ­شده که نگاه می­ کنم دلم می­ گیرد، روزگاری چه برو بیایی در این کاروانسرا بوده، اما امروز از رونق افتاده و به حال خود رها شده است، به سمت اصطبل سمت راست می رویم، درب چوبی بزرگی که از یک طرف از چار چوب جدای افتاده است، کیسه های سفت گچ، تخته و بشکه در زیر سقف اصطبل جای خوش کرده اند. به انبار علوفه گوشه سمت راست می رویم، انبارهای علوفه هم در حال تخرب هستند.

امروز صدای چکه آب از سقف‌ها به جای نجوای عاشقانه زائران کربلا در همه جای کاروانسرا پیچیده است، پله‌های منتهی به انبار علوفه و سقف آن بر خلاف سایر مکان‌های کاروانسرا همچنان استوار باقی مانده است.

پله‌هایی از آجر و چوب را یک به یک بالا می رویم، از آخرین پله نگاهی به پشت بام کاروانسرا می اندازم، با سقف گاهگلی و سست کاروانسرا امکان رفتن به پشت بام نیست، از همان پله نگاهی به اطراف می اندازم، دیوارهای در حال ریزش پشت کاروانسرا، از فراموش شدن این بنا خبر می دهد. از این نما فقط سقف‌های گنبدی شکل اتاقک‌ها جلوه‌نمایی می کند. امکان توقف بیشتر در کاروانسرا وجود ندارد هر لحظه ممکن است سقی یا دیواری از آن جدای شود.

در مسیر بازگشت باز چشمانم به کاروانسرا افتاد که در قلب این منطقه‌ی زیبا رو به سقوط نهاده است و تنها آه و افسوس را برایم برجای می­ گذارد. بنایی که در سایه فراموشی مسئولیان و متولیان می‌رود تا گوشه‌ای دیگر از تمدن این سرزمین کهن را با خود به قعر زمین ببرد و پرسش‌هایی را در ذهن آیندگان متجلی سازد که به راستی هویت مردم این منطقه چند صد ساله است؟

انتهای پیام/

,

در شهرستان فراهان نیز از بین ده ها اثر به جای مانده از گذشتگان، کاروانسرای دولت‌آباد به وسعت دو هزار و ۷۵۰ مترمربع در سال ۱۳۸۱ با شماره ۷۲۲۵ در فهرست میراث ملی کشور به ثبت رسید و معماری آن از نوع دو ایوانی است.

,

این کاروانسرا در سال ۱۳۱۲ قمری در مسیر راه کربلا توسط مرحوم میرزا حسین خان تفرشی در ۵ هزار مترمربع زمین و ۴ هزار متر مربع بنا از سوی بانی برای رفاه حال زائران کربلا ساخته شد و به این ترتیب مردم روستای دولت آباد از زائران پذیرایی می کردند.

,

این کاروانسرا هشت ضلعی بوده و دارای دو ایوان بزرگ در جنوب و شمال با تزئینات آجر لعابدار و کاشی و با آجرهای خفته راسته است و درب چوبی بسیار قدیمی دارد،حیاط مرکزی این کاروانسرا در ابعاد ۳۰*۳۰ است.

,

این بنا در سالهای اخیر به شکل جدی دچار آسیب شده است و میراث فرهنگی و گردشگری استان مرکزی در سال ۸۶ عملیات بازسازی این بنای تاریخی را آغاز کرد.

,

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان مرکزی در سال ۹۳ از واگذاری کاروانسرای دولت‌آباد، اعطای مجوزهای لازم و تسهیلات برای احداث و بهره‌برداری این کاروانسرا خبر داد.

,

امروز که خبرنگار فراهان خبر برای تهیه گزارشی از این جاذبه گردشگری فراهان به این کاروانسرا مراجعه کرد با مخروبه‌هایی روبه رو شد که حتی ورود به این کاروانسرا را با مخاطرات جانی همراه کرده است.

, فراهان خبر, فراهان خبر,

, ,

تابلوی زنگ زده میراث فرهنگی در ورودی این کاروانسرا حکایت از روزگار بد این کاروانسرا دارد، درب چوبی ورودی این بنا از حلب پوشیده شده و تکه‌های پوسیدهِ حلب آن به همراه قفلی زنگ زده بر درب بزرگ این کاروان سرا حکایت از روزهای خاموش این اثر ملی دارد.

,

, ,

با نگاهی به دیوارهای اطراف کاروانسرا متوجه شدم که چند حجره در سمت چپ کاروانسرا بازسازی شده است، از مخروبه‌هایی که هر لحظه در بارندگی امکان ریزش آنها می‌رود، وارد کاروانسرا شدم گرچه ظاهر این بنای تاریخی و کهن حکایت از این دارد که وضعیت داخلی آن حال و روز بهتری ندارد! اما با این حال وارد کاروانسرا شدم، حلبی بر درب چاه کاروانسرا لحظه‌ای را در ذهنم تداعی می‌کند که مسافران و زائران در ابتدای هر اتراق خود از آب آن سیراب می‌شدند و برای اسب و اشتران هم آب از چاه بیرون کشیده و تن خسته حیوان را هم آب گوارا می بخشیدند.

,

, ,

, ,

به هرگوشه که نگاه می­ کنم تنها تلی از آجرهای حاصل از ریزش دیوارهای کاروانسرا را می ­بینم، تعدادی از اتاقک‌های مرمت شده کاروانسرا هم گواه این است که عدم توجه به این طاق‌های چوبی مرمت شده به جای طاق‌های آجری گنبدی شکل آن‌ها را هم به کام نابودی می‌کشاند.

,

بارش‌های اخیر و عدم برف‌روبی بام کاروانسرا باعث شده تا سقف اتاقک‌ها از هر طرف در حال چکه کردن باشد، طاق بسیاری از اتاقک‌ها ویران شده و لحظه‌های پایان عمر این اثر ملی را حکایت می‌کند.

,

, ,

, ,

نگاهی به ایوان ورودی کاروانسرا می‌کنم، سقف ایوان ورودی در جنوب کاروانسرا وضعیتی بهتر از طاق اتاقک ها ندارد، هر لحظه امکان ریزش طاق می‌رود. طاق‌هایی که از بارندگی های اخیر، تن پوشیده از آجر و ساروج رو به ضعف نهاده است و بی‌رحمی بازدیدکنندگان این کاروانسرا بر این تَن نحیف که به رنگ قرمز و خطوط نستعلیق در دیوار سمت چپ ایوان دیده می‌شود.

,

, ,

دوباره به وسط حیاط کاروانسرا بر می گردیم، به سمت ایوان شمالی کاروانسرا می رویم، نمای تاج‌دار ایوان شمالی که در وسط آن، تکه های باقیمانده از ترئینات لوزی شکل آجر لعاب باقی مانده، نگاه هر ببینده ای را جلب می کند، وارد اتاقک زیر ایوان می شویم، رنگ دیوارها و پلاستیک نصب شده در سقف اتاق و تبدیل یکی از اتاقک ها به سرویس بهداشتی حاکی از جریان زندگی در همین سالهای اخیر در کاروان سرا است که شاید مربوط به اسکان کارگران برای مرمت کاروانسرا بوده، هرچند که این اتاقک زیر ایوان هم دگر قابل استفاده نیست.

,

, ,

, ,

سکوهای ورودی اتاقک ها بازسازی شده‌اند و حدود نیم متر با کف کاروانسرا فاصله دارند، در کف برخی از اتاقک‌ها گودال‌هایی دیده می شوند که گویا در گذشته، تنورهای پخت نان بوده اند، دیوارهای اتاقک‌هایی که مرمت نشده اند، سیاه و دود زده از آتش بخاری‌های آتشی هستند، بناهای گوشه‌های سمت راست کاروان سرا که گویا اصطبل و انبار علوفه بوده‌اند، کاملا تخریب و به تلی از خاک تبدیل شده‌اند.

,

, ,

, ,

به هر گوشه این بنای ثبت ­شده که نگاه می­ کنم دلم می­ گیرد، روزگاری چه برو بیایی در این کاروانسرا بوده، اما امروز از رونق افتاده و به حال خود رها شده است، به سمت اصطبل سمت راست می رویم، درب چوبی بزرگی که از یک طرف از چار چوب جدای افتاده است، کیسه های سفت گچ، تخته و بشکه در زیر سقف اصطبل جای خوش کرده اند. به انبار علوفه گوشه سمت راست می رویم، انبارهای علوفه هم در حال تخرب هستند.

,

امروز صدای چکه آب از سقف‌ها به جای نجوای عاشقانه زائران کربلا در همه جای کاروانسرا پیچیده است، پله‌های منتهی به انبار علوفه و سقف آن بر خلاف سایر مکان‌های کاروانسرا همچنان استوار باقی مانده است.

,

پله‌هایی از آجر و چوب را یک به یک بالا می رویم، از آخرین پله نگاهی به پشت بام کاروانسرا می اندازم، با سقف گاهگلی و سست کاروانسرا امکان رفتن به پشت بام نیست، از همان پله نگاهی به اطراف می اندازم، دیوارهای در حال ریزش پشت کاروانسرا، از فراموش شدن این بنا خبر می دهد. از این نما فقط سقف‌های گنبدی شکل اتاقک‌ها جلوه‌نمایی می کند. امکان توقف بیشتر در کاروانسرا وجود ندارد هر لحظه ممکن است سقی یا دیواری از آن جدای شود.

,

, ,

, ,

در مسیر بازگشت باز چشمانم به کاروانسرا افتاد که در قلب این منطقه‌ی زیبا رو به سقوط نهاده است و تنها آه و افسوس را برایم برجای می­ گذارد. بنایی که در سایه فراموشی مسئولیان و متولیان می‌رود تا گوشه‌ای دیگر از تمدن این سرزمین کهن را با خود به قعر زمین ببرد و پرسش‌هایی را در ذهن آیندگان متجلی سازد که به راستی هویت مردم این منطقه چند صد ساله است؟

,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

, ,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه