دستگیری اعضای تیم ترور حزب منحله دموکرات در شهر بانه
در همین لحظه فریاد نیروهای ضد انقلاب بلند شد که «شلیک نکنید ما تسلیم هستیم». نیروهای ضد انقلاب سلاح خود را روی زمین گذاشتند و یکی پس از دیگری از دریچه خانه مورد نظر بیرون آمدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، یکی از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه بانه خاطره ای از حضور یک تیم تروریستی گروهک دموکرات و نحوه دستگیری اعضای آن را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
سال 1365 یک تیم کار کشته از گروهک تروریستی دموکرات وارد منطقه بانه شد که مأموریت اصلی آن ترور فرماندهان و شخصیت های برجسته سازمان پیشمرگان مسلمان کرد بود. متأسفانه این تیم تروریستی با سوءاستفاده از موقعیت منطقه چند تن از بهترین اعضای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد را به شیوه ی ناجوانمردانه به شهادت رساند؛ به همین جهت این گروه به نام «تیم ترور حزب دموکرات» معروف شد.
,,
تشدید اقدامات این گروه موجب شد که شناسایی، دستگیری و به هلاکت رساندن اعضای آن در دستور کار گردان های عملیاتی و واحدهای شناسایی قرار گیرد.
,,
یک روز در مقر گردان کوخان نشسته بودیم که یکی از همکاران اطلاعاتی ما که از اهالی همان منطقه بود، خبر از حضور تیم مورد نظر در یکی از روستاهای اطراف شهر بانه داد. من نیز به همراه یکی از همرزمانم سوار موتور شدیم و به طرف روستای مورد نظر حرکت کردیم. تیم ضربت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه بانه هم مأمور شد که بعد از ما سریع به منطقه اعزام شود.
,,
قبل از رسیدن به روستا برای ارزیابی موقعیت روستا، بر روی یکی از بلندی های مشرف به روستا توقف کردیم. به محض پایین آمدن از موتور، چند نفر از جوانان روستا را دیدیم که به طرز مشکوکی محل توقفشان را ترک کردند. خودمان را به یکی از آن جوانان رساندیم و دلیل ترک محلی که در آن جا با هم صحبت می کردند را پرسیدیم.
,,
ابتدا می خواست طفره برود، ولی در نهایت گفت: از درگیری بین شما و نیروهای ضد انقلاب ترسیدیم و به همین خاطر از ان محل متواری شدیم. از حرف های آن جوان اطمینان پیدا کردیم که نیروهای ضدانقلاب داخل روستا هستند.
,,
وارد روستا شدیم، تعدادی از کودکان روستا مشغول بازی بودند. همرزمم که از اهالی همان منطقه بود خیلی گرم و صمیمی باب صحبت را با کودکان باز کرد و از آنان پرسید: این افرادی که با تفنگ و حمایل وارد روستای شما شدند در کدام خانه هستند؟
,,
یکی از بچه ها بلافاصله با انگشت اشاره یک خانه را به ما نشان داد و گفت: وارد این خانه شدند.
,,
در همین لحظه هم گروه ضربت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد هم وارد روستا شد. جریان را برای گروه ضربت تعریف کردم و از آن ها خواستم که خانه مورد نظر و اطراف خانه را زیر نظر بگیرند. یک نفر هم بر روی یک بلندی که به خانه مورد نظر مشرف بود مستقر شد.
,,
دریچه کنار دیوار خانه مورد نظر خیلی مشکوک به نظر می رسید، به همین خاطر به چند نفر از نیروهای گروه ضربت مأموریت دادم تا دریچه و مسیر ورودی آن را مورد بازرسی قرار دهند. یکی از نیروهای گروه ضربت که اتفاقاً نوجوان کم سن و سالی هم بود در این ریسک خطرناک از همه پیشی گرفت و با شجاعتی تحسین برانگیز از راه دریچه مورد نظر وارد زیر زمین خانه شد.
,,
چند لحظه بعد صدای نوجوان پیشمرگ بلند که فریاد می زد: مواظب باشید، من را گرفتند.
,,
در همین حین رگبار گلوله دشمن از دریچه خانه به سمت ما باریدن گرفت. در یک لحظه یک نارنجک دستی دشمن به طرف ما پرتاب شد و یکی از همرزمانم نارنجک را برداشت و آن را به جایی که کسی در آن محل حضور نداشت پرتاب کرد.
,,
ما به خاطر حضور همرزممان در چنگال نیروهای ضدانقلاب مجبور بودیم که حتی یک گلوله هم به سمت دریچه مورد نظر شلیک نکنیم و همین عامل باعث شده بود که نیروهای ضد انقلاب با جسارت خاصی به سمت ما شلیک کنند. اما یکی از نیروهای گروه ضربت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد دلش را به دریا زد و یک رگبار به سمت دریچه مورد نظر گرفت.
,,
در همین لحظه فریاد نیروهای ضد انقلاب بلند شد که «شلیک نکنید ما تسلیم هستیم». نیروهای ضد انقلاب سلاح خود را روی زمین گذاشتند و یکی پس از دیگری از دریچه خانه مورد نظر بیرون آمدند.
,,
اگر چه تا آن روز بسیاری از نیروهای ضد انقلاب به اسارت ما در آمده بودند، ولی برای گروهک دموکرات بسیار سخت بود که برای اولین بار یک تیم بسیار آماده از نیروهای ویژه خود را آن هم با لباس رسمی و آرم مخصوص از دست بدهد.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه