درگیری تن به تن نیروهای یگان شناسایی با نیروهای ضدانقلاب
درگیری بسیار نزدیک و تن به تن بود، در حین درگیری گلوله ای به مچ دست راستم اصابت کرد. با وجود اینکه خون زیادی از من رفته بود و نمی توانستم دستم را تکان دهم، اما با توکل به خدا و با تمام وجود در برابر آن های ایستادگی کردیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در گفت و گو با پیشمرگ روح الله گفت: بعد از اینکه به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمدم به واحد اطلاعات و یگان شناسایی سپاه استان منتقل شدم. وظیفه نیروهای جان بر کف یگان شناسایی واحد اطلاعات شناسایی مناطق آلوده و کسب اطلاعات دست اول از فعالیت نیروهای ضد انقلاب بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
نیروهای یگان شناسایی به صورت کاملاً نامحسوس و در قالب گروه های دو ـ سه نفره و اکثر مواقع بدون به همراه داشتن سلاح و مهمات و در قالب مأموریت های چند روزه به مناطق مختلف اعزام می شدند و بدون اینکه توسط نیروهای ضد انقلاب و یا جاسوسان آن ها شناسایی شوند، اطلاعات خوب و مناسبی از فعالیت های نیروهای ضدانقلاب کسب می کردند و در اولین فرصت این اطلاعات را به گردان های عملیاتی منتقل می کردند.
,,
یک بار به اتفاق چند تن از دوستانم در یگان شناسایی به اطراف روستای پایگلان رفتیم، این مناطق روستایی به دلیل صعب العبور بودن محل مناسبی برای فعالیت نیروهای ضد انقلاب محسوب می شد. موقعیت و نحوه حرکت نیروهای حزب منحله دموکرات به طور کاملاً دقیق زیر نظر داشتیم. بعد از چند روز که اطلاعات مناسبی را به دست آورده بودیم به نیروهای گردان عمل کننده گزارش دادیم و قرار شد نیروهای عمل کننده ظرف دو روز خودشان را به نزدیکی روستای پایگلان برسانند.
,,
بعد از استقرار نیروهای عمل کننده در ارتفاعات اطراف روستای پایگلان در یک موقعیت زمانی و مکانی مناسب نیروهای ضد انقلاب را مورد حمله قرار دادیم و توانستیم ضربات سنگینی به آن ها وارد کنیم. نیروهای ضد انقلاب در این عملیات متحمل ضربات سختی شدند و حتی نتوانستند جنازه کشته شده گانشان را با خود ببرند. حتی ساعت مچی یکی از سران گروهک نیز در محل اختفای آن ها جا مانده بود.
,,
یک بار به اتفاق چند تن از دوستانم به گشت زنی در اطراف فرودگاه سنندج مشغول بودیم که به یک باره متوجه حضور نیروهای ضد انقلاب شدیم. نیروهای حزب دموکرات از میان کوه های سر به فلک کشیده کردستان خود را تا نزدیکی فرودگاه سنندج رسانده بودند. علی رغم اینکه تعداد نیروهای ما نسبت به نیروهای دموکرات بسیار اندک بود، اما مقاومت و ایستادگی جانانه ای در برابر آن ها داشتیم.
,,
درگیری بسیار نزدیک و تن به تن بود، در حین درگیری گلوله ای به مچ دست راستم اصابت کرد. با وجود اینکه خون زیادی از من رفته بود و نمی توانستم دستم را تکان دهم، اما با توکل به خدا و با تمام وجود در برابر آن های ایستادگی کردیم.
,,
نیروهای ضد انقلاب قصد داشتند با داخل شدن در شهر و ایجاد مزاحمت برای مردم، خودی نشان دهند، اما حضور به موقع و مقاومت جانانه رزمندگان سپاه اسلام، باعث فرار نیروهای ضد انقلاب شد. هر وقت که کف گیر نیروهای ضد انقلاب به کف دیگ می خورد، سعی می کردند برای مردم منطقه ایجاد مزاحمت بکنند و مبالغی را تحت عنوان کمک های مردمی (یارمتی) و با توسل به زور اسلحه از مردم مظلوم منطقه باج بگیرند و به وسیله این پول ها به زندگی خود ادامه دهند.
,,
البته من به دلیل مجروحیتی که داشتم به تهران اعزام شدم و مدت یک ماه در بیمارستان بستری شدم. گلوله ای که به مچ دستم اصابت کرده بود، باعث شکستگی استخوان ساعد دستم شده بود. البته در طول مدت زمانی که با نیروهای ضد انقلاب درگیر بودم، بند حمایل را روی زخمم بسته بودم تا جلو خونریزی اش را بگیرم.
,,
بعد از مداوای زخم دستم و ترخیص از بیمارستان، خیلی سریع خودم را به همرزمانم رساندم و یک بار دیگر در یگان شناسایی شروع به فعالیت کردم.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه