پدر مهناز: فقط دخترم را می خواهم/ با حسرت به فرزندان مردم نگاه می کنم
مهناز اکبری، دختری 18 ساله که زیر بلوک بتنی شهرداری تبریز جان داد، بعد از 39 روز از مرگ مهناز سپری می شود، برای اولین بار پای حرف های غم انگیز پدر مهناز می نشینیم که تازه از بیمارستان مرخص شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از آناج، 39 روز از مرگ دردناک مهناز سپری شد، در این مدت، شهرداری تبریز از سوی دادگاه تبریز به عنوان مقصر شناخته شد، و علی رغم تمامی تلاش هایی که برای مقصر نشان دادن مهناز و پدرش صورت گرفت، کسی موفق نشد که با دروغ مهناز و پدرش را محکوم کند.
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, ,
,
برای جویای حال پدر مهناز (پدری که بعد از 35 روز از مرگ مهناز فهمید که تنها فرزندش را از دست داده است)که در این حادثه به شدت مجروح شده بود، راهی خانه مهناز می شویم.

,
,
,
, ,
, ,
,
, ,
,
داخل خانه که می شویم، چند تا از بستگان مهناز از ما استقبال می کنند، وارد اتاق می شویم، مادربزرگ مهناز، مادر و غیره هم هستند.
پدر مهناز روی تختش به سختی نشسته است، درد را می توان در چهره اش به وضوح احساس کرد، هر دوپایش شکسته است و سینه و دست راستش به شدت زخمی شده است.
,
,
, ,
,
, ,
هنوز چیزی نپرسیده ام که پدر مهناز با آه و ناله و با صدایی گرفته حرف میزند و اشک هایش با هر مهناز گفتن روی گونه اش سر می خورد.
, ,
,
, ,
پدر مهناز می گوید: شهرداری به صورت غیر قانونی جلوی مغازه ی من سنگ بتنی گذاشت چون مال وراث بود. آن سنگ موجب مرگ دخترم و مصدوم شدن خودم شد، اوضاع بدنم نا به سامان است و نمی توانم راه بروم. هر دو پا و سینه ام آسیب دیده است. فقط به کمک خانواده می توانم حرکت کنم.
,,
, ,
,
,
وقتی از مرگ دخترم باخبر شدم تا صبح چشمان گریست
وی ادامه می دهد: سی و پنج روز بود که در بیمارستان بستری بودم اما خبر از مرگ دخترم نداشتم. بعد از 35 روز با یک کارشناس پیش من آمدند و با مقدمه چینی به من گفتند که دخترم مرده است. تا صبح نتوانستم بخوابم.
,
,
,
, ,
,
پدر مهناز در خصوص وضعیت جسمانی اش اظهار می کند: پاها و سینه ام را عمل کردند اما دستم را که شکسته است عمل نکردند و گفتند اگر سه بار بی هوش کنیم ممکن است به هوش نیاید لذا اگر بهبود نیافت بعدا باید عمل شود.
,,
, ,
,
پای زخمی اش را نشان می دهد و می گوید: یک پایم از دو ناحیه و پای دیگرم از یک ناحیه و دست و قفسه ی سینه ام شکستگی داشت. از ناحیه لگن نیز آسیب دیده ام.
,,
, ,
,
آقای اکبری در خصوص پیگیری های اعضای شورای شهر تبریز و شهرداری خاطرنشان می کند: یک بار شورا(بهروز خاماچی، دبیری و نجفی) به بیمارستان آمدند و یک عکس گرفته و رفتند، چیزی هم نگفتند البته هزینه بیمارستان مرا پرداخت کردند با این حال از آن روز تاکنون سراغی از ما نگرفتند و اطلاع ندارند که فردا مراسم چهلم برگزار می شود.
وی در خصوص دادگاه و رسیدگی به پرونده مهناز می گوید: در مورد دادگاه من باید بتوانم سرپا بایستم تا بروم و اقدام کنم. فعلا دادگاه وضعیت پرونده را اعلام نکرده است.
انتظارتان از مسئولان چیست؟
اشک های پدر مهناز سرازیر می شود و با بغضی در گلو می گوید: دخترم را می خواهم. شهرداری دخترم را به من برگرداند. اگر شهرداری آن سنگ بتنی را آنجا نمی گذاشت، الان دختر من زنده بود.
مادر مهناز مثل روز اول غرق در سکوت است و آرام زیر لب زمزمه می کند:من هم دخترم را می خواهم، دخترم مظلومانه از دنیا رفت.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
مادر بزرگ مهناز نیز با اشک می گوید: بچه ما جوان مرگ شده است و مقصر شهرداری است. او هنوز 18 سالش نشده بود. پدر و ماردش سالها زحمت کشیده بودند تا بچه شان بزرگ شود. پدر و دختر در مسیر ایستاده بودند و در مورد خرید وسایل برای میهمانی صحبت می کردند که در همان حین ماشین از آنجا رد شد و سنگ بتنی تکان خورد و بر روی پدر و دختر افتاد.
پدر مهناز با دستمالی اشک هایش را پاک می کند و می گوید: شهرداری را مقصر اعلام کرده اند. می گویند وقتی من در بیمارستان بودم شهردار از تلویزیون گفته است که ما داشتیم از سنگ بالا می رفتیم و برای همین سنگ تکان خورده و افتاده است! من یک مرد 51 ساله هستم. بچه که نیستم از سنگ بالا بروم! بعدا هم گفته است دخترش از سنگ بالا رفته است!
,
,
,
, ,
,
مهناز به خاطر نجات جان من، زیر سنگ ماند
وی در خصوص روز حادثه اظهار می کند: روزهای اول حادثه دروغ گفتند ولی بعد که فهمیدند دروغشان حساب شده نیست حرفشان را عوض کردند. وقتی آن اتفاق افتاد مردم آنجا بودند و دیدند که چطور شد. وقتی ماشین رد شد، سنگ لرزید و من لرزش سنگ را دیدم. به دخترم گفتم مهناز سنگ دارد می افتد سریع دور شو. ولی مهناز به جای اینکه برود، دستش را به طرف سنگ دراز کرد تا سنگ را بگیرد تا روی من نیافتاد. او می خواست مرا نجات بدهد. وقتی دیدم دخترم نرفت من هم سنگ را گرفتم ولی سنگ خیلی خیلی سنگین بود و افتاد و هر دو زیر آن ماندیم. بعد از آن دیگر چیزی را متوجه نشدم و نفهمیدم که مهناز چه شد و مرا کی از زیر سنگ درآوردند. فقط به یاد دارم که دیدم دست و پایم شکسته و زمین افتاده ام. از یک نفر پرسیدم دخترم چه شد؟ او به من گفت حالش خوب است.
پدر مهناز خاطرنشان می کند: هر بار که خانواده ام به بیمارستان می امدند حال مهناز را می پرسیدم و می گفتند خوب است. نمی دانستم مهناز همان روز اول مرده است.
مادر بزرگ اظهار می کند: وقتی من بالای سر مهناز رسیدم او هنوز زنده بود و از حلقش صدا می آمد و گویی می خواست چیزی بگوید. تا آمبولانس به بیمارستان برسد مهناز تمام کرد. مادرش هم بالای سرش بود.
من دیگر فرزندی ندارم، با حسرت به بچه های مردم نگاه می کنم
پدر مهناز می گوید: الان بتن ها را جمع کرده اند اما به قیمت جان تک فرزند من! من دیگر هیچ فرزندی ندارم و فقط با حسرت به بچه های مردم نگاه می کنم.
آقای اکبری متذکر می شود: ما از اخبار دادگاه و پرونده هیچ خبری نداریم. کسی از مسئولین هم به ما سر نزده است. من منتظرم پاهایم بهبود یابد و بتوانم راه بروم. آن موقع به شهرداری می روم تا دخترم را به من برگرداند، الان در خانه تحت درمان هستم. دکتر به خانه می آید و مرا همینجا فیزوتراپی می کند که چهار جلسه فیزوتراپی شده و 11 جلسه ی دیگر نیز قرار است فیزوتراپی را انجام بدهند.
پدر مهناز می گوید: من سیم کش ساختمان هستم و بیمه ندارم. از زمانی که این اتفاق برایم افتاده از برادر زنم و برادرم خرج خانواده ام را می دهد.
تحقیقات دادگاه تبریز در خصوص این حادثه ادامه دارد
موسی خلیلاللهی دادستان تبریز هم چند روز پس از آن حادثه گفته بود: با توجه به حساس بودن این موضوع و نیاز به بررسی دقیق در حال حاضر کارشناسان ما مشغول ادامه تحقیقات در این مورد هستند و درنهایت نتیجه این بررسیها روز چهارشنبه هفتم خرداد به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید. وی با بیان اینکه با وجود اعلام رسمی دادستانی مبنیبر اینکه جاگذاری بلوکهای بتنی بهعنوان روشی برای پلمب توسط شهرداری تبریز جرم است، یادآور شد: از 18 ماه قبل بهطور رسمی به شهرداری اطلاع داده بودیم که باید هر چه سریعتر نسبت به جمعآوری این بلوکها اقدام کند.
خلیلاللهی ادامه داد: استفاده از بلوک بتنی برای انسداد واحدهای متخلف توسط شهرداری خلاف قانون است و شهرداری برای این منظور میتواند از پلمب استفاده کند و تحقیقات به گفته دادستان تبریز ادامه دارد.
روز چهارشنبه برای پیگیری نتیجه این تحقیقات با دادستان تماس گرفتیم اما اعلام نظر نهایی به روزهای اتی موکول شده و ظاهرا تحقیقات در این زمینه فعلا ادامه دارد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ارسال دیدگاه