در شب آرزو به خانواده‌های نیازمند چه گذشت؟

حسرت داشتن سفره رنگین آرزوی شهروند اسدآبادی/حل معضل بیکاری از آرزوی بزرگ

حسرت داشتن سفره رنگین آرزوی شهروند اسدآبادی/حل معضل بیکاری از آرزوی بزرگ
دیشب شب آرزوها بود و می‌خواستم قلمم از آرزوهای شیرین بنویسد که یک آن دخترکی با پیامی تکان‌دهنده از شبی تلخ و آرزویی که محال شده، سخن گفت.
[

 به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خبرنگار آوای سیدجمال؛ دیشب شب لیله الرغائب بود؛ شبی که هرکسی در دل آرزویی می‌کند و از خدا طلب برآورده شدنش را می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال,

شب آرزوها بود و قلم در دستم از جنس آرزو؛ آرزوهای بزرگی که شاید برای عده‌ای زنگ تفریح و اوقات فراغت باشد؛

,

بی‌شک آرزوها از کمبود زندگانی نشأت می‌گیرد؛ و نکته جالب‌توجه اینکه همه باهم چقدر کمبودها داریم؛ یکی کمبود پول؛ دیگری کمبود سلامتی و آن‌یکی کمبود محبت و....

,

کمبودها هرچند کم اما کمبود محسوب می‌شوند؛ اگرچه شاید آرزوهای بسیاری از جامعه ما کم باشد اما کمبود حساب می‌شود؛

,

یکی از شهروندانی که در شب آرزو شبی تلخ گذرانده بود و آرزوی بزرگش ریشه در فقر داشت؛  و شاید آرزوی کوچک آنانی بود که ازنظر مالی در وضع خوبی به سر می‌بینند؛

,

این شهروند این‌گونه از حال یک‌شب  تلخ زندگی‌اش در کنار خانواده‌اش در شب آرزو می‌گوید:  

,

امشب شب آرزوها بود؛ شبی که مادرم برای اعضای چهارنفری خانه‌مان سه عدد تخم‌مرغ را در تابه‌ای شکسته بود و با دوتکه نان بیات‌شده در سفره به خوردمان می‌داد، دلم یک آن گرفت که چرا وضع ما این‌گونه است؟

,

در همین فکر بودم که پاسخی برای چرایم بیابم که پدر گفت: تخم‌مرغ‌ها همین‌قدر بودند؟

,

 لقمه نان در دستم را فشردم و بغضی گلویم را گرفت و مادر پاسخ داد یک‌ عدد  دیگر هم هست که برای محمد(برادرم را می‌گفت) گذاشته‌ام.

,

چقدر تلخ بود طعم نانی که در دستم و لقمه آخر بود؛ آنجا بود که آرزو کردم که دیگر این لحظات را نبینم!

,

 اما مگر می‌شود با این اوضاع نابسامان خانه‌مان و بیکاری برادرم و حقوق ناچیز بازنشستگی پدرم بازهم چنین حال نکبت‌باری را شاهد نبود؟

,

عمق وضع دیشبمان را که می‌نگرم تنها به این نتیجه می‌رسم تمام مشکلاتمان به نداشتن پول ختم می‌شود چراکه این روزها پول باشد، دغدغه‌هایمان کم می‌شود.

,

اینجا بود که باید گفت کسی نیست بپرسد به کدامین گناه افرادی از این جامعه محکوم‌به فقر هستند؛ چرا برخی نامردانه در عرش و برخی دیگر مظلومانه در فرش هستند؛

,

چرا دخلشان با خرجشان نمی‌خواند؛ چرا هرچه بیشتر سعی و تلاش می‌کنند به جیب عده‌ای خاص می‌رود و آنان در زندگانی لنگ می‌زنند.

,

ازجمله کسانی که باید پاسخ این وضع اسفناک جامعه‌ نیازمند و محتاج به نان شب را بدهد؛ رئیس‌جمهور کشور است؛ چراکه با آرای همین مردم محتاج به آن جایگاه رسیده است!

,

آنجا که همین جماعت محتاج به نان شب به خاطر پایداری انقلابشان در کنار دیگر افراد جامعه همگام شده و پای صندوق رأی برای انتخابات حاضر می‌شوند تا اصلح را انتخاب کنند.

,

حال اینجاست اویی که به مدت چهار سال سکاندار دولت را به دست گرفت و منتخب مردم شد، به وعده و قول‌هایی که ‌داده عمل کند و یکی از این وعده‌ها سرانجام دادن به معیشت و درآمد مردم است.

,

حال سؤال اینجاست که در آخرین روزهای پایانی این دولت قرارگرفته‌ایم اما کجاست عمل به قول‌ها؛ مردم همچنان در وضع معیشتی نامناسب به سر می‌برند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه