ابی ایتامی که سرمنشأ تکثیر نور از مکه تا نجف بود
او خود انجیل و تورات و زبوری بود که آبی ایتام شهر مکه نام گرفت. علی نوری در تاریکی برای گمراهانی شد که از قافله عشق ابدیت جامانده بودند[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای ساحل؛ فرنگیس حمزه یی؛ بنا به نوشته مورخین، در روز جمعه ۱۳ رجب سال سیام عامالفیل متولد شده است، او که زاده کعبه نام گرفت، مادرش به هنگام تولد فرزند خویش پای در درون کعبه گذاشت و برای تحمل درد زایمان دست بهسوی خدا گشود و ندا داد: «خدایا من به تو و به آنچه از رسولان و کتابها از جانب تو آمدهاند ایمان دارم و سخن جدم ابراهیم خلیل را تصدیق میکنم و اوست که این بیت عتیق را بنانهاده است. بهحق آنکه این خانه را ساخته و بهحق مولودی که در شکم من است ولادت او را بر من آسان گردان».
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای ساحل,
آبی ایتام مکه تا نجف سرمنشأ تکثیر نور بر عالمیان بود
دختر اسد به گمانم به اذن خدا پای در خانهای گذاشت تا مولد کعبهاش، روزی شیر مرد عربش سرمنشأ تکثیر نور بر عالمیان از بعثت تا بعد از خاتم شود. او که خود معنای صلوه و صراط راستین حق شد. فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد سر نهان و آشکاری شد که ذکرش باقی الصالحات است و چشم امید یتیمان عرب. فاطمه بعد از سه روز از شکاف دیواری که برایش گشوده شده بود، بیرون آمد و پیام غیبی که در بین دردهایش نجوا کرده بود، به نام علی را از خدای کعبه گرفت تا روزی دستش در دست زهرایی محکم شود که طهورای بهشت را استشمام کند.
,
هاشمی زادهای که مفتخر به تاج ولایت شد
علی بهواقع دوای درمان عشقی بود که بر خلقت عالم دلیل شد. او خود انجیل و تورات و زبوری بود که آبی ایتام شهر مکه نام گرفت. علی نوری در تاریکی برای گمراهانی شد که از قافله عشق ابدیت جامانده بودند.
علی، از خاندان هاشمی زاده شده بود که به صفات عالیه انسانی، شجاعت، فتوت و مروت در قبیله قریش و طوایف عرب، زبانزد خاص و عام بود. علی جوانمرد وفاداری بود برای ختم الرسل که به اذن خداوند سبحان، در جحفه غدیر خم تاج ولایت را برسرنهاد تا بهفرمان وحی خدا، رسالت پیامبر مسلمین به اتمام رسد.
دست ولایت علی حالا مرهمی بر چشمان پراشک یتیمانی شده بود که ریزهخور سفره احسان او شده بودند اما خود بیخبر بودند.
,
,
,
ریزهخور سفره احسان علی
***
کعبه خلوتگه اسرار فراوان علیست
بیت حق جلوهگر از روی درخشان علیست
در جهان مرد عمل باش و علی را بشناس
که ترازوی عمل کفه و میزان علیست
ای کجاندیش مکن غصب خلافت زیرا
به خدا بعد نبی سلطنت از آن علیست
روز محشر که گذرنامه جنت طلبی
آن گذرنامه به امضاء و بهفرمان علیست
دادگاهی که به فردای قیامت برپاست
حکم حکم علی و محکمه دیوان علیست
کشتن “مرحب” و بگرفتن خیبر در کف
خاطرات خوش دیباچه دوران علیست
دور شو ای پسر “عبدود” از دیدهٔ او
که شجاعان عرب پشه به میدان علیست
این حسینی که رئیس الشهدایش خوانند
با خبر باش که شاگرد دبستان علیست
گرچه این دیده ز دیدار نجف محروم است
در عوض ریزهخور سفره احسان علیست
{سید حسن خوش زاد}
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
علی، سرپناه یتیمان
«ابوالطفیل» میگوید: علی علیهالسلام در دوران حکومت خویش افراد مستمند و بینوا را موردعنایت قرار میداد، روزی او را مشاهده کردم که بچههای یتیم و بیسرپرست را به دور خود فراخوانده، ناگاه تمام یتیمان را جمع کرده، و سفره مناسبی باز کرد، و «عسل» و سایر نیازمندیها را دورهم چید، و لقمههای لذیذ و عسلی بر دهان آنان گذاشت، و این منظره آنچنان مؤثر و جالب بود که بعض اصحابش گفتند: «لوددت آنی کنت یتیما».: ای کاش من هم یتیم بوده، و اینچنین مورد الطاف علی قرار میگرفتم. (۱) و در این مورد علی علیهالسلام میفرمایند: «انا الهادی، انا المهدی، انا ابوالیتامی و المساکین، و زوج الارامل، و انا ملجأ کل ضعیف، و مأمن کل خائف». (۲): من هادی مردم و هدایت یافته خدایم، من پدر یتیمان و بی چارگانم، من سرپرست زنان بیوه و پناهگاه ضعفا و امید و پشتوانه ستمدیدگانم.
از امام باقر (علیهالسلام) روایت شده است که میفرمود: چهار چیز در هر کس باشد خداوند متعال برای او خانهای در بهشت بنا میکند: کسی که به یتیمی پناه دهد، به ضعیفی رحم کند، با پدر و مادرش مهربان باشد و با برده و زیردست خود مدارا کند. (مفاتیح الحیات آیتالله جوادی آملی.)
,
,
نور نجف؛ شفابخش چشمهای تاریک
علی؛ اما بعد از گل خوشبوی بهشتاش، زهرای اطهر پیامبر مسلمین در مکه و مدینه سالهای تلخی را پشت سر گذاشت که دامنش تا به نجف رسید؛ که از دوستان گرگصفتی زخم شمشیر خورد که شکمهایشان از حرص و ولع برای خلافت چند صباحی دنیا پرشده بود.
نجف اما امروز بارگاه منوری را در خود میبیند که عطر صاحبش چشمهای تاریک را شفا میبخشد و نگاهش روشناییبخش دلهای خدایی است.
,
,
. *توی نجف یه خونه بود
***
توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود
اسم صاحاب اون خونه مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند میشد یه کیسه داشت که بر میداشت
خرما و نون و خوردنی هر چی که داشت تو اون می ذاشت
راهی ی کوچهها میشد تا یتیمارو سیر کنه
تا سفرهٔ خالیشونو پُر از نون و پنیر کنه
شب تا سحر پرسه میزد پس کوچههای کوفه رو
تا پُرِ بارون بکنه باغای بی شکوفه رو
عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه
باید مثِ علی باشه هر کی که اهل دین باشه
بعدِ علی کی می تونه محرم رازِ من باشه
دردِ دلم رو گوش کنه تا چاره سازِ من باشه
فردا آگه مهدی بیاد دردا رو درمون می کنه
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
{از مرحوم محمد رضا آقاسی}
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه