امید خضری؛

کرکس های منافقین

کرکس های منافقین
بدون شک تاریخ انقلاب اسلامی با سازمان مجاهدین خلق طوری عجین شده است که نقش این سازمان در حذف سران انقلاب نو پای ایران غیر قابل انکار است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازنسل برهان، بدون شک تاریخ انقلاب اسلامی با سازمان مجاهدین خلق طوری عجین شده است که نقش این سازمان در حذف سران انقلاب نو پای ایران غیر قابل انکار است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل ازنسل برهان، بدون شک تاریخ انقلاب اسلامی با سازمان مجاهدین خلق طوری عجین شده است که نقش این سازمان در حذف سران انقلاب نو پای ایران غیر قابل انکار است., نسل برهان,

این سازمان از خرداد ماه۶۲ بصورت رسمی اقدام به قیام مسلحانه علیه نظام اسلامی و مبادرت به ترور اشخاص کلیدی و مؤثر انقلاب, همچون آیت ا… بهشتی, رجایی و باهنر و نمایندگان مجلس نمود و پروژه حذف مسئولین ارشد نظام را تا سال۶۲ ادامه داد. بعد از سال ۶۱ این ترورها وارد فاز جدیدی شد, این مرحله که هدف ضربه زدن به “سر انگشتان رژیم” بود تا سال ۶۲ بطول انجامید, سر انگشتان نظام عبارت بودند از:

,

۱ – افرادی که به نماز جمعه می روند.

,

۲- کلیه افرادی که به خانه های مسکونی و مغازه های مشکوک رفت و آمد و تیپ حزب اللّهی دارند.

,

۳ – کلیه افرادی که از دادن وسایل نقلیه مثل ماشین و موتور و … به واحد های نظامی مجاهدین خودداری می کنند. این افراد در صورت حداکثر سه بار ندادن وسیله نقلیه باید ترور شوند. اگر از هر پنجاه نفر که در جریان چنین مصادره انقلابی کشته می شوند سی نفرشان هم بی گناه باشند مسئله ای نیست.

,

۴- کلیه افرادی که تیپ ظاهری آنها مذهبی و حزب اللّهی است و پوتین و شلوار سربازی به تن دارند باید ترور شوند.

,

۵ – کلیه افرادی که در حین انجام ترور، کوچکترین حرکتی در جهت مخالفت و ایجاد موانع با واحدها انجام دهند چه لفظی (مثلاً بگویند مرگ بر رجوی و مرگ بر منافق) و چه عملی (مثلاً جلوی ماشین مانع حرکت شوند) باید کشته شوند.

,

۶ – تمامی مکان ها و مغازه ها، دست فروشی ها و ماشین هایی که عکس های (امام) خمینی و دیگر مقامات رژیم را دارند، باید ترور و منهدم شوند.

,

۷ – بعد از ترور، تیر خلاص حتماً باید زده شود و خانه به همراه اجساد به آتش کشیده شود… .

,

*نگاهی به اعدام‌های سال۶۷

,

مسعود رجوی در مصاحبه با نشریه عربی “المصوّر” تعداد مردم عادی ای که از ابتدای ورود سازمان به فاز مسلحانه تا پایان سال۶۲ به دست منافقین به شهادت رسیدند را بیش از ۶ هزار نفر اعلام کرد!

,

اما سوال اساسی این است که چرا امام در سال۶۰ و زمانی که این سازمان وارد فاز مسلحانه شد, دستور اعدام اعضای این سازمان را نداد؟؟

,

اول اینکه برخلاف سال ۶٧ که جامعه آمادگی پذیرش اعدام افراد این سازمان را داشت, در سال ۶۰ چنین شرایطی مهیا نبود چرا که عملیات “فروغ جاویدان” , “عملیات مهندسی”, ترور اشخاص کلیدی نظام ، شهدای محراب و ترورهای کور خیابانی هنوز انجام نشده بود.

,

دوم اینکه در روزهای اوّلیه فاز مسلحانه شمار زیادی از کسانی که در سازمان بودند بیشتر فاز احساسی داشتند, و همبستگی و دلبستگی ایدئولوژیکی چندانی نسبت به سازمان نداشتند.

,

سوم اینکه در روزهای خرداد و تیر سال ۶۰ هنوز بخش قابل توجهی از جامعه درگیری مجاهدین خلق با جمهوری اسلامی را دعوای یک گروه سیاسی و حاکمیت تلقی می‌کردند. (همان طور که جبهه ملی ایران بر سر تصویب لایحه قصاص چنین دعوا و اختلافی با حاکمیت پیدا کرده بود) ولی در مرداد۶۷ دیگر کسی توان توجیه کارنامه سیاه این سازمان را نداشت.

,

از طرفی;توجه به این نکته, بسیار مهم و ضروری است که صورت مسأله سال۶۰ با سال۶۷ تفاوت اساسی داشت چرا که خلوص نفاق منافقین در این هفت سال به صد در صد رسیده بود که یکی از اساسی ترین دلیل آن را میتوان هیئت عفوهایی دانست که توسط آقای منتظری از سال۶۵ به راه افتاده بود. تنها کسانی تا این مرحله پیشروی کرده بودند که خالص و تمام عیار منافق بودند. کسانی که اگر فرمانی از جانب بالا دستی هایشان داده میشد و فرصتی بدست می آوردند حاضر بودند زندان بانشان را نیز به قتل برسانند.

,

بدین ترتیب به فرمان امام هیئت سه نفره ای متشکل از حاکم شرع, نماینده دادستانی و نماینده وزارت اطلاعات (اقایان حسینعلی نیری, ابراهیم رئیسی, مصطفی پور محمدی) مأمور بازجویی از منافقین داخل زندان به دلیل جرمشان آغاز شد.

,

در این میان آقای منتظری که نسبت به منافقین احساس دلسوزی داشت و بر سر ماجرای برادر دامادش(سید مهدی هاشمی) که با امام اختلاف پیدا کرده بود, در ۹ مرداد و ۱۳ مرداد دو نامه هتاکانه و تند به امام نوشت که ایشان نیز هر دوی آنها را بی جواب گذاشت. منتظری بعداز این عمل امام با احضار هیئت سه نفره که مسئول بازجویی از منافقین بودند (نیری,رئیسی,پورمحمدی) در جلسه ای تحت عنوان اتمام حجت, خواست از انجام فرمان امام جلوگیری کند.
سخنان تند منتظری در آن جلسه و پاسخهای مستدل و مستند حاضرین جلسه در حافظه تاریخ ثبت شده بود, تا اینکه بعداز ۲۸ سال و در مرداد ۹۵ احمد منتظری فرزند آقای منتظری به بهانه عدم تحریف تاریخ! سعی در تطهیر کرکس های منافقین و اثبات ظلمی که نظام به آنها کرده, داشته است, صوت این جلسه را منتشر ساخت و تیتر یک رسانه های معاند و ضد انقلاب به سیاهنمایی این شخص اختصاص یافت.

,
,

اخیراً نیز با کاندیداتوری سید ابراهیم رئیسی از طرف انقلابی ها, هجمه هایی از سایر جناح ها بر ایشان و قشر انقلابی وارد می شود تا اولاً از این اعدام ها بعنوان جنایت و از رئیسی به عنوان شخص اول این پرونده یاد شود ولی با واکاوی این قضایا اسامی چندین اصلاح طلب هم دیده می شود که به مراتب نقش کلیدی تری از ابراهیم رئیسی داشتند:

,

۱-انصاری(رییس وقت زندان اوین)
۲-موسوی خوئینی ها (دادستان وقت کل کشور)
۳-موسوی اردبیلی (رئیس وقت شورای عالی قضایی)
۴-پورمحمدی(جز سه نفری که مأمور اجرای فرمان امام بودند_ وزیر دادگستری دولت یازدهم)
به طور کلی باید گفت در ایران هیچکس به منافقین رحم نمی کند و این منحصر به حزب یا جناح خاصی نیست, حسن روحانی #معتدل هم کمتر از یک ماه پس از آغاز به کارش در مقام ریاست جمهوری دستور حمله به پادگان اشرف را صادر کرد که باعث به هلاکت رسیدن ۵۲ منافق شد, که باید گفت این اقدام جز معدود افتخارات دولت تدبیر و امید است.

,
,
,
,
,

با این اوصاف اعدام های ۶۷ یک مطالبه ی فراجناحی بوده است, و اگر بیشترین نقش را ابراهیم رئیسی ایفا کرده باشد, لایق ستایش است.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه