فرار رو به جلو
نحوه پاسخ دهی دانشگاه به جای اینکه مستند و مستدل به مدارک محکم و در جهت دفاع از خود باشد، در واقع یک فرافکنی و متاسفانه یک فرار رو به جلوست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از نسل برهان؛ با نهایت تاسف برای روابط عمومی دانشگاه ارومیه در یک عکس العمل غیر منطقی و بی ربط و سخنان خلاف واقع نسبت به یادداشت چند مدت قبل یک عضو هیئت علمی دانشگاه در پایگاه خبری، تحلیلی نسل برهان در صدد پاسخ دهی و انحراف افکار عمومی از واقعیت ماجرا برآمد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل برهان,این نحوه پاسخ دهی دانشگاه به جای اینکه مستند و مستدل به مدارک محکم و در جهت دفاع از خود باشد، در واقع یک فرافکنی و متاسفانه یک فرار رو به جلوست. بطور خلاصه چند نکته با مستندات موجود و ادله محکم جهت تنویر افکار دانشگاهیان عزیز بیان می دارد:
,هر فارغ التحصیل یا دانشجوی دکتری دانشگاه قبل از آنکه به استاد راهنمای خود وابستگی داشته باشد، یک شخصیت و هویت علمی و عقیده ای مستقل دارد. اینکه در پاسخ دانشگاه یک فارغ التحصیل برنده شش جایزه بنیاد ملی نخبگان، دانشجوی دکتری یک استاد محترم! خطاب می شود، همین ابتدا اسرار قلوب در برخورد با آن فارغ التحصیل آشکار میشود، و این معنی استنباط می شود که اراده بر این است که تسویه حساب آن استاد راهنما از دانشجو یا فارغ التحصیل اش گرفته شود یا همان تعبیر زدن کتک استاد راهنما به دانشجویش!
,وقتی ده ها بار استدلال و صحبت شفاهی و نامه نگاری و حتی خواهش و استدعا از طرف افراد مختلف مانند افراد امین رئیسدانشگاه، مسئولین وزارتی و افراد بی طرف با تقوی دانشگاهی، که از ذکر نام آنها پرهیز میشود، در ارتباط حقانیت یک پرونده و اجحاف در حق همان فارغ التحصیل هیچ پاسخ منطقی غیر از عناد و عدم تمکین به حتی نامه های وزارت علوم را در پی ندارد، چه راهکاری برای احقاق حق باقی می ماند جز اینکه فریاد برآورد و از درد وجدان لب به شکوه و شکایت به محضر خداوند متعال و بندگان او گشود. نگارنده نیز با این شیوه به عنوان اقدام اولیه قطعاً موافق نیست. ما همه به عنوان افراد دانشگاهی با قدرت تشخیص سره از ناسره، انتظار برخوردهای عالمانه و حکیمانه و انسانی از همدیگر داریم. اما دیگر بی منطقی و بی انصافی و اقدام عمدی در قبال له کردن و ناچیز شمردن شخصیت علمی افراد دانشگاهی داد از آدمی برمیآورد. باید فریاد وااسفا برداشت.
,همه دانشگاهیان مستحضرند که حذف نام گرایش در دوره کارشناسی به هیچ وجه منجر به کم شدن تعداد دانشجویان و به طبع آن عدم نیاز به هیات علمی جدید نمیشود. تعداد دانشجویان در برخی کلاسها از حد مجاز نیز بالاتر میرود و گروه مجبور به دو گروه کردن یک کلاس میشود. در ضمن تمام رشته گرایشهای دورههای تحصیلات تکمیلی همچنان به قوت خود باقی هستند و متقاضی تحصیل نیز چشم گیر است. مسئولین دانشگاه متاسفانه به جای داشتن سیاست توسعه تحصیلات تکمیلی گروه های آموزشی از طریق جذب هیات علمی توانمند و خبره، نگاه سطحی به دورههای کارشناسی دانشگاه دارند. این دیدگاه رسالت اساسی یک دانشگاه جامع نیست!
,متاسفانه برخلاف آنچه که از پاسخ دانشگاه برمیآید، موضوع جذب کردن یا نکردن یک نفر خاص نیست. کما اینکه هر فردی اگر از نظر علمی و عقیدتی خاص! باشد، بدور از هرگونه جناح بندی سیاسی باید سریعا دنبال جذب ایشان بود و به خدمت دانشگاه درآورد و از پتانسیل ایشان جهت ارتقا شاخص های علمی و رتبه دانشگاه نهایت استفاده را نمود. اما موضوع اصلی درد دل مذکور ظلم آشکار و نپذیرفتن و ارزش نگذاشتن به حقانیت علمی افراد و نحوه برخورد و رویکرد دانشگاه در قبال چنین افرادی میباشد. جذب کردن یا نکردن و مواظبت اداری از فرزندان و فرهیختگان مومن و علمی یک معلول و یک اثر ثانویه، از یک رویکرد و سیاست اولیه و علت درونی یک نیت است. اگر نیت درونی براساس احقاق حق و کلمه توحید و مواظبت از سرمایه های انسانی فرهیخته باشد، آنگاه نتیجه ثانویه جذب و استخدام و نهادینه شدن ارزشها خود به خود عملی خواهد شد. ایکاش یک دهم آن حرمت و ارج گذاری که در سطوح بالاتر (نهاد ها و مجامع ملی خارج از دانشگاه) به افراد علمی و ارزشی قایل هستند، در دانشگاه ارومیه انجام میشد.
,امید است مسئولین محترم دانشگاه ارومیه خیرخواهی و خدمت بی ادعای افراد نسبت به دانشگاه را نه از نگاه دشمنی بلکه از دید صواب و دوستی بپندارند و همه این اقدامات را نه از جهت خدای نکرده منفعت طلبی شخصی، بلکه خدمت به جوانان این نظام و انجام تکلیف بدانند. باید بدانیم هم خود ما و هم افراد با نظرات مخالف ما و منتقدین و غیرهمسویان سیاسی ما، همه باید در خدمت جوانان و نظام مقدس با صداقت تمام باشیم و نهایت امر باید مرضی رضای خداوند متعال باشد و تشخیص این رضا با عالمان است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه