آینده تُرکمنهای عراق چه میشود؛
کرکوک قربانی سیاستهای منطقهای/ دورانی جدید یا شروعی برای پایان در کرکوک؟
افزایش تنش در کرکوک از ساختار محرک سیاست داخلی در شمال عراق، روابط حکومت مرکزی عراق با اقلیم کردستان و تغییرات جمعیتی و سیاسی بعد از داعش پدید آمده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، تنش پرچم در کرکوک شروعی شد برای رویدادهای ناگوار در شمال عراق تا تظاهرات ترکمنها و سوزانده شدن پرچم جبهه ترکمانی توسط کُردها نشان دهد تنش کرکوک به پرچم اقلیم کُردی محدود نخواهد شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,مدت طولانی بود که بحث و جدل بر سر آینده کرکوک وجود داشت، لکن اخیرا تغییرات اساسی به این وضیعت اعمال شده و این تغییرات به صورت زیر پدید آمد:
,1. ساختار محرک سیاست داخلی در شمال عراق
,2. ساز و کار روابط بین حکومت مرکزی عراق و اقلیم کردستان
,3. تغییرات جمعیتی و سیاسی بعد از داعش در کرکوک
,-ساختار محرک سیاست داخلی در شمال عراق
,کُردهای عراق بعد از اشغال این کشور از جانب آمریکا به دستاوردهای دور از انتظاری رسیدند که مهمترین فاکتور احیای این دستاوردها مساعدت مستقیم و ویژه دولت بوش به عراق بعد از آگوست 2002 بود. هرچند آمریکا بعد از 1991 میلادی، شمال عراق را به محل استقرار مخالفان صدام و حرکتهای ضد رژیم تبدیل کرده بود، این فرآیند بعد از 1996 حالت ضعیفتری به خود گرفت.
,علاوه بر این درگیری داخلی بین حزب دموکرات کردستان و حزب اتحاد میهنی کردستان در سالهای بین 1994-1996 هم مبارزات کُردهای عراق را به دو نیم جدا کرد و هم آمریکا از سال 1996 میلادی مجبور به کاهش فشار خود به رژیم صدام از شمال شد.
,

, حتی در آغاز سالهای 2000 میلادی سناریوهای بازگشت دوباره بغداد به شمال مورد بحث قرار گرفته بود که این وضعیت تا حمله آمریکا به عراق ادامه پیدا کرد. احزاب کُردی دموکرات و اتحاد میهنی بعد از حمله آمریکا به عراق در اواسط سالهای 2000 میلادی بار دیگر شروع به همکاری با ایالات متحده کردند. این همکاری تنها بین احزاب کُردی با آمریکا نبود، بلکه موجبات اتحاد و همکاری بین خود احزاب موجود در شمال عراق را نیز فراهم آورده بود.
,به این صورت دستاورد کُردهای عراق همراه با اشغال این کشور توسط آمریکا دو کلید اساسی داشت: اتفاق نزدیک با آمریکا و توافق بین دو حزب بزرگ کُردی. بعد از اشغال عراق و در سایه این دو فاکتور، کُردها توانستند در «مناطق جغرافیایی که آنها را استراتژیک میدیدند به خصوص کرکوک و مسائل سیاسی داخلیشان» پیشروی ویژهای داشته باشند.
,البته به این دو فاکتور میتوان تلاش دو حزب دموکرات کردستان و اتحاد میهنی کردستان برای برقراری روابط نزدیک با شیعیان عرب عراق را نیز افزود. این روابط نزدیک تا سال 2005 ادامه پیدا کرد اما در دوران بعدی به خاطر دلایلی که در زیر مطرح خواهد شد، مشکلات مرکزیّتطلبی به وجود آورده و مسبب تنشهایی شد.
,زمانی که مبارزات قدرت منطقهای، سیاست آمریکا در عراق و روابط ایالات متحده با گروههای دیگرِ این کشور مدّنظر گرفته میشود، مُدِل روابط بین احزاب کُردی به نقطه کلیدی دستاوردشان در عراق تبدیل شده و مسئله کرکوک نیز میبایست در چاچوب همین پارامترها مورد بررسی قرار بگیرد.
,گفتنی است، نیروهای پیشمرگه قبل از سقوط رژیم صدام وارد کرکوک شدند. در چارچوب این ورود پیشمرگهها اسناد زمینِ شهر کرکوک نابود شدند و در سطح وسیعی از ترکیب جمعیتی کرکوک تغییر داده شد. در اواسط سالهای 2000 میلادی حکومت مرکزی عراق چند بار در کرکوک نقش اول شد. از نوشتن شدن مادهای از قانون اساسی عراق که انتظار میرفت آینده مناطق تحت تنش از جمله شهر کرکوک را تا آخر سال 2007 مشخص خواهد کرد، تا ادامه وضعیت واقعی و اشغالگری داعش، احزاب کُردی در کرکوک به صورت عمومی و علیه مردم عملکرد آشکاری اتخاذ کردند.
,در سالهای 2003 تا 2012 که اتحاد بین دو حزب کُردی «KDP-KYB» (حزب دموکرات کردستان و حزب اتحاد میهنی کردستان) در ساختار اداری و سیاسی شمال عراق حاکمیت تام داشتند، مشاهده شد که کُردها رویکرد مشترکی در خصوص کرکوک دارند. در این دوران دو حزب بزرگ کُردی سیاستی در پیش گرفتند که این سیاست در مقابله با ایران، ترکیه، اعراب سنی و شیعه قرار داشت اما از ادعایشان در خصوص کرکوک عقب ننشستند.
,بعد از پایان اتفاق و اتحاد به وجود آمده بین احزاب کُردی نیز مسئله کرکوک به پشت پرده افتاد، زیرا دو بازیگر شروع به مبارزه با یکدیگر کردند. کرکوک به بخش آشکار مبارزاتی در شمال عراق تبدیل شد. سپس استراتژیک بین دو حزب کُرد، کرکوک برای حزب اتحاد میهنی کردستان به سلاحی ضروری و برای حزب دموکرات کردستان نیز به یک برگ برنده برهانی و تهدید بالقوه برای تغییر احتمالی توازن تبدیل گشت.
,به این صورت که؛ برعکس مسائل ذکر شده، اثر مسعود بارزانی و حزب دموکرات کردستان در کرکوک به صورت غیر قابل مقایسهای ضعیف میباشد. این ضعف تنها محدود به حمایت بافت سیاسی نمیباشد، بلکه در حوزه مراکز امنیتی و مقامات اداری حزب اتحاد میهنی کردستان به صورت قابل توجهی سر هستند. تنها جایی که این برتریت نفری در آنجا متفاوت است، مجلس ولایت کرکوک میباشد. در این نهاد اعضای حزب دموکرات کردستان بیشتر از تعداد افراد حزب اتحاد میهنی کردستان است. از این جهت نیز برای این که حزب اتحاد میهنی کردستان یک تصمیم استراتژیک را در مجلس ولایت کرکوک به تصویب برساند، حمایت حزب دموکرات کردستان شرط اساسی میباشد.
,مسئله کرکوک در میان کُردهای عراقی با دو الگو در سیاست داخلی یاد میشود: استقلال و توازن قدرت منطقهای. کُردهای عراقی بر این اندیشهاند که بدون کرکوک به استقلال نمیرسند و یا اگر برسند این درست نخواهد بود و این در حوزه مادی و نمادین دو علت دارد: دلیل مادی به این صورت میباشد که استقلال کردستان بدون حضور کرکوک در موضوع نفت در انتظار و حتی اعلام شده در اقلیم کردستان، غیر ممکن دانسته میشود. دلیل دوم نیز این است که پر اهمیتترین نماد حرکت نژادپرستانه کُردی در عراق، شهر تُرکمن نشین کرکوک میباشد.
,از این رو نیز استقلال اقلیم کردستان بدون کرکوک از نظر اهداف سیاسی نیز به صورت ضعیف دیده خواهد شد. در این ارتباط هم از نظر سیاست داخلی و هم از نظر اهداف استقلال به رهبری مسعود بارزانی مسئله کرکوک بسیار اهمیت ویژهای دارد.
,

, در طرف دیگر ترازو نیز، توازن قدرت منطقهای قرار گرفته است. تنها برگ برنده کرکوک حفظ و حتی افزایش حضور حزب دموکرات کردستان در مقابل حزب میهندوستان کردستان یا حزب اتحاد میهنی کردستان میباشد.
,حزب میهندوستان کردستان که در دهوک هیچ تأثیری نداشته و در اربیل و سلیمانیه طرفداران خود را با حرکت گوران به اشتراک گذاشته است، تنها محل تکیهگاهش کرکوک میباشد.
,از این روز حزب میهن دوستان یا اتحاد میهنی برای توازن قدرت با حزب دموکرات، مسئله کرکوک را سرکوب میکند.
,شایان ذکر است، تمامی انتخابات تا به امروز نشان داده است که «توازن سیاسی در کرکوک» چه در داخل عراق چه به صورت مستقل، از حزب اتحاد میهنی به حزب دموکرات انتقال پیدا خواهد کرد. از این رو مقابله کرکوک با استقلالخواهی حزب اتحاد میهنی، بزرگترین برگ برنده حزب دموکرات میباشد. پس به راحتی میتوان فهمید که چرا استقلال کردستان و مسئله کرکوک همواره به صورت موازی به درازا کشیده میشود.
,ساز و کار روابط بین حکومت مرکزی عراق و اقلیم کردستان
,درست نیست که کرکوک و مشکل استقلال را تنها یک مسئله بین اقلیم کردستان و حکومت مرکزی عراق دانست. در دوران بعد از اشغال آمریکا در عراق چند قدرت گریز از مرکز به وجود آمد، اما به دلیل تحرکات سیاسی حکومت مرکزی این قدرتهای گریز از مرکز به سختی صدایشان را توانستند دربیاورند.
,از سال 2005 رقابتی بین شیعیان و سنیهای عراق در خصوص قدرت حکومت مرکزی وجود دارد، حتی علاوه بر این طلب ایجاد مناطق فدرال دیگر هم در ارتباط با موصل و هم در ارتباط با بصره مطرح شده است، لکن این درخواست به دلایل امنیتی و توازن قدرت بین شیعیان در موصل به تعویق افتاده است.
,گفتنی است، اقدامات مرکزگرا که در دوران نوری المالکی پدید آمد بعد از داعش وارد یک عقب نشینی جدی شده است. حکومت عراق بعد از پاکسازی داعش از موصل و دیگر شهرها قدرتمندتر نشده بلکه ضعیفتر نیز شده است. سیاستی که در عراق به دست شبه نظامیان افتاده موجب شده تا حفظ کشور توسط حکومت مرکزی قدرتمند به شکل غیرممکنی برسد. کُردهای عراق نیز که از این موضوع باخبرند توانستهاند با سوء استفادههای خود مسئله کرکوک را به این وضعیت برسانند.
,در این ارتباط، میتوان گفت که مسئله پیوستن کرکوک به کردستان با ضعیفتر شدن حکومت مرکزی عراق با شدت بیشتری مطرح میشود. لکن تأکید بر این که کرکوک آخرین مثال خواهد بود، نمیتواند درست باشد. احتمال زیادی در خصوص به وجود آمدن مناطق فدرال بیشتر در انتخابات محلی که به احتمال زیاد در سال 2018 برگزار خواهد شد، وجود دارد. این انتخابات باید در سال 2017 برگزار شود اما با توجه به شرایط فعلی زیاد ممکن به نظر نمیرسد. از این رو نگاه گرم به اتفاقات مسئله کرکوک در حوزه اعراب شیعه و سنی که نمیخواهند روابط نزدیکی با حکومت مرکزی داشته باشند، نیز وجود دارد.
,تغییرات جمعیتی و سیاسی بعد از داعش در کرکوک
,پس از اشغال عراق هرچقدر هم جمععیت کردها در کرکوک با سرعت افزایش یافته باشد، باز هم در کل جمعیت کردها و غیر کردها در این منطقه به هم نزدیک بوده است. هر چند کردها در استان کرکوک اکثریت را تشکیل می دهند اما این اکثریت چندان هم مطلق نمی باشد. اگر ترکمنها و اعراب هماهنگ حرکت کنند میتوانند در پای صندوقهای رای تعادل را با احزاب کرد برقرار نمایند. نمونه این حرکت در انتخابات مجلس 2010 بود. اما بعد از حضور داعش در منطقه نه تنها ساختار جمعیتی کرکوک بلکه تعادل سیاسی شهر نیز دگرگون شد.
,امروز برزگترین منطقه عرب نشین کرکوک که حویجه میباشد در کنترل داعش است. بخشهای عربنشین مرکز شهر نیز تحت فشار نیروهای نظامی کرد می باشند. بیشتر اعراب یا از سیاست دور نگه داشته شدهاند و یا به دلیل ترس از اتهام همزادپنداری با داعش به تحولات موجود احساس بیتفاوتی میکنند.
,ترکمنها اگرچه از نظر سیاسی به گروهها و جناحهای مختلف تقسیم شدهاند، اما در مورد ساختار سیاسی کرکوک با هم همنظرند. لکن چه از نظر قدرت سیاسی و چه از نظر تعداد، به تنهایی توانایی تغییر وضعیت کرکوک را ندارند. از طرفی دیگر فشار بر روی ترکمنها هر روز در حال افزایش است. حمله به دفتر حزب ترکمان ائلی نمونه این فشارهاست. اگرچه حشدالشعبی در کرکوک قدرتمند شده است اما این قدرت در حال حاضر محدود می باشد. در حالی که بخشی از کرکوک در اشغال داعش است سخن گفتن از تعیین وضعیت حقوقی این استان بیگانه بودن نسبت به اهمیت موضوع را عیان می کند.
,حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی خواهان الحاق نه تمامی کرکوک، بلکه مناطقی که منابع طبیعی در آنجا متمرکز شدهاند با ترکیب جمعیتی فعلی به اقلیم کردستان است.
,این طرح با خروج داعش از کرکوک به این راحتی میسر نخواهد شد. یعنی الحاق تمامی کرکوک یا بخشی از کرکوک میتواند مطرح باشد که این موضوع نیز احتمال ایجاد دردسر برای اقلیم کردستان را داراست.
,

, به طور خلاصه تعیین بازه زمانی الحاق کرکوک به اقلیم کردستان و استقلال اقلیم کردستان ذیل تلاقی سه مولفه قابل طرح است:
,توافق حزب دموکرات و اتحادیه میهنی برای اداره مشترک اقلیم
,ضعیفترین برهه قدرت مرکزی عراق از زمان اشغال توسط آمریکا و نبود قدرت سیاسی
,نظامی برای برقراری تعادل در برابر کردها
,با توجه به این سه مولفه می توانگفت: احتمال ایجاد تنش در کرکوک و حتی به وجود آمدن بحران در سراسر عراق که حتی میتواند به تجزیه عراق نیز منجر شود از کرکوک آغاز خواهد شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه