یادداشت/
زینب(س) الگویی برای امروز و فردا
زنان بزرگی چون زینب سلام الله علیها جزیی از تاریخ نیستند بلکه روح و حقیقت تاریخند و تا انسان و ارزشهای انسانی وجود دارد به شخصیت های بزرگی چون زینب(س) مدیون و محتاج است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بام فارس؛ به مناسبت شهادت بانوی صبر حضرت زینب سلام الله علیها یادداشت زیر را به قلم نجف محمدیان بخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بام فارس,,
گرچه بین ما و زینب(س) بیش از هزار سال فاصله وجود دارد لیکن مفاهیم بزرگی چون بندگی خدا، کرامت انسانی، ظلم ستیزی وعدالت خواهی، فرا تاریخی و فرا جناحی اند و اختصاصی به زمان و مکان یا قوم و نژاد خاصی ندارند.
,
اوج ظهور شخصیت این بانوی بزرگ در حماسه کربلاست، نقش ایشان در امتداد قیام عاشورا و روشنگری ها و باز خوانی های حماسه حسینی بی بدیل است.
از خطبه های آتشین ایشان زیاد شنیده ایم اما کمتر شنیده ایم که مضمون این خطبه ها چیست و اساسا روح حاکم بر سخنان و سبک جملات ایشان چگونه است؟
,
در این مختصر، ترجمه ای آزاد از خطبه معروف ایشان در شام و در کاخ یزید ارائه می شود که با تامل در شرایط زمانی و مکانی آن روز می توان اندکی به شخصیت والای این بانوی بزرگ پی برد.
یزید مست پیروزی است، او امپراطوری در اوج قدرت است حکومتش تقریبا در تمام عالم معادلی ندارد او در کاخ خود و در میان اطرافیانش، مست از شراب بر تخت حکومت تکیه زده و زینب را اسیر دست خود میداند و اما زینب (س)...
زینب (س) زنی اسیر وکتک خورده است که سر برادر و فرزندان و همه عزیزانش را پیش چشم او بر نیزه زده اند.
او در اوج ذلت ظاهری است و حاضران منتظرند او التماس و ناله کند، امان بخواهد و خواهش کند!!
,
,
,
شجاع ترین و مصمم ترین افراد در این شرایط به سختی می توانند کمترین کلامی بر زبان آوردند اما زینب(س) ظرافت های زنانه را کنار می گذارد و همانند مجاهدی بزرگ پایه های حکومت ظلم را به لرزه در می آورد و درست در وسط جشن پیروزی یکباره با سخنانش انقلابی ایجاد می کند که تمام کاخهای ظلم و ستم ازآن ترک برمی دارند.
,
بعد از گفته های یزید، او چنین سخن آغاز می کند که:
«یزید!!!روزی بیاید که از اعماق دلت بگویی ای کاش لال و دست شکسته بودم و نمی گفتم آنچه گفتم و نمی کردم آنچه کردم.»
«یزید!!! خدا نخوابیده است لا تاخذه سنه و لا نوم»(گمان مبر هیچ نظارت الهی بر این عالم نیست طوری که انگار خداوند خوابیده باشد)
«خدایا ستمگران را بی انتقام مگذار که خونها از ما ریختند و مردان و برادران ما را کشتند.»
«یزید تو پوست مارا به دندان گرفتی و گوشت تن ما را پاره پاره جویدی!!
اما ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا « گمان مبر آنانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند بل احیاء عند ربهم یرزقون بلکه زندگانند و در پیشگاه الهی روزی می خورند»
«مصیبت های بزرگ کار ما را به جایی رسانده که باید با چون تویی حرف بزنم» یعنی تو اصلا ارزش حرف زدن نداری!!
«اما بدان که تورا کوچک می بینم کوچکتر از آنی که لایق این گفتگو باشی»
,
,
,
,
,
,
,
,
حال این زنی است که قرار بود التماس کند
, حال این زنی است که قرار بود التماس کند,
او در برابر یزید که با طعنه می پرسد؛ دیدید که خداوند مارا عزیز و شما را ذلیل کرد و همه شمارا کشت؟ و هدفش تنها سوزاندن دل زینب(س) بود؛می فرماید:
«آری سینه های ما می سوزد که حزب پاکان،حزب الله، به دست حزب شیطان و به دست آزاد شدگان روز فتح مکه کشته شوند»(اشاره به آزادی ابوسفیان توسط پیامبر(ص)در جریان فتح مکه)
,
,
«اینک پیکر پاک شهدای مارا گرگان بیابان دندان می زنند و توله کفتارها تکه های گوشت عزیزان مارا برخاک مالیده اند(اشاره به رهاشدن جنازه شهدا در کربلا )
امابدان که اگر امروز تو مارا به اسارت گرفته ای همین فردا خودت به غنمیت خواهی رفت»
«تو نخواهی توانست نام مارا از تاریخ حذف کنی زیرا وحی الهی و تکلیف مقدس ما محو شدنی نیست»
«زود است که شیرازه حکومتت از هم بپاشد و آهنگ حقیقت همه جا طنین افکند و دهان ها همه لعن توگویند و بر ستم تو نفرین کنند»
,
,
,
ایشان در آخر می فرمایند:
«سپاس خدای را که کار مارا از همان ابتدا درست آغاز کرد؛سنگ اول مارا"سنگ سعادت" و سنگ آخر مارا "سنگ شهادت" نهاد»
« خدای اجر شهیدان مارا افزون کند وسرنوشت ما نیز بدست اوست»
,
,
,
,
وفات اسوه صبرو ایمان حضرت زینب سلام الله علیها بر عموم محبان ایشان تسلیت و تعزیت باد.
]
ارسال دیدگاه