سلام بر مسافران پرواز ناتمام که بال در بال ملائک پر کشیدند
آیا به ذهنت خطور می کرد زمانیکه پای در پلکان هواپیما نهادی همان پله وپرواز سکوی شود برای پریدن همیشگی ات؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از زنگ خبر، ۱۲تیر یادآور جنایتی است که تا همیشه تاریخ از دفتر سیاه دشمنی آمریکا با ایران سرفراز، پاک نخواهد شد.
چه کسی گمان می کرد کسی در آن خداحافظی، عزیزش را برای همیشه به خدا می سپارد؟بی شک در آخرین نگاه ها دل مادری به شور افتاد....دست پدری لرزید..
کودکی با گفتن بابا، با آن زبان شیرینش، دل پدر را می برد. گویا عقربک های ساعت شمار سالن انتظار به شوق رفتن با عقربه ثانیه شمار برابری می کند نمی دانم چرا این بار لحظه های وداع اینقدر زود سپری می شوند؟
احساسی در وجودت غوطه ور می شود؛ شوق دیداردوباره با اضطرابی غریب وانگار این اضطراب است پنجه بر رخ شوق می کشد...
پدری در میان باران بهاری دخترکش خیس می شود...
مردی دسته چمدانش را به همسرش می سپاردو آخرین حرفهایش در میان سکوت جولان می دهد وبازهم صدای خنده آن کودک است طنین که عشق واقعی را به تصویر می کشد.
زمینی ها، دستها ی آسمانی هایشان را به دست افق می سپارند...
آن بالا ولی همه چیز آرام است. بال های پرنده ایرباس بر فراز سپیدی ابرها به آبی آسمان می ساید. مسافران روی صندلی هایی نشسته اند که تنها، به نام خودشان ثبت شده است. دست کودکی به هوای گرفتن ابرهایی که هواپیما را همراهی می کند به پنجره می خورد ونگاه متعجبش از آن همه شگفتی در میان چهره نمکینش خواستنی تر شده است.
ساعت ده و ده دقیقه بامداد تیرماه ۱۳۶۷ در هواپیمای ایرباس، پرواز شماره ۶۵۵ خلبان برای آخرین بار خطاب به ۲۷۴ مسافر آن می گوید: «با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و درود بی کران به روان پاک شهدای اسلام و آرزوی سلامت شما مسافران عزیز، از طرف هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران ورود شما را به هواپیمای ایرباس خوش آمد می گوییم» و این گونه بود که خلبان شهید این هواپیما، دقایقی قبل از شهادت، ورود مسافران را خوش آمد گفت و برایشان آرزو کرد که به سلامت به مقصد برسند.
صدای خلبان از کابینه آخرین سفرش زیبایی خاصی دارد. همه چیز آماده است کابینه پرواز، میهمانداران ومیهمانان یار ... پرنده در میان دو صفحه آبی می رسد. آسمان لاجوردی وخلیج همیشه فارس نیلگون، گویی جاذبه آب بر جاذبه خاک غلبه کرده و پرنده را به نشستن فرا می خواند.
کمی آن سو اشتباهی احمقانه رخ داده! جغدی شوم پرنده را رصد می کند و چنگال در چنگال مرگ تیری به بال پرنده می نشاندو آبی آب آشیانه ای می شود برای پرندگان پروازی که به آشیان نرسید. و هنوز صدای خنده آن طفل های معصوم در گوش زمان می پیچد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه