گفتگو با معلم مرکز استثنایی گلستان:
لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به آنهاست / نگاه حمایتی به کودکان استثنایی بیشتر شود
یک معلم مرکز استثنایی در گرگان گفت: علاقه مند به این بچه ها نباشی نمی توانی کار کنی، لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست و اگر عاشق نباشی نمی توانی دوام بیاوری.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کلاس بیست؛ ساعت پایانی کلاس هاست، زنگ گوتاهی می خورد، بچه ها یکی پس دیگری به سمت کلاس ها می روند، معلمی دانش آموز ویلچری خود را سر کلاس می برد .
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
کلاس بیست؛ ,
کلاس بیست؛ ,
کلاس بیست؛ ,
در کلاسی که ظاهرا کارگاه است معلمی با قامت کوچک و دستانی رنگی آبشاری را درست کرده و در حال رنگ آمیزی بود.
بیست سالی می شود که عشق کودکان رهایش نمی کند، کارشناسی روانشناسی کودکان استثنایی را از دانشگاه اصفهان اخذ و آغوش گرمش را برای کودکان باز کرده است.

لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست/محبت یکی از شیوه های رفتاری تدریس من است
«الهام نژاد حسین» معلم مرکز استثنایی گلسار گرگان آنقدر به کارش علاقه مند است که اصلا نمی خواهد به جای دیگر منتقل شود ، می گوید: تا زمانی که زنده هستم به این کودکان خدمت خواهم کرد.
او می افزاید: علاقه مند به این بچه ها نباشی نمی توانی کار کنی، لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست و اگر عاشق نباشی نمی توانی دوام بیاوری.
این معلم گرگانی ادامه می دهد: در مجموعِ بیست سال کار، هنوز هم برخی مشکلات آنان مرا غمگین می کند و برایم عادی نشده، اما نگاه سرشار از احساس و محبت آنان مرا تسلی می دهد.
نژاد حسین با بیان اینکه محبت یکی از شیوه های رفتاری تدریسش است، ادامه می دهد: من از ابتدای سال به دانش آموزانم بسیار محبت میکنم و آنها را عاشق خود می کنم و با این روش، آموزش رفتاری، شخصیت سازی و اصلاح رفتاری آنان آسان تر و حرف شنوی آنان بهتر انجام می گیرد.
او ادامه می دهد: رمز موفقیت من به بچه ها عشق است، من به آنها عشق می ورزم و آنها هم برای من عاشقی می کنند
نژادحسین درباره روزهای نخست کاری خود بعنوان معلم می گوید: چون در طول تحصیل دانشگاه کارورزی های متعدد داشیم مسائل را خیلی راحت پذیرفتم، از ابتدا هم به کارم علاقه مند بودم معتقدم هرکس علاقه مند نباشد از پس این کار بر نمی آید.
او می گوید: الان چهار سال است که پایه ششم را تدریس میذکنم، دانش آموزانِ خوب غربال می شوند و بچه های تربیت پذیر، به این پایه می رسند، به جرائت می گویم اکنون بیش از 70 درصدبه لحاظ رفتاری مهارت های خودیاری ظرفیت اداره یک زندگی را دارند و همین چند وقت پیش یکی از دانش آموزان هم ازدواج کرده است.

دانش آموز نهیف اولین سال تدریسم الان در نانوایی کار میکند و خانواده تشکیل داده
این معلم گلستانی خاطره شیرینش را از موفقیت دانش آموزش تعریف می کند و می گوید: سال اول استخدامم درست 19 سال پیش، دانش آموز خیلی خیلی کوچولو، نهیف و لاغر داشتم، سال گذشته اورا در نانوایی لواشی در حال کار دیدم البته من او را نشاختم اما او با خنده به سمتم آمد و گفت: خانم اجازه منو شناختین؟ خیلی ذوق زده شدم و البته به خود می بالیدم، کودکی با مشکلات جسمی الان مردی شده بود، کار می کرد و با خانم سالمی هم ازدواج کرده بود، خانواده تشکیل داده و خودش هم به لحاظ اعتماد به نفس و شخصیت اجتماعی در حد بسیار بالایی رسیده بود، من افتخار کردم زمانی معلم این دانش آموز بودم.
او خاطر تلخ دوران تدریسش را اشک مادرانی را بیان می کند که شاید بعد 17-18 سال هنوز هم در اول سال تحصیلی نگران آینده دختر خود هستند.
این معلم استثنایی می گوید: در روز اول برای خانواده ها توضیح می دهم که برای اینکه یک انسان خوشبخت شود و کانون گرم خانواده داشته باشد حتما لازم نیست تحصیلات عالیه داشته باشد و دکتر و مهندس باشد حتی یک خانم خیاط و آرایشگر و آقای نجار هم می تواند یک زندگی موفق داشته و بعد از روحیه و اعتماد به نفس به آنها کمی از دردهای آنها تسکین می یابد.
او ادامه می دهد: به شدت به گفته های بالا اعتقاد دارم، زمانی که بچه های ما در مرکز فرزانگان (پیش حرفه ای)می روند، خیاطی و آشپزی را کاملا یاد می گیرند و آماده ورود به زندگی می شوندو خیلی ها هم ازدواج های موفقی دارند.

تنها یادگیری بچه های استثنایی کند تر است/به بچه های استثنایی اعتماد کنید
دست های رنگی اش را ابتدای گفتگو پاک کرده بود، می گویم خانم معلم نقاش و هنرمند، بچه هایت را چه رنگی می بینی؟ بلافاصله می گوید: آبی، سبز ،صورتی، قرمز و رنگ های خیلی شاد.
نزاد حسین درباره لزوم تغییر نگرش مردم به بچه های استثنایی می گوید: بارها و بارها در جلسات و محافل مختلف هم گفته ام نگاه تان را به دانش آموزان استثنایی و آموزش پذیر تغییر دهید ، آنها در بیشتر موراد اختلافی بچه های سالم ندارند تنها یادگیری آنان کندتر است اما به لحاظ مهارتی فرقی ندارند.
او می افزاید: 80 درصد خانواده هایی که فرزندان معلول و کم توان دارند از سطح فرهنگی و اقتصادی پایین برخوردارند، اقوام مداخله می کنند،سرکوفت میزنند و مادر راسترس دارد که آن را در اجتماع و مهمانی نبرد اما این غلط است و باید نگاه حمایتی به این خانواده و کودکانشان داشت.
اومی گوید: به بچه ها یتان اعتماد کنید برچسب نزنید،جلوی حرف ها و مداخله دیگران را بگیرید.
این معلم ادامه می دهد :اگر سری به کلاس ششم ما بزنید آنقدر تمیز، آراسته و از نظر رفتار اجتماعی موجه هستند محال است که کسی بفهمد این دانش آموزان استثنایی هستند.

حقوق معلم استثنایی با معلم عادی یکسان است
او احساسات سرشار دانش آموزانش را قابل ستایش بیان می کند؛ می گوید: آنقدر به فکر منِ معلم هستند و به تغییر رفتار ما دقت وبا ما همدردی می کنند که گاهی از خانواده نیز به ما نزدیکتر می شوند.
از حقوقش می پرسم، می گوید: 2 میلون و 200 هزار تومان و خدارا شکر میکنم از نظر مقدار فرقی با معلمان عادی ندارند اما سنوات ارفاقی دارند، برای هر 5 سال خدمت یک سال به سنوات خدمتی آنان اضافه می شود و به اصطلاح چند سالی زودتر بازنشسته می شوند.
می گوید: این حقوق برای معلم مرد که یک زندگی را اداره می کند با همسر خانه دار، شاید کم باشد اما من بعنوان خانم راضی هستم.
امکانات مدارس استثنایی را در مجموع تا حدودی مطلوب می داند اما می گوید: خانواده ها نیز به شدت نیازمالی دارند، پوشاک و لوازم التحریر در مضیغه هستند، اکثر بچه ها دارو مصرف می کنند و باید از نظر مالی مورد حمایت قرار گیرند.
این معلم می گوید، همه پایه ها را در استثنایی تدریس کرده است، در سال گذشته حائز رتبه برتر الگوهای برتر تدریس با عنوان"تدریس عدد 6 به دانش آموزان استثنایی" شده، در سال تحصیلی 93-94 معلم نمونه شهرستان گرگان معرفی شده است.
او درپایان دلخوشی اش را اینگونه باین می کند: نگاه خانواده ها در انتهای هرسال مطلوب می شود،حواسشان به بچه هایشان بیشتر و بهتر می شود.
زنگ هم کم کم می خورد، همه با خنده از کلاس ها خارج می شوند، نگاه مادرانه تک تک معلمان انگار عشق را در وجود دانش آموزانشان می کارد، با خنده دست در دست معلم به سمت مادرانشان می روند؛ خانم معلم عاشقانه خداحافظی می کند.
انتهای پیام/
,
در کلاسی که ظاهرا کارگاه است معلمی با قامت کوچک و دستانی رنگی آبشاری را درست کرده و در حال رنگ آمیزی بود.
,
بیست سالی می شود که عشق کودکان رهایش نمی کند، کارشناسی روانشناسی کودکان استثنایی را از دانشگاه اصفهان اخذ و آغوش گرمش را برای کودکان باز کرده است.
,

,

,
لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست/محبت یکی از شیوه های رفتاری تدریس من است
,
لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست/محبت یکی از شیوه های رفتاری تدریس من است,
لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست/محبت یکی از شیوه های رفتاری تدریس من است,
«الهام نژاد حسین» معلم مرکز استثنایی گلسار گرگان آنقدر به کارش علاقه مند است که اصلا نمی خواهد به جای دیگر منتقل شود ، می گوید: تا زمانی که زنده هستم به این کودکان خدمت خواهم کرد.
,
او می افزاید: علاقه مند به این بچه ها نباشی نمی توانی کار کنی، لازمه کار با بچه های استثنایی عشق به بچه هاست و اگر عاشق نباشی نمی توانی دوام بیاوری.
,
این معلم گرگانی ادامه می دهد: در مجموعِ بیست سال کار، هنوز هم برخی مشکلات آنان مرا غمگین می کند و برایم عادی نشده، اما نگاه سرشار از احساس و محبت آنان مرا تسلی می دهد.
,
نژاد حسین با بیان اینکه محبت یکی از شیوه های رفتاری تدریسش است، ادامه می دهد: من از ابتدای سال به دانش آموزانم بسیار محبت میکنم و آنها را عاشق خود می کنم و با این روش، آموزش رفتاری، شخصیت سازی و اصلاح رفتاری آنان آسان تر و حرف شنوی آنان بهتر انجام می گیرد.
,
او ادامه می دهد: رمز موفقیت من به بچه ها عشق است، من به آنها عشق می ورزم و آنها هم برای من عاشقی می کنند
,
نژادحسین درباره روزهای نخست کاری خود بعنوان معلم می گوید: چون در طول تحصیل دانشگاه کارورزی های متعدد داشیم مسائل را خیلی راحت پذیرفتم، از ابتدا هم به کارم علاقه مند بودم معتقدم هرکس علاقه مند نباشد از پس این کار بر نمی آید.
او می گوید: الان چهار سال است که پایه ششم را تدریس میذکنم، دانش آموزانِ خوب غربال می شوند و بچه های تربیت پذیر، به این پایه می رسند، به جرائت می گویم اکنون بیش از 70 درصدبه لحاظ رفتاری مهارت های خودیاری ظرفیت اداره یک زندگی را دارند و همین چند وقت پیش یکی از دانش آموزان هم ازدواج کرده است.
,
,

,

,
دانش آموز نهیف اولین سال تدریسم الان در نانوایی کار میکند و خانواده تشکیل داده
,
دانش آموز نهیف اولین سال تدریسم الان در نانوایی کار میکند و خانواده تشکیل داده,
دانش آموز نهیف اولین سال تدریسم الان در نانوایی کار میکند و خانواده تشکیل داده,
این معلم گلستانی خاطره شیرینش را از موفقیت دانش آموزش تعریف می کند و می گوید: سال اول استخدامم درست 19 سال پیش، دانش آموز خیلی خیلی کوچولو، نهیف و لاغر داشتم، سال گذشته اورا در نانوایی لواشی در حال کار دیدم البته من او را نشاختم اما او با خنده به سمتم آمد و گفت: خانم اجازه منو شناختین؟ خیلی ذوق زده شدم و البته به خود می بالیدم، کودکی با مشکلات جسمی الان مردی شده بود، کار می کرد و با خانم سالمی هم ازدواج کرده بود، خانواده تشکیل داده و خودش هم به لحاظ اعتماد به نفس و شخصیت اجتماعی در حد بسیار بالایی رسیده بود، من افتخار کردم زمانی معلم این دانش آموز بودم.
,
او خاطر تلخ دوران تدریسش را اشک مادرانی را بیان می کند که شاید بعد 17-18 سال هنوز هم در اول سال تحصیلی نگران آینده دختر خود هستند.
,
این معلم استثنایی می گوید: در روز اول برای خانواده ها توضیح می دهم که برای اینکه یک انسان خوشبخت شود و کانون گرم خانواده داشته باشد حتما لازم نیست تحصیلات عالیه داشته باشد و دکتر و مهندس باشد حتی یک خانم خیاط و آرایشگر و آقای نجار هم می تواند یک زندگی موفق داشته و بعد از روحیه و اعتماد به نفس به آنها کمی از دردهای آنها تسکین می یابد.
,
او ادامه می دهد: به شدت به گفته های بالا اعتقاد دارم، زمانی که بچه های ما در مرکز فرزانگان (پیش حرفه ای)می روند، خیاطی و آشپزی را کاملا یاد می گیرند و آماده ورود به زندگی می شوندو خیلی ها هم ازدواج های موفقی دارند.
,

,

,
تنها یادگیری بچه های استثنایی کند تر است/به بچه های استثنایی اعتماد کنید
,
تنها یادگیری بچه های استثنایی کند تر است/به بچه های استثنایی اعتماد کنید,
تنها یادگیری بچه های استثنایی کند تر است/به بچه های استثنایی اعتماد کنید,
دست های رنگی اش را ابتدای گفتگو پاک کرده بود، می گویم خانم معلم نقاش و هنرمند، بچه هایت را چه رنگی می بینی؟ بلافاصله می گوید: آبی، سبز ،صورتی، قرمز و رنگ های خیلی شاد.
,
نزاد حسین درباره لزوم تغییر نگرش مردم به بچه های استثنایی می گوید: بارها و بارها در جلسات و محافل مختلف هم گفته ام نگاه تان را به دانش آموزان استثنایی و آموزش پذیر تغییر دهید ، آنها در بیشتر موراد اختلافی بچه های سالم ندارند تنها یادگیری آنان کندتر است اما به لحاظ مهارتی فرقی ندارند.
,
او می افزاید: 80 درصد خانواده هایی که فرزندان معلول و کم توان دارند از سطح فرهنگی و اقتصادی پایین برخوردارند، اقوام مداخله می کنند،سرکوفت میزنند و مادر راسترس دارد که آن را در اجتماع و مهمانی نبرد اما این غلط است و باید نگاه حمایتی به این خانواده و کودکانشان داشت.
,
اومی گوید: به بچه ها یتان اعتماد کنید برچسب نزنید،جلوی حرف ها و مداخله دیگران را بگیرید.
,
این معلم ادامه می دهد :اگر سری به کلاس ششم ما بزنید آنقدر تمیز، آراسته و از نظر رفتار اجتماعی موجه هستند محال است که کسی بفهمد این دانش آموزان استثنایی هستند.
,

,

,
حقوق معلم استثنایی با معلم عادی یکسان است
,
حقوق معلم استثنایی با معلم عادی یکسان است,
حقوق معلم استثنایی با معلم عادی یکسان است,
او احساسات سرشار دانش آموزانش را قابل ستایش بیان می کند؛ می گوید: آنقدر به فکر منِ معلم هستند و به تغییر رفتار ما دقت وبا ما همدردی می کنند که گاهی از خانواده نیز به ما نزدیکتر می شوند.
,
از حقوقش می پرسم، می گوید: 2 میلون و 200 هزار تومان و خدارا شکر میکنم از نظر مقدار فرقی با معلمان عادی ندارند اما سنوات ارفاقی دارند، برای هر 5 سال خدمت یک سال به سنوات خدمتی آنان اضافه می شود و به اصطلاح چند سالی زودتر بازنشسته می شوند.
,
می گوید: این حقوق برای معلم مرد که یک زندگی را اداره می کند با همسر خانه دار، شاید کم باشد اما من بعنوان خانم راضی هستم.
,
امکانات مدارس استثنایی را در مجموع تا حدودی مطلوب می داند اما می گوید: خانواده ها نیز به شدت نیازمالی دارند، پوشاک و لوازم التحریر در مضیغه هستند، اکثر بچه ها دارو مصرف می کنند و باید از نظر مالی مورد حمایت قرار گیرند.
,
این معلم می گوید، همه پایه ها را در استثنایی تدریس کرده است، در سال گذشته حائز رتبه برتر الگوهای برتر تدریس با عنوان"تدریس عدد 6 به دانش آموزان استثنایی" شده، در سال تحصیلی 93-94 معلم نمونه شهرستان گرگان معرفی شده است.
,
او درپایان دلخوشی اش را اینگونه باین می کند: نگاه خانواده ها در انتهای هرسال مطلوب می شود،حواسشان به بچه هایشان بیشتر و بهتر می شود.
,
زنگ هم کم کم می خورد، همه با خنده از کلاس ها خارج می شوند، نگاه مادرانه تک تک معلمان انگار عشق را در وجود دانش آموزانشان می کارد، با خنده دست در دست معلم به سمت مادرانشان می روند؛ خانم معلم عاشقانه خداحافظی می کند.
,
انتهای پیام/
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه