در نشست " نیازمندی های قلم انقلاب " مطرح شد؛
قلم انقلاب باید در شفافیت مفاهیم و ارائه وضع مطلوب مهارت داشته باشد/ نقد نیروهای انقلاب عملگرایانه ترین نقد ممکن است/ ناگزیر باید پیوست ایجاب را ارائه کنیم
نسبت سلب و ایجاب؛ اتهام های وارده بر اهالی قلم و لزوم تشکیل جبهه واحد انقلاب اسلامی، از جمله ی موضوعاتی بود که مورد بحث قرار گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون، نشست بررسی " نیازمندی های قلم انقلاب " بمناسبت هفته هنر انقلاب و با حضور جمعی از فعالین فرهنگی و رسانه ای تبریز (جهانبخش سلمانیان، روح الله رشیدی، غلامرضا سیفی، حسن عدالتی) در تحریریه زیتون برگزار شد. نسبت سلب و ایجاب؛ اتهام های وارده بر اهالی قلم و لزوم تشکیل جبهه واحد انقلاب اسلامی، از جمله ی موضوعاتی بود که مورد بحث قرار گرفت. تفصیل اظهارات به تفکیک موضوع در ادامه قابل مشاهده و مطالعه است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,مفهوم قلم انقلاب
,به قلم انقلاب از ساحت و درجه شناسی معنوی بنگریم
, به قلم انقلاب از ساحت و درجه شناسی معنوی بنگریم,جهانبخش سلمانیان: به مفهوم قلم انقلاب باید از ساحت یا درجه شناسی معنوی بنگریم. نوشته های شهید آوینی در این ساحت قرار دارد. سید شهیدان اهل قلم مفهوم و اندیشه ی انقلاب اسلامی را به روش زیبایی در ساحت قلم می نگاشت. به عبارتی دیگر، قلم به معنای اندیشه است. رسالت اهالی قلم، اینست که معانی را در قلاب واژه ها آویزان کنند. اهل قلم، خود صاحب و یا مولد اندیشه است.
,والقلم و ما یسطرون غیر از مسئولیت الهی چیز دیگری نیست
, والقلم و ما یسطرون غیر از مسئولیت الهی چیز دیگری نیست,روح الله رشیدی: شهید آوینی به دلیل تتبع و تلاش جهادی خود در مسیر حقیقت نگاری، لقب سید شهیدان اهل قلم را دریافت کرد نه چیز دیگر. اهل قلم یعنی حقیقت اندیش و حقیقت نگار. اهالی قلم برخلاف عزلت نشینی در کتابخانه ها، دارای جسارت عرضه ی اندیشه هستند. شهید آوینی در مقطعی زندگی می کرد که نقطه تلاقی خیلی از موضوعات نوپدید بعد از انقلاب بود. وی نه تنها، عمق فکری وضع مطلوب و وضع موجود آن مقطع را درک کرده بود بلکه جسارت درگیری و به چالش کشیدن وضع موجود و بسیار قدرتمند آن مقطع را نیز دارا بود و اندیشه ی وضع مطلوب را عرضه می کرد. تفسیر دم دستی و ناکارآمد از آیه ی قلم، ما را به رسالت اصلی هدایت نمی کند. والقلم و ما یسطرون غیر از مسئولیت الهی چیز دیگری نیست. قلم در وضعیت آرمانی خود صاحب هویت است. اما در وضع موجود صرفا به یک وسیله ای تبدیل شده و بعضا در اختیار کسانی قرار گرفته که هیچ بهره ای از هویت قلم نبرده اند.
,مروجان سکولاریسم قطعا اهل قلم نیستند
, مروجان سکولاریسم قطعا اهل قلم نیستند,غلامرضا سیفی: اگر واژه ی قلم را معادل با حقیقت نگاری فرض کنیم، خیلی ها از دایره ی اهالی قلم بدور خواهند ماند؛ حتی اگر سواد نوشتاری آنها بیشتر از حقیقت نگاران باشد. فردی که مروج سکولاریسم و لیبرالیسم باشد، قطعا اهل قلم نیست.
,واقعیت نگاری، رسالت اصلی اهالی قلم
,حسن عدالتی: قلم عاملی برای انتقال اندیشه است. قلم انقلاب را نباید در نوشتار خلاصه کرد و تفسیر حداقلی ارائه نمود. واقعیت نگاری و به تصویر کشیدن واقعیت ها رسالت اصلی اهالی قلم می باشد.
,,
نسبت سلب و ایجاب در گفتمان انقلاب اسلامی
, نسبت سلب و ایجاب در گفتمان انقلاب اسلامی ,قلم انقلاب باید در شفافیت مفاهیم و ارائه وضع مطلوب مهارت داشته باشد
,جهانبخش سلمانیان: رهبر انقلاب در تبیین رسالت های جنبش دانشجویی معتقدند که شناسایی حفره ها و فریاد زدن آرمان ها جزو وظائف اصلی دانشجو است. دانشجو اگر برای هر حفره راهکار ارائه کند، باید کارشناس همه فن حریف باشد. پس کارشناسانی که حقوق دریافت می کنند چکاره هستند؟ به نظر بنده این رویکرد برای بعد از دوران دانشجویی متصور نیست. برای جامعه ی ما همه ی موضوعات شفاف نیست. مخاطب امروزی، نقطه مقابل اشرافیت را الزاما ساده زیستی درک نمی کند. قلم انقلاب باید در شفافیت مفاهیم و ارائه ی وضع مطلوب نیز مهارت داشته باشد. برای مثال اگر به فردی توصیه می شد که از معاویه تبعیت نکن، چه معلوم حتما از علی(ع) تبعیت خواهد کرد؟ چه معلوم که در تله ی خوارج اسیر نشود؟
,اگر عرفان های نوظهور را نقد می کنیم، چرا در جایگزینی و به تصویر کشیدن عرفان حقیقی ضعیف هستیم؟
,نقد لزوما توصیف نیست. نقد یعنی جداسازی سره از ناسره. جریان انقلابی باید از قابلیتی برخوردار باشد که در کنار نقد اهالی قلم، راهکاری از سوی متخصصینِ حوزهِ مربوطه ارائه کند. اهالی قلم اگر نظم موجود را نقد می کنند، نظم جایگزین جریان انقلابی چیست؟ یا مثلا در حوزه معرفتی، اگر عرفان های نوظهور را نقد می کنیم، چرا در جایگزینی و به تصویر کشیدن عرفان حقیقی ضعیف هستیم؟ .. ماحصل نقد سلبی در تضاد با باورهای تثبیت شده ی جامعه قرار گرفته و نتیجه ی مدنظر را کسب نمی کند.
,سلب، لزوما راه صحیحِ نقد نیست
, سلب، لزوما راه صحیحِ نقد نیست,اهالی قلم انقلاب باید براساس نیازمندی طیف های مختلف جامعه، مدل آرامبخش و جایگزینی ارائه کنند. فردی که براساس نیاز معنوی، با عرفان های نوظهور مانوس شده به سختی با قلم سلب به راه صحیح بازخواهد گشت. باید برای آن فرد مدل جایگزین و تعالی بخشِ جذابی ارائه کنیم. اگر برای نیازمندان معنوی و عرفانی جامعه، در مقابل سلب، ایجاب ارائه نکنیم؛ مخاطب مورد نظر از حلقه های عرفانی به مواد مخدر سوق پیدا خواهند کرد.
,قلم انقلاب باید به سمت ایجاب های روزمره حرکت کند
,قلم انقلاب باید ذیل تجربه ها و آموخته های وحیانی، به سمت تولید ایجاب های روزمره حرکت کرده و آنها را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. ما نباید خود را شورشی معرفی کنیم. شورش، نظم موجود را نفی می کند اما نظم مطلوبی هم ارائه نمی کند. تفاوت شورش با انقلاب هم در این است. ماهیت انقلاب در ارائه ی نظم مطلوب معنا پیدا می کند.
,پراگماتیسم اسقرایی لزوما اثربخش نخواهد بود
,پراگماتیسم استقرایی و یا نگاه استقرایی به موضوعات اثربخش نخواهد بود. نگاه پایین به بالا و تخریب وضع موجود بدون ارائه ی وضع مطلوب، ما را هیچ گاه به سر منزل نهایی نخواهد رساند. برای درک مفهوم ایجاب یک مثالی را در نظر بگیریم. آیا پیامبر اکرم(ص) برای تشکیل حکومت اسلامی از نقد دم دستیِ حکومت ابوسفیان آغاز کرد؟ خیر. حضرت رسول(ص) یک آرمان نهایی را معرفی کرد که مردم توانستند در آن شعب ابی طالب سه ساله را هم تحمل کنند.
,به فرض مثال اگر جامعه به عدالت اقتصادیِ نهایی رسید و همه ی اقشار مردم به رفاه مطلوب دست یافتند؛ آیا هدف نهایی اسلام و انقلاب اسلامی همین خواهد بود؟ آیا رفاه مردم و عدالت اقتصادی هدف غایی است؟ قلم انقلاب باید در ترسیم اهداف معنوی انقلاب اسلامی موفق عمل کند تا مردم در سیل روان تعالی قرار گیرند.
,واکنش، لزوما سلب نیست
, واکنش، لزوما سلب نیست,روح الله رشیدی: واکنش، لزوما سلب نیست. در بطن واکنش ایجاب هم وجود دارد. دو گانه ی سلب و ایجاب یک دوگانه ی ساختگی است. چرا باید واکنش های اجتماعی صاحبان قلم را عموما سلب معرفی کنیم؟ البته قلمِ نیروی انقلاب در مقام نقد قرار دارد. اما نقد لزوما به معنای سلب نیست. برچسبِ نچسب واکنش گرا و سلب گرا بر نیروهای انقلابی قابل قبول نیست. حتی رفع اتهام از این برچسب، انرژی های ما را هدر می دهد. مدار نقد در دایره ی ایجاب معنی پیدا می کند. حتی نگاه سلبی بر موضوعات، چیزی از ارزش نقد نمی کاهد. در کلمه لا اله ال الله، آن وجهی که در مرحله اول مورد توجه قرار دارد، سلب است. اما اکثر کسانی که مورد نقد قرار می گیرند، بطور ناجوانمردانه می پرسند: راهکارتان چیست؟ ، اینگونه برخوردها با مسائل، صرفا فرار از وادی پاسخگویی است. کارکرد نهایی نقد، ایجابی است. برای مثال وقتی مسئولین را از اشرافیت برحذر می داریم، یعنی آنها را به ساده زیستی دعوت می کنیم.
,نقد یعنی سنجش و طبقه بندی
, نقد یعنی سنجش و طبقه بندی,دغدغهِ ارائه راهکار امر مثبت و لازمی است اما در ساحت نقد قرار ندارد. نقد یعنی سنجش و طبقه بندی. قلم انقلاب، باید وقایع پیرامونی را به شکل درستی کشف کرده و سنجش لازم را انجام دهد. قلم انقلاب تصویر درستی از آنچه در جامعه می گذرد، ارائه داده و مقابل اغوای احتمالیِ مخاطب می ایستد. نقد، ملازم سلب و ایجاب بوده و این دو ابزار نقد هستند. اندیشه ی انقلابی نقد وضع موجود و یا مشاهده ی درست وضع موجود است.
,مدیریت شهری تبریز عادلانه نیست، یعنی باید عادلانه بشود؛ سلبا و ایجابا
, مدیریت شهری تبریز عادلانه نیست، یعنی باید عادلانه بشود؛ سلبا و ایجابا,گیر ما بحث های کلان تمدنی نیست. ما عمدتا در برخورد با مسائل میانی و خورد با مشکل مواجه می شویم. نسخه های جایگزین و بحث های تمدنی برای نیروهای انقلاب کاهنده است. برای مثال وقتی ما می گوییم مدیریت شهری تبریز عادلانه نیست، یعنی باید عادلانه بشود؛ سلبا و ایجابا. می گویند چطور؟ می گوییم باید بودجه را متمرکز، عادلانه و براساس نیازهای مناطق و در راستای محرومیت زدایی تصویب کنید. این موضوع به بحث های تمدنی مربوط نمی شود. خیلی ساده است. اگر هر موضوع ریز و میانی را به مباحث تمدنی وصل کنیم، جرات ورود و نقد از نیروهای انقلاب گرفته خواهد شد. طرف حساب ما کسانی هستند که مقسّم اعتبارات هستند نه طراحان تمدن های تاریخی.
,نقد نیروهای انقلاب عملگرایانه ترین نقد ممکن است
, نقد نیروهای انقلاب عملگرایانه ترین نقد ممکن است,اتفاقا نیروهای انقلاب عملگراترین نیروهای اجتماعی کشور بوده و در موضع راهکار قرار دارند. اما ارائه ی راهکار برای مسئولی که جهان بینی آن با جهان بینی نیروهای انقلاب متفاوت است، به مرحله ی عمل نخواهد رسید. نقد نیروهای انقلاب عملگرایانه ترین نقد ممکن است.
,کسانی می توانند از یکدیگر راهکار درخواست کنند که در جهان بینی تفاوتی ندارند
, کسانی می توانند از یکدیگر راهکار درخواست کنند که در جهان بینی تفاوتی ندارند,البته شرط ارائه ی راهکار برای فرد مورد نظر و یا مسئول ناکارآمد اینست که باهم تفاهم داشته باشیم. طرف مقابل بجای فرار از مهلکه ی نقد باید اثبات کند که صورت مسئله ی منتقد با صورت مسئله ی خود یکی است. اگر یکی بود، منِ منتقد راهکار ارائه خواهم کرد. به طور مثال در مسئله ی اشرافیت، اگر صورت مسئله ی نقد شونده با منتقد یکی شد، وی عوارض اجتماعی و روانی و اقتصادی اشرافیت در جامعه را درک کرده و خود به سمت ساده زیستی خواهد رفت. ادعای قبولِ نقد توسط نقد شونده کافی نیست. نقد شونده باید در عمل نشان دهد. در منگنه قراردادن منتقدین با اهرم ارائه ی راهکار، صرفا برای فرار از مهلکه ی نقد است.
,مسئول اشرافی تا زمانی که از مرکب یک میلیاردی اش پیاده نشود، راهکار نیروی انقلاب را درک نخواهد کرد. کسانی می توانند از یکدیگر راهکار درخواست کنند که در جهان بینی ها تفاوتی ندارند.
,اهالی قلم اگر در نقد امورات، راهکار ارائه ندهند متهم ردیف اول خواهند بود
, اهالی قلم اگر در نقد امورات، راهکار ارائه ندهند متهم ردیف اول خواهند بود,غلامرضا سیفی: سلب و ایجاب در مبانی لازم و ملزوم یکدیگرند، به عبارتی، سلب صورت ظاهری نقد است و ایجاب نوعا محصول باطنی نقد قلمداد می شود. اما اهالی قلم اگر در نقد امورات روزمره و مسائل اجتماعی، راهکار ارائه ندهند متهم ردیف اول خواهند بود. به طور مثال با خلاء ایده نیروهای انقلاب در نمادسازی مفاخر انقلاب اسلامی، سمپوزیوم سنگیِ بی مفهومی متولد می شود که هزینه های گزافی را برای شهر متحمل کرده است.
,ناگزیر باید پیوست ایجاب را ارائه کنیم
, ناگزیر باید پیوست ایجاب را ارائه کنیم,برخی از مدیران، اصراری بر ادامه روند نادرست و ناکارآمد ندارند، اما چون جریان غالب، بوجود آورندگانِ روندِ ناصواب هستند، فکر می کنند که همان راه صحیح است. نقطه آسیب پذیری اهالی قلم اینست که در نمایان کردن راه صحیح نقص دارند. در مصادیق و امورات روزمره ناگزیر باید پیوست ایجاب را در کنار سلب ارائه کنیم، اگر غیر از این باشد، وضع موجود ادامه دار خواهد بود. لذا قلم بدستان، پشت میز نشینان و جامعه داران انقلابی باید در ارائه راهکار حرفی برای گفتن داشته باشند.
,لزوم تشکیل جبهه انقلاب و هم پوشانی اهالی قلم با حوزه های دیگر
, لزوم تشکیل جبهه انقلاب و هم پوشانی اهالی قلم با حوزه های دیگر,به تعبیر آیت الله فروغی، شیعه برای دنیا حرف های گفتنی بسیاری دارد. کیسه ی انقلابیون خالی نیست. جبهه انقلاب اسلامی، پازل در هم تنیده ای از حوزه های مختلف است. اگر قلم انقلاب در حوزه ای انتقاد می کند، متخصص انقلابی همان حوزه باید راهکار ارائه کند.
,گیر اساسی ما اینست که در تشکیل یک جبهه واحد ضعف داریم. اگر همه ی حوزه ها در هم پوشانی یکدیگر فعال عمل کنند، انقلاب اسلامی پاسخگوی نیازهای جامعه خواهد بود.
,نقد اشرافیت بدون تبیین سیره عملی حکومت داری امیرالمومین(ع) اثر بخش نخواهد بود. افراد دلسوز و انقلابی این شهر، در کنار نقدِ جریانِ ناکارآمدِ حاکم بر شهر باید مشخصات آرمانشهر اسلامی را نیز تبیین کنند. نباید به سمتی برویم که جامعه، زندگی اشرافی برخی مسئولین را باور کند.
,اهرم چیکن استراتژی علیه نیروهای انقلاب
, اهرم چیکن استراتژی علیه نیروهای انقلاب,حسن عدالتی: منتقد به مثابه ی بیننده ای است که ایرادات یک پیراهن را مشاهده کرده و به خیاط مورد نظر انتقال می دهد. منتقد، خیاط نیست که راهکار ارائه دهد. متاسفانه جریان های غالبِ ناکارآمد، نسل انقلابی را به وسیله اهرمِ چیکن استراتژی در محدودیت و معذوریتِ نقد قرار داده و به عنوان طیف نق زن معرفی می کنند تا از اندیشه ورزی دور بمانند. قلم انقلاب باید عکس این وضعیت را ترسیم کند.
,انقلاب اسلامی حتی در مدل سازی کشورهای درحال انقلاب ضعف دارد. بی تردید مدل حکومتی انقلاب اسلامی در ایران با کشوری مثل عراق تفاوت خواهد داشت. لذا جبهه انقلاب اسلامی باید در جمیع شرایط به سمت ایجاب حرکت کنند.
,طیف انقلابی شهر به معنای واقعی کلمه در حوزه های مختلف حرفی برای گفتن دارند اما در ارائه، مواجهه و مذاکره با مسئولینی که جهان بینی آنان متفاوت است، هیچ ارزش افزوده و یا محصولی تولید نمی کند. به طور مثال بنده در حوزه قیر و آسفالت تخصص دارم اما هیچ گاه در اقناع راهکاری با ارزش افزوده ی بیشینه برای مسئولین شهر موفق نبودم. چون جهان بینی و اشرافیت مسئول مربوطه هیچ گاه با جهان بینی و اشرافیت بنده یکسان نبود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه