رزمنده هشت سال دفاع مقدس:
نیروهای دموکرات اسلحه اشان را زمین گذاشتند و فرار کردند
رزمنده هشت سال دفاع مقدس درقباره درگیری رزمندگان سپاه اسلام با گروهک دموکرات گفت: نیروهای ضد انقلاب با وجود اینکه بر ما مسلط بودند و می توانستند به راحتی ما را هدف قرار دهند، اما فرار را بر قرار ترجیح دادند و با داد تلفات اسلحه اشان را زمین گذاشتند و به طرف بلندی های اطراف متواری شدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس درگیری رزمندگان سپاه اسلام با گروهک دموکرات در یکی از روستاهای اطراف چهل چشمه را این گونه بازگو می کند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
یک روز به اتفاق یک تیم از نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دیواندره به طرف روستای بِست در نزدیکی ارتفاعات چهل چشمه برای انجام مأموریت گشت زنی حرکت کردیم. من و یکی از دوستانم به همراه بی سیم چی از جلو حرکت می کردیم و باقی تیم نیز پشت سر ما حرکت می کردند.
,,
چند ساعتی از گشت زنی ما در منطقه سپری شده بود و آرام آرام هوا داشت تاریک می شد. به نزدیکی روستا رسیده بودیم که متوجه یک جوان شدیم که به طرف باغ های اطراف روستا حرکت می کرد. آرام کنار درختی نشستیم تا اینکه جوان به ما نزدیک شد.
,,
همین که از جایم بلند شدم، آن جوان من را شناخت و گفت: « اینجا چه می کنید؟ داخل روستا پر است از نیروهای ضدانقلاب. نیروهای ضد انقلاب تمام روستا را قُرُق کرده اند و دور تا دور روستا تیربار کرا گذاشته اند».
,,
من آن جوان را می شناختم؛ هر وقت به اتفاق نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد برای گشت زنی به منطقه اعزام می شدیم، پدر همین جوان ما را برای استراحت و خوردن یک لقمه نان و چای به خانه اش دعوت می کرد. این خانواده بدون هیچ چشم داشتی با نیروهای سازمان پیشمرگان مسلمان کرد همکاری می کردند.
,,
سریع از طریق بی سیم به نیروهایی که پشت سر ما در حرکت بودند، خبر دادم. مسئول تیم گفت: تا نزدیکی روستا پیشروی کنید و بدون اینکه دست به اقدامی بزنید، اوضاع روستا را زیر نظر بگیرید تا ما هم برسیم.
,,
به همراه جوان تا نزدیکی روستا حرکت کردیم و در یک نقطه امن منتظر آمدن دوستانمان ماندیم. بعد از بیست دقیقه تیم اصلی هم از راه رسید؛ چشم و گوشمان را تیز کرده بودیم تا شاید صدایی و حرکتی از نیروهای ضد انقلاب ببینیم، اما خبری نبود. مسئول تیم گفت: شاید این جوان همین طوری حرف زده و هیچ خبری از حضور نیروهای ضدانقلاب در روستا نیست.
,,
من که به جوان و خانواده اش اعتماد داشتم، گفتم: نه! من این جوان را می شناسم، او قصد شوخی و سر به سر گذاشتن ما را ندارد. ولی از طرف دیگر هر چه نگاه می کردیم خبری از حضور 150 نیروی دموکرات در روستا نبود؛ اما نمی توانستیم بی گدار به آب بزنیم و وارد روستا شویم.
,,
من تصمیم گرفتم به همراه بی سیم چی خودم را به بالای یکی از ارتفاعات مسلط به روستا برسانم؛ به همین خاطر از داخل یک آبراهه به طرف بلندی حرکت کردیم. کمی مانده بود به بالای بلندی برسیم که هدف گلوله نیروهای ضدانقلاب قرار گرفتیم، به گونه ای که حتی یک تیر به شال و کلاهی که روی سرم برخورد کرد و کلاهم روی زمین افتاد. به هر سختی بود خودمان را به بالای بلندی رساندیم.
,,
نیروهای دموکرات حدود ده تیربارچی را در نقاط مختلف روستا کار گذاشته بودند تا در صورت کوچکترین درگیری بتوانند رزمندگان سپاه اسلام را هدف قرار دهند. من بعد از اینکه به بالای بلندی رسیدم، از طرف دیگر پایین رفتم تا بتوانم با دور زدن ارتفاعات خودم را به نیروهای خودی برسانم. به دلیل نوع پشش منطقه که انبوهی از درختان، کوه ها و صخره ها، چشمه های جوشان و دره های عمیق بود به هرسختی که بودم توانستم نزدیک صبح خودم را به محل اول برسانم.
,,
صبح زود نیروهای گردان شهید جمیل شهسواری وارد روستا شدند و با نیروهای ضدانقلاب درگیر شدیم. نیروهای ضد انقلاب با دادن تلفات سنگین از محل متواری شدند و مقدار زیادی از سلاح و مهمات اشان را در روستا جا گذاشتند.
,,
در این عملیات 6 تن از بهترین جوانان این آب و خاک مظلومانه به شهادت رسیدند تا امنیت در منطقه برقرار شود. نیروهای ضد انقلاب با وجود اینکه بر ما مسلط بودند و می توانستند به راحتی ما را هدف قرار دهند، اما فرار را بر قرار ترجیح دادند و با داد تلفات اسلحه اشان را زمین گذاشتند و به طرف بلندی های اطراف متواری شدند.
,,
بعد از پاکسازی روستا، به محلی که شب گذشته خودم را از طریق آن به بالای بلندی رسانده بودم رفتم. شال و کلاهم همان جا کنار یک قطعه سنگ افتاده بود. وقتی کلاهم را دست گرفتم، متوجه سوراخی در کلاه شدم. در واقع تک تیرانداز نیروهای ضد انقلاب سرم را هدف قرار داده بود و بر اثر برخورد تیر کلاهم سوراخ شده بود.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه