رابطه بین «آلزایمرزدگی و خریدوفروش آرا»
علی حسینپور در یادداشتی با اشاره به دو یادداشت گذشته خود درباره رابطه بین «آلزایمرزدگی و خریدوفروش آرا» نوشت و گفت: در اثر کاهش مشارکت برخی از سرخوردگان اجتماعی و نزول کیفی سطح مدیریتی، متأسفانه ملاکهای انتخاب به حدی نزول کرده که برخی از کاندیداتورهای همیشه درصحنه مایهدار! از ابزارهای فاقد ارزش مدنی جهت پیروزی در انتخابات، بیشترین بهره را برده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آستانخبر؛ در ایام انتخاباتی مجلس دهم، دو یادداشت با عنوانهای: «خریدوفروش آرا، از فقر تا مد!» و «آلزایمرزدگی» نگاشتم که موردتوجه رسانههای مجازی کشوری و محلی قرار گرفت و در آن به برخی از معضلات انتخاباتی و ارائه راهکارهایی چند اشاره شد که میتواند از نکات حائز در «فرهنگ سیاسی» ما باشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آستانخبر, خریدوفروش آرا، از فقر تا مد!, آلزایمرزدگی,یادداشت حاضر، قصد دارد تا به رابطه بین دو بیماری اجتماعی «آلزایمرزدگی» و «خریدوفروش آرا، از فقر تا مد!» و عوامل تأثیرگذار بر آن بپردازد.
,هرچند آر. اچ.تاونی میگوید: 《گذشته چیزی را برای حال آشکار میکند که حال قادر به مشاهده آن باشد.》اما با نگاهی حتی گذرا به تاریخچه انتخابات شوراهای شهر و روستا بخصوص در سالهای اخیر، بهجرئت میتوان گفت که آگاهی از کارکرد و کارنامه ناموفق گذشته برخی از کاندیداها، نقش کافی و مؤثری در تصمیمگیری اکثریت رأیدهندگان سر صندوقهای آرا نداشته، بطوریکه بسیاری از کاندیداتورهای توانمند، بهراحتی در این عرصه، شکست را پذیرا شده و بهتدریج این استمرار و اپیدمی آلزایمرزدگی ایام انتخابات در طی دورههای متمادی، مایه ناامیدی بسیاری از نخبگان جامعه جهت حضور بهعنوان کاندیداتور در سرنوشتسازترین کارزار سیاسی آتی هر شهر و دیاری شده که همین محسوس بودن کمرنگی حضور آنان، خود عاملی شده جهت افزایش تعداد افرادی که به «رأی خاموشها» مشهور گشته که مشارکت خود در تعیین سرنوشت جامعه را به حداقل، کاهش دادهاند.
,در اثر کاهش مشارکت برخی از سرخوردگان اجتماعی و از سوی دیگر، نزول کیفی سطح مدیریتی، تخصص، تجربه و توانمندی کاندیداتورها و افزایش کمّی تعداد کاندیداتورهایی در سطوح پایینتر، متأسفانه ملاکهای انتخاب به حدی نزول کرده که برخی از کاندیداتورهای همیشه درصحنه مایهدار! از ابزارهای فاقد ارزش مدنی جهت پیروزی در انتخابات، بیشترین بهره را برده و برخی از آرا سرگردان رأیدهندگان مأیوس جامعه شهری و روستایی را به طرق مختلف کسب نموده و … خود بخوان حدیث مفصّل از این مُجمَل.
,اما چاره کار چیست؟ آیا باید دست روی دست گذاشت؟ بهطورقطع اکثر کسانی که به سرنوشت خود و جامعه خود، اهمیت میدهند، همواره به دنبال بهبود وضعیت موجود میباشند. لذا راهکارهای ذیل را پیشنهاد مینمایم:
,۱- باور داشتن تدریجی بودن تحولات اجتماعی جوامع بشری و فراموش کردن انتظار تحولات یک شبانهروزی در فرهنگ عمومی مردم و تلاش حداکثری جهت فرهنگسازی تدریجی.
,۲- افزایش سطح آگاهیهای فردی و اجتماعی و سپس تشویق گروه خانواده، اقوام و دوستان و … جهت افزایش سطح آگاهیها و ملاکهای ارزیابی جهت ساختن شهر و روستایی آبادتر.
,۳- تعهد به مشارکت حداکثری در انتخابات و تشویق دیگران به حضور سر صندوقهای آرا در ساعات ابتدایی جهت انجام این فریضه سیاسی عبادیِ ملی و محلی.
,۴- پرهیز از قبیله گرایی و حب و بغضهای شخصی و معیار قرار دادن توان مدیریتی کاندیداها از قبیل قدرت تصمیمگیری و تصمیم سازی، برنامهریزی، اجرا و نظارت و همچنین میزان تعهد و تعامل و سطح تشریکمساعی آنان با آحاد مردم و بر اساس بررسی سوابق تجربی و کاری گذشته و حال آنان.
,۵- رصد مستمر بر روند اجرایی انتخابات در اطراف شعبات اخذ رأی و همکاری و اطلاعرسانی دقیق و بهنگام به ستاد انتخابات و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی مرتبط.
,۶- رأی دادن به برنامههای کاندیداها بر اساس ائتلافهای شکلگرفته و پرهیز از تک رایی و تشویق اذهان عمومی به گروهمحوری و فارغ شدن از تعصبهای شخصی.
,۷- حفظ آرامش در روز رأیگیر و پرهیز از هرگونه تنشهای احتمالی با برخی از سوءاستفاده کنندگان خریدار آرایِ خواستارِ ایجاد فضای آشفته جهت رسیدن به مقصود شومشان و هدر ندادن وقت و انرژی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی تا کار رصد تخلفات احتمالی بهنگام و دقیق انجام گیرد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه