پیشمرگ مسلمان کرد مرحوم خلیل رضایی:

شهیدان نمکی در یک گور دسته جمعی دفن شده بودند

شهیدان نمکی در یک گور دسته جمعی دفن شده بودند
بعد از اینکه خانواده شهیدان نمکی برای شناسایی عزیزانشان آمدند، دو جنازه را نشان آن ها دادیم و آن ها پیکر رحمت الله و شهریار را شناسایی کردند؛ البته دست و پای این عزیزان سلاخی شده بود و سر و صورتشان به کلی از بین رفته بود، ولی اعضای خانواده از روی لباس و بعضی نشانه های دیگر تواسنتند عزیزانشان را شناسایی کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد مرحوم خلیل رضایی داستان تفحص پیکر مطهر شهیدان نمکی را این گونه بازگو می کند:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

پس از پاکسازی شهر سنندج و بیرون راندان گروهک های ضد انقلاب از شهر، تعدادی از نیروهای سازمان برای گشت زنی و هم چنین جمع آوری اطلاعات به منطقه سنگ سیاه ـ واقع در منطقه سد قشلاق ـ رفته بودند که در آنجا با یک گور دسته جمعی مواجه می شوند.

,

 

,

نیروها به محض اینکه متوجه گور دسته جمعی می شوند، فوراً پایگاه را در جریان قرار می دهند. من به اتفاق چند تن از همرزمانم به منطقه اعزام شدیم. وقتی به محل رسیدم با سه جنازه متلاشی شده روبرو شدم که اصلاً قابل شناسایی نبودند.

,

 

,

معلوم بود که این سه عزیز از جمله افراد انقلابی شهر بوده اند که توسط نیروهای ضد انقلاب اعدام شده اند و بعد هم جنازه آن ها در یک گور دسته جمعی دفن شده است. چون از اولین روزهای پاکسازی شهر سنندج و استقرار رزمندگان سپاه اسلام در محله های پاکسازی شده، تعدادی از خانواده ها به ما مراجعه می کردند و ناپدید شدن فرزندانشان را گزارش می دادند.

,

 

,

با خانواده هایی که عزیزانشان در زمان تسلط نیروهای ضد انقلاب بر کردستان، مفقود شده بود تماس گرفتیم و از آن ها خواستیم که به سردخانه شهر مراجعه کنند و در صورت امکان این سه عزیز را شناسایی کنند. البته با توجه به اینکه خانواده آقا شکرالله نمکی خبر مفقود شدن سه فرزندشان را به سازمان داده بودند حدس می زدیم که این پیکرها متعلق به خانواده آن ها باشد.

,

 

,

بعد از اینکه خانواده شهیدان نمکی برای شناسایی عزیزانشان آمدند، دو جنازه را نشان آن ها دادیم و آن ها پیکر رحمت الله و شهریار را شناسایی کردند؛ البته دست و پای این عزیزان سلاخی شده بود و سر و صورتشان به کلی از بین رفته بود، ولی اعضای خانواده از روی لباس و بعضی نشانه های دیگر تواسنتند عزیزانشان را شناسایی کنند.

,

 

,

مانده بودیم جنازه شهرام برادر کوچکتر را چه طور به خانواده اش نشان دهیم؛ جنازه شهرام تکه تکه شده بود و زمانی که می خواستیم پیکر شهرام را از سنگ سیاه به سردخانه منتقل کنیم، مجبور شدیم تکه های بدن شهرام را داخل گونی بگذاریم و به این روش جنازه را به سردخانه منتقل کنیم.

,

 

,

خانواده شهیدان نمکی هم مدام سؤال می کردند پس از شهرام خبری ندارید؟ پس جنازه شهرام را پیدا نکرده اید؟

,

 

,

نمی توانستیم بیشتر از این خانواده این شهید عزیز را معطل کنیم. باید جوابشان را می دادیم، ولی چگونه؟ آن ها که طاقت دیدن پیکر رحمت الله و شهریار را که خیلی هم جنازه اشان سلاخی نشده بود نداشتند، حالا چطور می خواهند با پیکر تکه تکه شده فرزند نوجوانشان روبرو شوند.

,

 

,

در نهایت مجبور شدیم جریان تکه تکه شدن پیکر شهرام را برای خانواده اش توضیح دهیم. داد و شیون اعضای خانواده شهیدان شبلی گوش فلک را کر می کرد. ولی چاره ای نداشتیم و باید جریان شهادت فرزندان رشید این خانواده را برای بازماندگانشان تعریف می کردیم.

,

 

,

این سه برادر به جرم برپایی کلاس قرآن و احکام و بدون اینکه در دادگاهی عادل محاکمه شوند به طرز بسیار فجیعی توسط گروهک کومله به شهادت رسیدند، اما خون سرخشان تا قیام قیامت روسیاهی و دغلکاری گروهک های ضدانقلاب را به اثبات رساند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه