صفای وجود پدری که قهرمان خانه و جامعه است
اگر از در صفا و احساس وارد می شدم، پدرم را نمونه می خواندم هر چند پدر قهرمان فرزندانش است، ولی می بایست قدم از باب دیگری به نام شجاعت، ایثار، امید و پشتکار بر می داشتم تا صفای وجود پدری را به تصویر بکشم که هیچ گاه افتخار آفرینی های او و همرزمانش از اذهان مردم ایران اسلامی پاک نخواهد شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای تفرش، چند روز پیش بود که یکی از دوستان، خاطرات مردی را برایم بازگو کرد که افتخار عرصه تولید و کارآفرینی بود و در این راه هیچ مانعی برای او وجود نداشت.به سراغ مردی رفتیم که مردانگی را سرلوحه زندگی اش کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای تفرش,مردی که در 21 سالگی و در سال 64 عضوی از بدنش را در راه خدا تقدیم کرده بود،و هنوز بازگو کردن لحظه های همراهی با همرزمانش حسی آسمانی را تداعی می کرد.
,پدر
,اگر از در صفا و احساس وارد می شدم، پدرم را نمونه می خواندم هر چند پدر قهرمان فرزندانش است، ولی می بایست قدم از باب دیگری به نام شجاعت، ایثار، امید و پشتکار بر می داشتم تا صفای وجود پدری را به تصویر بکشم که هیچ گاه افتخار آفرینی های او و همرزمانش از اذهان مردم ایران اسلامی پاک نخواهد شد.
,طی تماس تلفنی قرار گفتگو با محمد قنبری را گذاشتیم، او جانباز 60 درصد بود و محل سکونتش بوی عملیات والفجر 8 سال 64 را می داد.
,اسم جانباز، 60 درصد قوت به قدم هایم می داد و طول خیابان شهید باهنر برایم کم تر و کم تر می شد. با به صدا درآمدن زنگ خانه آقای قنبری با استقبال گرم و صمیمی او و خانواده اش روبرو شدم.
,,
, آقای قنبری روی مبل نشست و دو عصایش که همراه همیشگی او هستند را به مبل تکیه داد.
,بله او جانباز 60 درصد تفرشی بود. کسی که در عملیاتهای والفجر مقدماتی، کربلای 2، والفجر2، والفجر4، خیبر، بدر و والفجر 8 شرکت داشت. اما حتی مجروحیتش هم در سال 64 نتوانست او را در دفاع از آب و خاک کشور اسلامی اش آرام کند و مجددا در فروردین سال 66 به جبهه اعزام شد و تا شهریور سال 66 در جبهه ماند.
,در ابتدا از او خواستم تا خودش را بیشتر معرفی کند، ولی انگار لحظه ی تولدش لحظه ی اولین حضور در خاک جبهه بود.
,او گفت: سال 61 در حالیکه جوانی 17 ساله بودم به مدت 3 ماه در قالب نیروهای مردمی بسیبج به جبهه اعزام شدم اما توفیق حضور بیشتر در عملیاتهای دیگر نصیبم شد. 61/9/16 اولین اعزام من بود.
,او بدون حاشیه سخن می گفت و از اولین اعزام به عملیات والفجر 8 رسید.
,در عملیات والفجر 8 که منجر به فتح فاو شد، در منطقه عمومی کارخانه نمک، از ناحیه پای چپ مجروح شدم. در طول مدت دوره و نقاهت، مسئولیت ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ را برعهده داشتم و مجددا در سال 66 از طریق لشکر علی ابن ابی طالب(ع) به جبهه اعزام شدم.
,,
, از ازدواج ماندگار رزمنده ۸ سال دفاع مقدس پرسیدم، هنوز سخنم تمام نشده بود که از فداکاری همسرش سخن گفت: کمتر از یکسال از ازدواجمان گذشته بود که مجروح شدم. در حالیکه فرزند اولم در راه بود، برادر همسرم که همرزمم بود خبر مجروحیتم را به خانواده اش داده بود. پس از انتقال به تفرش همسرم صبورانه و فداکارانه از من پرستاری کرد.
,
, او ادامه می دهد: من لایق جانبازی نبودم ولی این توفیق نصیب من شد و وظیفه مرا مضاعف تر کرد، چراکه بر این باور هستم که قطعا تکیفمان برای حفظ اقتدار نظام نسبت به گذشته بیشتر شده است. حضورم در جبهه و دفاع از میهن و اسلام موجب مباهات من بوده است.
,محمد آقا با پلکی خیس می گوید: ولی ای کاش توانم بیشتر از امروز بود تا همانند گذشته در دفاع از حرمین شریفین قدم برمی داشتم ولی متاسفانه این توفیق از من سلب شده ولی یقین بدانید که هرجا نیاز باشد دوباره به میدان خواهم آمد.
,او حضور و فعالیت در عرصه تولیدی را نمونه ای از حضور در صحنه اش برای حفظ اقتدار نظام عنوان می کند. آقای قنبری به همراه چند تن از دوستانش در شرکتشان، مشتقات مواد شیمیایی را تولید می کنند.
,از وی در رابطه با درخواستش از مسئولین پرسیدم ولی او برای خدا رفته بود و غیر از حضرت حق در انتظار توجه هیچ مسئولی نبود. اما انتظار از مردم را این گونه عنوان کرد: مردم در این سالها مشکلات و ناملایمات زیادی را تحمل کردند تا کشور به اقتدار برسد. پس مسئولین نباید تحت تاثیر القائات بیگانگان قرار گیرند و باید تمامی دیدگاههای خود را با دیدگاه مقام معظم رهبری تنظیم کنند و قدر نعمت ولایت را بدانند. در این مورد سخنان آقای پوتین درباره رهبر انقلاب اسلامی قابل تامل است. پوتین گفته است: «حضرت آیت الله خامنه ای اهل دروغ نیست، مطالب تکراری نمی گوید، صحبتهایشان علمی و آینده نگرانه است و تاثیر مهمی در سیاست مداران دنیا و حتی روی معادلات جهانی دارد.»
,در پایان نگاه پر مهر همسر و یکی از فرزندانش ما را کنجکاو سخنان آنها در وصف او کرد.
,
, همسر آقای قنبری به جلسه خواستگاری اش اشاره می کند و می گوید: پس از جلسه خواستگاری، با توجه به روحیات ایشان و شرایط جنگ، خودم را آماده هر گونه واقعه ای در مورد ایشان کرده بودم. امروز هم با وجود اینکه جانباز هستند ولی همه امورات شخصی خود را به تنهایی انجام می دهند. همسرم توان فوق العاده ای دارد و هیچ کاری باعث خستگی او نمی شود.
,مقداد فرزند سوم خانواده گفت: پدر من با بقیه پدرها متفاوت است هم به لحاظ شرایط روحی و هم جسمی. او فداکارهای زیادی برای مردم و جامعه انجام داده است که از این لحاظ پدری نمونه و استثنایی است. همه کارها و شرایط او برای من افتخار آفرین است. همین که شخصی با این شرایط جسمانی، همانند یک انسان سالم فعالیتهایی را انجام می دهد که حتی جوانان در حیطه کار و تلاش از او عقب می مانند، برایم افتخار آمیز است. این مسائل برای من و خواهران و برادرم مایه مباهات است که توفیق نوکری ایشان را داریم و ما هم سعی مان بر این است که اولاد خوبی برای او باشیم.
,در ادامه آقای قنبری بار دیگر با دیدن تصاویر به یاد خاطرات عملیات ها و همرزمان شهیدش می افتد.
,
, ,
, ,
, ,
, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه