یادداشت؛
حاشیه نشینی و پدیده وندالیسم
وندالیسم در اکثر مناطق شهری گسترش پیدا کرده است. این پدیده در مناطقی که شهرنشینی رو به توسعه، ناهمگونی در بافت فرهنگی زیاد، مهاجرت و نرخ رشد جمعیت بالا دگرگونی در نظام ارزشی زیاد است، به وفور یافت می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ زیتون در یادداشتی به قلم امیررضا اسعدی نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون ,سرعت سرسام آور شهرنشینی و ظهور الگوی غالب شهرنشینی در کشور، باعث شد بخش عمده ای از فضای شهری و مناطق مسکونی را مناطقی با نام حاشیه یا سکونتگاه های غیررسمی به خود اختصاص دهند. حاشیه نشینی جهت نمایاندن خود نیاز به دهک یا طبقه برای دسته بندی ندارد. حاشیه و حاشیه نشینی در یک شهر کاملا ملموس است. بنا بر آمار غیررسمی گاها ادعا می شود که حاشیه نشینی یک سوم تا یک چهارم جمعیت شهری کشور را به خود اختصاص داده است. و شهر تبریز نیز از این حیث استثنا نیست و حتی می توان ادعا کرد وضعیت به مراتب نامطلوبی نسبت به میانگین کشوری دارد.
,تسلط الگوی توسعه شهرگرا که مبتنی بر پارادایم نوسازی بود همراه با ورود صنعت، اصلاحات اجتماعی و نیز اصلاحات اراضی در جامعه روستایی، تزریق عایدات نفتی به شهرها، وقوع انقلاب و جنگ به همراه چندین علت دیگر موجب شد بخش عظیمی از جمعیت و نیروی کار روستایی به شهرها مهاجرت کنند. میتوان گفت حاشیه نشینی طی سالیان گذشته به موازی شهر نشینی رشد کرده است. و امروزه به خاطر اینکه سالیان متمادی برای این پدیده و عواقب ناشی از آن توجهی نشده بود. بستر حاشیه نشینی گسترده تر و مشکلات ناشی از آن نیز انبوه تر شده است. جالب آنکه حاشیه نشینی اکثرا در قطبهای پررونق کشور چون تهران، مشهد، اصفهان و تبریز ... خود را نشان می دهد؛ حال آنکه حاشیه نشینی فقط مختص کشورهای جهان سوم نیست. حاشیه نشینی در شهرهایی چون کلکته، دهلی نو، آنکارا، مانیل، کاراکاس، قاهره و کراچی نیز خود را به شکلی گسترده نشان می دهد.
,براساس آمارهای موجود در سال 2005 میلادی یک ششم جمعیت جهان و 50 درصد جمعیت شهری کشورهای در حال توسعه؛ در مناطق حاشیه ای و بدون برخورداری از تسهیلات و امکانات کافی شهری زندگی می کنند. پس حاشیه نشینی مشکلی فقط مختص ما یا چندین کشور به خصوص نیست. حاشیه نشینی مشکل و مسئله ای برای جهان ماست. سازمان ملل از سال 1997 میلادی برنامه پایش جهانی شهری را برای مشخص نمودن کلیدی ترین مسائل شهری جهان را با تمرکز جدی بر اهداف قرن حاضر که تامین سرپناه مناسب برای حاشیه نشینان از جمله این اهداف است، پدید آورده است. برای شهر تبریز نیز در وضعیت کنونی، پدیده حاشیه نشینی یا اسکان غیررسمی یکی از مهم ترین مسایل شهری محسوب میشود که با خود پیامدهای مخرب و زیان باری را نیز در پی دارد. در مناطق حاشیه ای با مسائل و مشکلاتی از قبیل کوچه های تنگ و نامنظم، خانه های مسکونی با مصالح بی دوام و متراژ پایین، تراکم بسیار شدید جمعیت، نبود امکانات رفاهی، معضلات زیست محیطی، امکانات سطح پایین آموزشی و به تبع آن سطح پایین سواد و آگاهی، توسعه فرهنکی، اجتماعی و .... وجود دارد. که پیامدها و عوارض موارد ذکر شده متوجه کل شهر تبریز است. ولی بی شک حاشیه نشین بیشتر در معرض آسیب و زیان است؛ سیل، طوفان و زلزله و... بیشترین آسیب را متوجه حاشیه نشینان می کند. و همین نمودها و ماحصل ها تهدیدی جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری تلقی شده و به گرفتن تصمیم های ویژه برای سامان دهی وضعیت کنونی و جلوگیری از گسترش آن در آینده نیاز دارد.
,حاشیه نشینی نیز مانند هر پدیده اجتماعی- شهری دیگری از زوایای مختلف مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است: بر اساس نظریه "تله محرومیت"، چمبرز از پنج خوشه نامساعد نام می برد که با یکدیگر در ارتباط بوده و در عین حال تقویت کننده یکدیگر نیز هستند و به سان زنجیر به دست و پای افراد فقیر تنیده شده اند: فقر (با معرف هایی همچون نداشتن دارایی، سرپناه ساخته شده از مصالح غیر استاندارد، بهره وری پایین، ساعات کار زیاد و کار کودکان و ...)
,ضعف جسمانی ، محرومیت و آسیب پذیری
,
انزوای خانوار (بی اطلاعی و عدم آگاهی خانوار نسبت به دنیای خارج، عدم آگاهی از حواداث و اتفاقات و ... )
بی قدرتی خانوار (عدم شناخت قانون، عدم آگاهی حقوقی و تاتوانی در دسترسی داشتن به کمک های دولتی و ... )
حاشیه نشینی یک شیوه زندگانی است. در واقع حاشیه نشینی خرده فرهنگی با مجموعه ای از ارزش ها و هنجارهاست که متعلق به یک محدوده جغرافیایی از شهر است که ضعف ها و نقص های ملموس خود را دارد. شهری شدن سریع و شتابان مایه تشدید اصطکاک های اجتماعی و شخصی و مانع همسازی آرام مهاجران روستایی با فرهنگ شهری شده است.
,
,
وضعیت بهداشتی محلات حاشیه نشین
,یکی از مسائل و مشکلات مناطق حاشیه نشین تبریز نامناسب بودن وضعیت بهداشت است. محلات حاشیه نشین از لحاظ بهداشت محیطی و فردی با مشکل مواجه هستند. که امکان مبتلا به بیماری های عفونی و واگیردار در این محلات بیشتر است. در بحث بهداشت محیط نیز اکثرا وضعیت فاضلاب ها نابسامان (بذئن سرپوش و غیراستاندارد) است.
,مسکن نامناسب
,برای مناطق حاشیه نشین مسکن یک اولویت واقعی و ضروری است؛ زمین های ارزان که بتوان در آن چهار دیواری بنا کرد عبارتند از: مسیل ها، زیر کابل های فشار قوی و مکان هایی که از لحاظ محیط زیست فاقد شرایط لازم است. حجم اندک سکونتی، تراکم بالای خانواده به همراه ساخت و سازهای غیرقانونی از ویژگی های سکونتگاه های حاشیه ای است.
,ناپایداری شغلی و زندگی حاشیه نشینان
,اکثر حاشیه نشینان دارای شغلهای خدماتی و ساختمانی مانند عملگی، کارگری ساده، رفتگری و دست فروشی هستند. مشاغل کاذب و غیر تولیدی نظیر سیگار فروشی در میداین و چهارراه ها، دست فروشی، دلالی و ... هستند. یکی از مشاغلی که در مناطق حاشیه نشین رونق دارد ایجاد مغازه های بقالی در کنار خانه هاست.
,حاشیه نشینی و پدیده وندالیسم
,به علت گستردگی مفهوم پدیده وندالیسم از دو زاویه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا به عنوان یک پدیده اجتماعی و بزهکاری در جامعه و سپس به عنوان یکی از عوامل تاثیرگذار در مبلمان شهری. از زاویه اول می توان گفت وندالیسم در اکثر مناطق شهری گسترش پیدا کرده است. این پدیده در مناطقی که شهرنشینی رو به توسعه، ناهمگونی در بافت فرهنگی زیاد، مهاجرت و نرخ رشد جمعیت بالا دگرگونی در نظام ارزشی زیاد است، به وفور یافت می شود. از زاویه دیگر وندالیسم یکی از اصلی ترین عوامل موثر در طراحی شهری پایدار، بویژه در حیطه مبلمان و عناصر شهری است. وندالیسم در مناطق حاشیه نشین شهر عمدتا به صورت شکستن لامپ خیابان ها و پارک ها، تخریب کیوسک تلفن، شکستن درختان پارک ها و از بین بردن چمن پارک ها، تخریب لوازم تفریحی پارک و اموال اماکن عمومی، پاره کردن صندلی اتوبوسهای شهری، شعارنویسی روی در و دیوار (به ویژه در مدارس)، از بین بردن مراتع و فضای سبز اطراف و ... نمود پیدا می کند.
,به طور کلی حاشیه نشینان به عنوان درصد مهمی از جمعیت شهر تبریز با مشکلات اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی عدیده ای روبرو هستند. وضعیت مسکن، بهداشت و درمانف انواع آسیب های اجتماعی نظیر: اعتیاد، قمار و دزدی و ... از جمله این مشکلات هستند. تبریز به عنوان یک کلان شهر با مسئله حاشیه نشینی سالهاست که روبروست؛ هر آنچه که در حوزه تئوریک درباره پدیده حاشیه نشینی بیان شده است در شهر ما خود را به عینه نشان داده است. سیاست هایی در برابر حاشیه نشینی موفق خواهند شد که برخوردی منطقی و ریشه ای توام با برنامه ریزی با این مسئله داشته باشند. استفاده از الگوهای مشارکت و آموزش در مناطق حاشیه نشین، با توجه به تجربه ی سایر کشورها نظیر هند بسیار موفق و رهگشا هستند. به دلیل ضعف بنیه مالی حاشیه نشینان سازمان های مربوطه باید هزینه خدمات شهری را کاهش دهند.
,مهاجرت فی النفسه نکوهش شدنی نیست و روندی طبیعی در طول تاریخ بشر بوده است، بنابراین آنچه مهم است ترکیب مهاجران، نرخ مهاجرت و سرنوشت مهاجران در مقصد و پیامدهای آن در مبدا است. اولین نسل از حاشیه نشینان تبریز بیشتر مهاجران به این شهر بودند ولی به دلیل تجربه تولد یا رشد در محیط شهری جدید و شهروند دانستن خود، نسل دوم یا سوم حاشیه نشینان با نسل های پیشین خود تفاوتهای بسیار دارندو باید به صورت دیگری با آنان برخورد و مدیریت شود.
]
ارسال دیدگاه