طنزنامه؛
روحانی از کاندیداتوری انتخابات انصراف داد
میخواهیم اعلام کنیم که دیگر کاندید نمیشویم،خیال خدا را هم راحت کنیم انقدر بَلا مَلا سر مردم نیاید، یا علیالعجب.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، گفتیم مادر بچهها بیاید دفترمان و لوازم شخصی ما را توی یک چمدان بگذارد، بهتر از ما از این کارها سر درمیآورد، همیشه که به مسافرت میرویم او برایمان چمدان میبندد و یک وِرد میخواند که زود برگردیم، الحق و والانصاف دستش هم سبک است، ما به خوبی و سلامتی از سفر برگشتیم تا حالا، امیدواریم این سری هم دستش سبک باشد و زودتر برگردیم، الهی آمین.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,چپ و راست برای ما از زمین و آسمان و دریا و وزیر... میبارد، میترسیم یک وقت شهابسنگی به ما بخورد.
خدا از روی زمین بَرَت دارد عباس آخوندی، با خبرنگارها چه کار داری!!!؟؟ هرچه وزیر بددهن و بیتربیت بود دور خودمان جمع کردیم، آخر تو وزیر راه هستی نه وزیر بد و بیراه!
در مشهد زلزله آمد، مردم خانه خراب شدند، باز هم یک بلای دیگر، الآن پی بردیم که خداوند هم با ما لج کرده است، میخواهیم اعلام کنیم که دیگر کاندید نمیشویم،خیال خدا را هم راحت کنیم انقدر بَلا مَلا سر مردم نیاید، یا علیالعجب.
وزیر بهداشت را به نمایندگی از خودمان به مشهد فرستادیم، اصلاً استرس ما را ول نمیکند، همش نگرانیم که نکند آنجا برگردد به مردم فحش بدهد و بگوید بیشعور، داشت میرفت به او سفارش کردیم اما باز نگرانیم، کِی دولتمان تمام میشود، آرامبخش هم خوردیم تأثیر نداشت.
در زلزله مشهد شکمان به فریدون است، از این هر کاری بر میآید، همین برجام بیپدر را او در دامن ما گذاشت.
انگار حسام نواب صفوی بهتر از ما قانون و حقوق و اینها را بلد است که شبکه ماهوارهای را میبندد، دارم فکر میکنم چرا به جای ممدجواد، حسام نواب صفوی را وزیر امور خارجه نکردیم، هر چه که نباشد بُرِش بینالمللی دارد.
اگر حسام نواب صفوی وزیر امورخارجه ما بود، اگر ترانه علیدوستی وزیر فرهنگ و ارشاد ما بود، اگر مهناز افشار وزیر صنعت و معدن و تجارت ما بود، اگر هدیه تهرانی وزیر رفاه ما بود، اگر بهرام رادان وزیر راه و شهرسازی ما بود، اگر کامبیز دیرباز وزیر کشور ما بود، اگر رامبد جوان وزیر اقتصاد ما بود، اگر ممدرضا گلزار سخنگوی دولت ما بود، الان توی گیشه انتخابات از همه بیشتر فروش داشتیم، حیف دیر فهمیدیم صد حیف.
برویم انصرافمان را در یک ویدئویی توی تلگرام و اینستا و توئیتر و اینها منتشر کنیم، اولش بگوئیم اگر بار گران بودیم رفتیم...... اگر نامهربان بودیم رفتیم
شما با مملکت خود بمانید .....که ما بیچارگان بودیم و رفتیم.
ای خدا، اشک امانمان نمیدهد، همینجوری به پهنای صورت سرازیر است و دیزاین ریشمان را خراب میکند، خوب شد کسی در اتاق نیست اشک ما را ببیند، واقعاً سخت است.
ما چهار سال بودیم و انقدر دلبسته شدیم، محمود تو چه کار کردی با هشت سال خاطره. گفتم خاطره، عکس حاج اکبر جلوی ماست، چقدر خاطره باز بود، همینجور هق هق میکنیم، بهتر است تا کسی ندیده ما را، خودمان برویم، آخر چطوری کلید را زیر جاکفشی بگذاریم و برویم، تحمل نداریم، این کلید همیشه توی گردن ما بود...
چپ و راست برای ما از زمین و آسمان و دریا و وزیر... میبارد، میترسیم یک وقت شهابسنگی به ما بخورد.
خدا از روی زمین بَرَت دارد عباس آخوندی، با خبرنگارها چه کار داری!!!؟؟ هرچه وزیر بددهن و بیتربیت بود دور خودمان جمع کردیم، آخر تو وزیر راه هستی نه وزیر بد و بیراه!
در مشهد زلزله آمد، مردم خانه خراب شدند، باز هم یک بلای دیگر، الآن پی بردیم که خداوند هم با ما لج کرده است، میخواهیم اعلام کنیم که دیگر کاندید نمیشویم،خیال خدا را هم راحت کنیم انقدر بَلا مَلا سر مردم نیاید، یا علیالعجب.
وزیر بهداشت را به نمایندگی از خودمان به مشهد فرستادیم، اصلاً استرس ما را ول نمیکند، همش نگرانیم که نکند آنجا برگردد به مردم فحش بدهد و بگوید بیشعور، داشت میرفت به او سفارش کردیم اما باز نگرانیم، کِی دولتمان تمام میشود، آرامبخش هم خوردیم تأثیر نداشت.
در زلزله مشهد شکمان به فریدون است، از این هر کاری بر میآید، همین برجام بیپدر را او در دامن ما گذاشت.
انگار حسام نواب صفوی بهتر از ما قانون و حقوق و اینها را بلد است که شبکه ماهوارهای را میبندد، دارم فکر میکنم چرا به جای ممدجواد، حسام نواب صفوی را وزیر امور خارجه نکردیم، هر چه که نباشد بُرِش بینالمللی دارد.
اگر حسام نواب صفوی وزیر امورخارجه ما بود، اگر ترانه علیدوستی وزیر فرهنگ و ارشاد ما بود، اگر مهناز افشار وزیر صنعت و معدن و تجارت ما بود، اگر هدیه تهرانی وزیر رفاه ما بود، اگر بهرام رادان وزیر راه و شهرسازی ما بود، اگر کامبیز دیرباز وزیر کشور ما بود، اگر رامبد جوان وزیر اقتصاد ما بود، اگر ممدرضا گلزار سخنگوی دولت ما بود، الان توی گیشه انتخابات از همه بیشتر فروش داشتیم، حیف دیر فهمیدیم صد حیف.
برویم انصرافمان را در یک ویدئویی توی تلگرام و اینستا و توئیتر و اینها منتشر کنیم، اولش بگوئیم اگر بار گران بودیم رفتیم...... اگر نامهربان بودیم رفتیم
شما با مملکت خود بمانید .....که ما بیچارگان بودیم و رفتیم.
ای خدا، اشک امانمان نمیدهد، همینجوری به پهنای صورت سرازیر است و دیزاین ریشمان را خراب میکند، خوب شد کسی در اتاق نیست اشک ما را ببیند، واقعاً سخت است.
ما چهار سال بودیم و انقدر دلبسته شدیم، محمود تو چه کار کردی با هشت سال خاطره. گفتم خاطره، عکس حاج اکبر جلوی ماست، چقدر خاطره باز بود، همینجور هق هق میکنیم، بهتر است تا کسی ندیده ما را، خودمان برویم، آخر چطوری کلید را زیر جاکفشی بگذاریم و برویم، تحمل نداریم، این کلید همیشه توی گردن ما بود...
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه