وحید غفران نیا حافظ و قاری ممتاز قرآن کریم:
مشوق اصلی حافظ کل شدنم رهبر انقلاب بودند/ یکسال به عقب برگردم آن نامه را نمی نویسم
جامعه قرآنی کشور اوایل دهه هفتاد متوجه حافظ خردسال تبریزی شد؛ این توجه آغازی بود بر تربیت نهضت حافظان قرآن خردسال در ایران.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا وحید غفران نیا؛ حاج وحید غفران نیا. اهالی قرآن تبریز و بلکه اهالی فرهنگ تبریز و شاید هم شمولی بیشتر او را می شناسند. جوانی که در کودکی مشهور شد. جامعه قرآنی کشور اوایل دهه هفتاد متوجه حافظ خردسال تبریزی شد؛ این توجه آغازی بود بر تربیت نهضت حافظان قرآن خردسال در ایران.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, وحید غفران نیا؛ حاج وحید غفران نیا. اهالی قرآن تبریز و بلکه اهالی فرهنگ تبریز و شاید هم شمولی بیشتر او را می شناسند. جوانی که در کودکی مشهور شد. جامعه قرآنی کشور اوایل دهه هفتاد متوجه حافظ خردسال تبریزی شد؛ این توجه آغازی بود بر تربیت نهضت حافظان قرآن خردسال در ایران.,آن خردسال حالا خود استادی است که حافظان و قاریان بسیاری در جامعه القرآن او از کلام الله می خوانند.
,در روزهای با برکت ماه مبارک رمضان میزبان حاج وحید غفران نیا شدیم. با او از سال های اوج فعالیت های قرآنی در تبریز گفتیم و شنیدیم و در خلال بحث ورودی داشتیم بر حاشیه هایی که از سال گذشته پیرامون نام وحید غفران نیا به وجود آمد.
,,
با این که بسیار گفته اید، باز هم از شما می خواهم از چگونگی ورودتان به دریای بی کران قرآن بفرمایید.
, با این که بسیار گفته اید، باز هم از شما می خواهم از چگونگی ورودتان به دریای بی کران قرآن بفرمایید., با این که بسیار گفته اید، باز هم از شما می خواهم از چگونگی ورودتان به دریای بی کران قرآن بفرمایید.,در سال 68 وقتی پنج ساله بودم، به صورت آماتوری و با سوره های کوتاه جزء سی، حفظ را شروع کردم. آن زمان وقتی پدرم در خودرو یا منزل به موسیقی سنتی گوش می داد و من هم شعر و موسیقی آن را حفظ می کردم. پدرم این استعداد را در من دید و سعی کرد این استعداد را به سمت مناسب سوق دهد. آن زمان در تبریز نه استادی بود و نه جلسه های قرآنی مانند امروز برای حفظ بود؛ فقط دارالقرآن حضرت رسول(ص) به عنوان جلسه قرائت فعالیت می کرد و هر هفته یکبار، روزهای جمعه جلسه داشت که البته بنده نیز در آن جلسات حضور مستمری داشتم.
,عرض می کردم، حفظ را به صورت آماتوری و با تکر ار پدرم از جز سی ام شروع کردم تا اینکه طی یک سال جز سی ام را از حفظ شدم؛ بعد از جز سی سراغ جز یکم رفتم؛ چهل آیه از جز اول را حفظ کرده بودم که سازمان تبلیغات اسلامی به من یک سری کامل نوار ترتیل استاد محمد صدیق منشاوی را هدیه داد؛ این نوار ترتیل فتح باب ماجرا شد و من همان روش تکرار را با نوار ترتیل ادامه دادم. در هفت سالگی هفت جز را به صورت کامل حفظ کرده بودم که خدمت مقام معظم رهبری مشرف شدم. حضرت آقا بنده را مورد تفقد و عنایت قراردادند و امر کردند که این کار انشالله ادامه یابد و از بنده قول گرفتند که دیدار دوم همزمان با اتمام حفظ کل قرآن باشد. نکته ای که پس از سال ها هنوز برایم جالب توجه است، اولین سوالی بود که ایشان در اولین دیدار از بنده کردند. پرسیدند آیا از مدرسه اجازه گرفته ام یا نه؛ این سوال این اهمیت مساله تحصیل را برای من بیشتر آشکار ساخت.
,دیدار با مقام معظم رهبری بزرگترین انگیزش برای بنده بود تا در روز اول آذر ماه 1372 مجدد خدمت مقام معظم رهبری شرف حضور پیدا کردم. ایشان شخصا از بنده آزمون حفظ کل را اخذ کردند و حفظ کل بنده را تایید نمودند و با هدیه ده سکه بهار آزادی از بنده تقدیر نمودند. از آنجا نیز خدمت حضرت علی ابن موسی الرضا مشرف شدیم و حفظ صفحات پایانی را نیز در خدمت ایشان به پایان رساندیم. لطف خدا و راهنمایی های مقام عظمی ولایت نقشه راهی برای بنده شد تا موفق شدم حفظ کل را در سال 72 به اتمام برسانم.
,,

, ,
فضای قرآنی دهه هفتاد تبریز فضای خاصی بود؛ اساتید مطرح مصری به تبریز آمدند، جلسات قرآنی رونق خاصی گرفت و... توصیف شما را می خواهم از آن سال ها بشنوم
, فضای قرآنی دهه هفتاد تبریز فضای خاصی بود؛ اساتید مطرح مصری به تبریز آمدند، جلسات قرآنی رونق خاصی گرفت و... توصیف شما را می خواهم از آن سال ها بشنوم, فضای قرآنی دهه هفتاد تبریز فضای خاصی بود؛ اساتید مطرح مصری به تبریز آمدند، جلسات قرآنی رونق خاصی گرفت و... توصیف شما را می خواهم از آن سال ها بشنوم,میتوان دهه هفتاد را درخشان ترین مقطع فعالیت های قرآنی در تبریز دانست. علت را هم میتوان تا حدودی اتمام جنگ و وجود انگیزه بالا، فقدان تشتت و سو گیری فعالیت ها در راستای نهادینه کردن آموزش قرآن دانست. پای اساتید از مصر به تبریز باز شد و این ها همه شروع بزرگی برای تبدیل تبریز به قطب پرورش قاری در کشور شد. در عرض چند سال در مسابقات کشوری اوقاف چهره هایی از تبریز حائز کسب رتبه شدند؛ مجامع قرآنی در استان افزایش یافت و کار به جایی رسید که تبریز به عنوان قطب حفظ قرآن کشور معروف شد؛ همه این ها زاییده فضای فعالیت قرآنی در دهه هفتاد بود.
,,
وحید غفران نیا به دوره نوجوانی و سپس جوانی رسید. در کنار تحصیل چگونه فعالیت قرآنیش را ادامه داد؟
, وحید غفران نیا به دوره نوجوانی و سپس جوانی رسید. در کنار تحصیل چگونه فعالیت قرآنیش را ادامه داد؟, وحید غفران نیا به دوره نوجوانی و سپس جوانی رسید. در کنار تحصیل چگونه فعالیت قرآنیش را ادامه داد؟,در سال 81 از طریق کنکور وارد دانشگاه آزاد اسلامی شدم و در رشته معماری مشغول به تحصیل شدم. در سال 85 با مدرک لیسانس از دانشگاه فارغ التحصیل شدم. بعد به خدمت سربازی رفتم. بعد از خدمت سربازی، در رشته معماری اسلامی کارشناسی ارشدم را اخذ کردم و به لحاظ فعالیت علمی در دانشگاه های تبریز در رشته خودم به تدریس مشغول هستم. اما در حوزه قرآن در موسسه جامعه القرآن و العترت تبریز فعالیت دارم؛ جلسه تخصصی حفظ دارم و شخصا نیز روحیه فعالی در حوزه فرهنگ دارم. در طی این سال ها هفت رتبه بین المللی و بیش از 15 رتبه کشوری دارم و در سال 77 از سوی رییس جمهور به عنوان خادم القرآن انتخاب شدم. سال 85 و 86 دومین جوان ملی کشور انتخاب شدم. مفتخرم که در این شهر دیده به جهان گشودم، پرورش یافتم و فعالیت می کنم. در سال 83 به مسابقات عربستان اعزام شدم. چند ماه بعد از بازگشت از مسابقات، به کرات با من تماس گرفته میشد و با پیشنهاد های وسوسه انگیز اعم از منزل، پول و .... خواستار تغییر مذهب از تشیع به وهابیت و اقامت در عربستان سعودی بودند. قبول نکردم. البته من فلان ورزشکار نیستم که در بوق و کرنا کنم که مرا خواستند ولی نرفتم؛ همیشه جامعه قرآنی مهجور بوده.
,,
در صحبت هایتان به گوشه هایی از نقش رهبر معظم انقلاب، در رونق بخشیدن به فعالیت های قرآنی در کشور اشاره فرمودید؛ به صورت مبسوط تر از این نقش بفرمایید.
, در صحبت هایتان به گوشه هایی از نقش رهبر معظم انقلاب، در رونق بخشیدن به فعالیت های قرآنی در کشور اشاره فرمودید؛ به صورت مبسوط تر از این نقش بفرمایید., در صحبت هایتان به گوشه هایی از نقش رهبر معظم انقلاب، در رونق بخشیدن به فعالیت های قرآنی در کشور اشاره فرمودید؛ به صورت مبسوط تر از این نقش بفرمایید.,اگر بنده حافظ کل قرآن شدم، قطعا التفات این بزرگوار بوده که با در آغوش گرفتن من از من خواست تا دیدار بعدیمان به وقت حفظ کل قرآن باشد و این انگیزشی بزرگ برای من بود. ما به عناوینی زیاد خدمت مقام معظم رهبری می رسیم. در یکی از این دیدار ها نزد ایشان دستمال خوشرنگی دیدم، دو ماه از آنقضیه گذشت و دیدار خصوصی دیگری مقرر شد، بعد از ارائه برنامه توسط ما بنده به زبان آذری از ایشان آن دستمال را خواستم. ایشان فرمودند اکنون دستمال همراهم نیست اما قول دادند برای دیدار بعدی چیزی برایم کنار بگذارند. بنده به ایشان گفتم چیزی از شما طلب می کنم که خودتان از آن استفاده می کنید. از بیت خارج شده بودیم، دیدم دو نفر از دوستان پاسدار به دنبالمان می دوند این دو عزیز دست بنده را گرفتند و رفتیم. در داخل، آیت الله گلپایگانی رئیس دفتر حضرت آقا به سمت من آمدند و از من پرسیدند که آیا چیزی از حضرت آقا طلب کرده ام؟ بنده گفتم دستمالی درخواست کرده بودم که اگر بی ادبی شده ببخشید و دیگر نمی خواهم! به من گفتند منتظر باشم. من را به اتاقی هدایت کردند؛ دیدم حضرت آقا با مشتی پر از انگشترهای خوشرنگ وارد شدند و به من گفتند تمام این انگشترها مال خود من است هر کدام را می خواهی بردار. با خوشحالی تمام یک انگشتر فیرزه از ایشان گرفتم و هنوز نیز آن را به همراه دارم.
,,

, ,
سال قبل نامه ای از شما خطاب به حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان منتشر شد؛ لحن آن نامه به گونه ای بود که موجب آزرده شدن بسیاری از دوستان قرآنی شما شد که با واکنش هایی هم همراه شد. در خصوص آن نامه و حواشی اش توضیح بفرمایید.
, سال قبل نامه ای از شما خطاب به حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان منتشر شد؛ لحن آن نامه به گونه ای بود که موجب آزرده شدن بسیاری از دوستان قرآنی شما شد که با واکنش هایی هم همراه شد. در خصوص آن نامه و حواشی اش توضیح بفرمایید., سال قبل نامه ای از شما خطاب به حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان منتشر شد؛ لحن آن نامه به گونه ای بود که موجب آزرده شدن بسیاری از دوستان قرآنی شما شد که با واکنش هایی هم همراه شد. در خصوص آن نامه و حواشی اش توضیح بفرمایید.,جامعه قرآنی خطوط قرمزی دارد؛ هر کسی که منتسب به جامعه قرآنی است باید فاکتورهایی داشته باشد. با این وجود که خواندن قرآن مهری بر دهن نیست که قرآن خوان چیزی نگوید؛ کسی که قرآنی است بنا به نص صریح قرآن باید حقیقت را بگوید. من نیز در این شهر شناخته شده ام و مفتخرم که تمامی گروه های سیاسی نیز در محفل هایشان از من دعوت کرده اند تا در مراسماتشان قرآن تلاوت کنم. این نقطه قوت من است که نمایندگان اکثر گروه هایی که در زیر پرچم جمهوری اسلامی سینه می زنند، در دفتر خاطرات من یادداشتی به یادگار دارند و من به عنوان یک فرد قرآنی خودم را در گیر و دار مسائل خرد سیاسی نکرده ام و این را برای خودم مایه افتخار می دانم. من در جریان سفر چهار نامزد انتخابات سال هشتاد و هشت به تبریز قاری قرآن برنامه انتخاباتی هر چهار نامزد بودم. البته بعد از انتخابات برخی کاندیداها اشتباهاتی کردند که باید تاوان نیز پس دهند.
,یادداشت سال پیش هم قبل از مسائل زمان انتشار تنظیم شده بود. قبل از توضیح یادداشت، این را بگویم که اولین نشریه ای که با من مصاحبه کرده کیهان بود. علاقه خاصی به آن مجموعه نیز دارم. یادداشت قبل از آن ماجراها تنظیم شده بود تا اینکه در روز دانشجو برنامه ای در دانشگاه شریف بود بنده نیز در روحیات خودم حس کردم که اگر من به مقام معظم رهبری منتسب هستم، اگر من چنین عنوانی داشته باشم باید یک سری از خطوط قرمز را رعایت کنم؛ این ها را مکتوب کردم. بعد از انتشار آن نامه عده ای که از من انتقاد کردند، حرف اول و آخرشان این بود که وقتی فردی منتسب به قرآن است باید در چهارچوب قرآن حرکت کند که استدلال به جایی بود. تبریز بیدار همان مقطع هم نامه من و هم پاسخ جمعی از اهالی قرآن تبریز را منتشر کرد در پاسخ به نوشته من؛ بدون حب و بغض. نظرات هم زیر آن مطلب منتشر شد. یک هفته بعد از انتشار آن نامه، شورای عالی قرآن من را احضار کرده و تذکراتی به من داد؛ من نامه دوم را یک هفته بعد نگارش کردم. متاسفانه نامه دوم اصلا بازتابی در رسانه ها نداشت و من نیز از این مساله ناراحت شدم.
,در مورد شخص آقای شریعتمداری ارادت من به ایشان به جهت زحمات بسیارشان در طول سال های مبارزه و سال های بعد از پیروزی انقلاب خیلی زیاد است. وقتی فردی مستقیما منتسب به مقام معظم رهبری است معلوم است که جایگاهش در انقلاب والاست. بنده نیز صرفا به خاطر دلسوزی نامه را نوشتم؛ انتظار داشتم طوری نباشد که یک دانشجو به خودش اجازه بدهد آن فرد منتسب را هو کند؛ دانشجویی که فقط سوار موج است. آن نامه بازخوردهایی داشت که دلسوزانه بودند؛ چه از سوی حامیان و چه از سوی منتقدین؛ من از این بابت لذت بردم. در شورای عالی قرآن هم من گفتم اگر اهانتی از سوی من بوده و اگر باعث ناراحتی طیف عزیران قرآنی شده ام، ناگزیرم دل افراد را به دست آورم؛ اگر اتفاقی افتاده از سر حب و بغض یا کینه و عداوت نبوده و دوباره از همین تریبون می گویم اگر دوستانی را با آن نامه آزرده ام، عذر خواهی کرده و می گویم که من هیچگونه وابستگی جناحی و تفکر سیاسی نداشته و ندارم. پس از آن نامه، با شخص آقای شریعتمداری ارتباط گرفته ام و حتی دیداری نیز داشتم. با صراحت تمام می گویم اگر الآن به یکسال قبل برگردم، آن نامه را نمی نویسم.
, با صراحت تمام می گویم اگر الآن به یکسال قبل برگردم، آن نامه را نمی نویسم.,,

, ,
مسیر گفت و گو را به بحث نخست برمی گردانم؛ فعالیت های قرآنی تبریز از یک دوران طلایی در دهه هفتاد به یک رکود در دهه هشتاد و به خصوص اوایل آن رسید. چه عواملی را در این رکود مسبب می دانید؟
, مسیر گفت و گو را به بحث نخست برمی گردانم؛ فعالیت های قرآنی تبریز از یک دوران طلایی در دهه هفتاد به یک رکود در دهه هشتاد و به خصوص اوایل آن رسید. چه عواملی را در این رکود مسبب می دانید؟, مسیر گفت و گو را به بحث نخست برمی گردانم؛ فعالیت های قرآنی تبریز از یک دوران طلایی در دهه هفتاد به یک رکود در دهه هشتاد و به خصوص اوایل آن رسید. چه عواملی را در این رکود مسبب می دانید؟,اولا در حوزه قرآن وحدت کلام فعالین جامعه قرآنی تبریز کاهش یافته است و هم صدایی جای خود را به تک صدایی و چند صدایی داده است. فرض کنید من شخصا از طریق جامعه القرآن والعتره میگویم که در فاز آموزش رساله دارم و برای خودم مجتهد هستم، ولی موسسه ایکس آن را قبول نمی کند؛ وحدت ظاهری داریم اما باطنی نداریم. برای مثال مسابقات بین المللی دانشجویان مسلمان جهان سال گذشته در تبریز برگزار شد؛ در اختتامیه مسابقات، همه واحدهای شهرداری کار خود را تعطیل کرده و پرسنل را جهت پر نشان دادن سالن به آنجا آورد. برای شهری که به عنوان قطب فعالیت های قرآنی کشور مطرح است، آفت است این. برای ثبت نام کلاس زبان در نوبت چند ماهه نام نویسی می کنیم، اما کلاس های قرآن ما خالی است؛ علت مشخص است؛ باید به ثبت نام کنندگان کلاس ها که معمولا از قشر مستضعف اند یارانه ای بدهیم تا جذب کنیم. افرادی هستند که برای تهیه بیست هزار تومان شهریه کلاس قرآن مشکل دارند.
,عامل دیگر موسسات پرشماری هستند که در حیطه قرآن در تبریز فعالیت می کنند؛ این مساله هم مزیت است و هم عیب دارد. برکاتش این است که هر مجموعه حرکت خاص خود را دارد و می تواند سلایق مختلفی را با خود همراه کند. ولی آفت لیت اعدد در این است که هر شخص با دید خود به قضیه نگاه کرده و آنگونه که می خواهد پیش میرود. زاییده این نگاه چندگانه افت کیفیت مسابقات کشوری است. اتحاد و همدلی رنگ عوض کرده و سست شده است. در همان نامه معروف جمعی از قاریان قرآن تبریز خطاب به بنده، آرزو کردم که ای کاش جلسه ای برای بحث در این مورد برگزار می شد تا هم بنده این جمعی از قاریان را می شناختم و هم بازخوردشان را دریافت می کردم.این فقدان وحدت و صمیمیت باعث به وجود آمدن سوء تفاهم هایی نیز شد. محمد صادق زارعان برادر و استاد من است؛ متاسفم این را بگویم که این تشطط کار را به جایی رسانده که عده ای در این شهر قصد دارند بین من و حاج صادق زارعان ایجاد انشعاب کنند؛ در صورتی که این مساله نیست و قص علی هذا.
,در مقطعی استادی از تهران دعوت کردیم ولی افرادی می گفتند که نشستن در این جلسه برازنده ما نیست! در مشهد و تهران به این صورت نیست اما شهر ما چرا. و این راهم بگویم پتانسیلی که در تبریز هست در هیچ جای کشور نیست. این پتانسیل باید درست هدایت شود.
,,
گویا دوره ترتیل قرآن کریم را آغاز کرده اید؟
, گویا دوره ترتیل قرآن کریم را آغاز کرده اید؟, گویا دوره ترتیل قرآن کریم را آغاز کرده اید؟,به لطف خدا دارالقرآن کشور ماموریتی به ما محول کرد که دو هفته است شروع شده و دو جز نیز قرائت کرده ام و به لطف خدا در آخر تابستان آماده ارائه می شود تا تحفه ای ناچیز از سوی من باشد و این نقطه شروعی برای من است و اسم و رسم و عنوانی هم ندارد و اثری قرآنی است. بعد از حاشیه هایی که برایم به وجود آمد، دست نگه داشته بودم اما برخی از دوستان محبت کردند و راهنمایی های ایشان قوت قلبی برای من بود.
,,
از زندگی شخصی تان هم بفرمایید. پدر هستید؟
, از زندگی شخصی تان هم بفرمایید. پدر هستید؟, از زندگی شخصی تان هم بفرمایید. پدر هستید؟,بنده متاهل هستم و طاهای سه و نیم ساله ام نیز انشالله وقف قرآن خواهد شد.
,,
و سخن آخر؟
, و سخن آخر؟, و سخن آخر؟,در آخر کلام بار دیگر بههمه دوستان و عزیزانی که نامه سال گذشته من سبب کدورت قلبی شان شد اعلام می کنم اراده کردم تا این تیرگی ها صیقل یابد. اگر این صیقل یافتن مستلزم دلجویی من است از این رسانه استفاده کرده و ازآنها دلجویی کرده و عذرخواهی می کنم. حنجره و جان من وقف قرآن است و حزب قرآن.
]
ارسال دیدگاه