تجمل‌گرایان فساد می‌آورند؛

چرا باید به سرمایه‌داران رأی ندهیم؟

چرا باید به سرمایه‌داران رأی ندهیم؟
مسئولی که اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و اسراف سوق خواهد داد و مردم به جای کار و تلاش برای پیشرفت در فکر زندگی شاهانه عاری از کار و زحمت خواهند بود که این روحیه بر خلاف ایمان، بندگی، رشد و توسعه واقعی است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، رهبری معظم انقلاب شاخصه‌های بسیاری را برای انتخاب کاندیدای اصلح بیان نموده‌اند که اشرافیگری و تجمل طلبی همه آن صلاحیت‌ها را یک‌جا بر باد می‌دهد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

مسأله انتخابات، مسأله سپردن سرنوشت بخش عمده امکانات کشور به یک نفر و یک مجموعه است و سرنوشت مسائل اقتصادى، مسائل فرهنگى، روابط خارجى و مسائل گوناگون دیگر تا حدود زیادى به این قضیه وابسته است. به خاطر اهمیت قضیه انتخابات، رهبری نظام اسلامی اینگونه می‌فرمایند: «بهترین کیست؟ من نسبت به شخص، هیچ‏گونه نظرى ابراز نمی‏کنم؛ اما شاخصهائى وجود دارد. بهترین، آن کسى است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمى باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیگرى خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگرى و تجمل ‏پرستى است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگرى باشد، مردم را به سمت اشرافیگرى و به سمت اسراف سوق خواهد داد.» (بیانات مقام معظم رهبری در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادى سنندج‌ - 22/2/88 )

,

معظم له معیارهای بسیار دیگری را نیز بیان نموده‌اند اما "اشرافیگری و تجمل طلبی" خصیصه‌ای است که به صورت عیان و آشکار بر همگان مشهود است و قابل تفسیر و تاویل نیست و نیاز به داشتن علم و سواد و موقعیت خاص اجتماعی مذهبی یا سیاسی ندارد.

,

ایشان شاخصه‌هایی مانند تقوا، تدبیر، دردشناسی محرومان، صمیمیت و یگانگی با مردم، دوری از فساد، پایبندی به اسلام، عدالت ورزی، پاسداری ازمنافع ملی، مرزبندی شفاف با دشمن، اخلاص، امانتداری و بصیرت را متذکر گردیده‌اند.

,

اما با تاملی کوتاه پی می‌بریم که وجود اشرافیگری و منش سرمایه دارانه در صاحبان این منش و روش، آنها را در همه معیارهای مذکور مردود می‌کند. کسی که خوی اشرافیگری دارد چگونه می‌تواند تقوای الهی را رعایت کند و درد محرومان را درک و بتواند با مردمی که اکثریت آن‌ها طبقه ضعیف یا متوسط اقتصادی هستند، صمیمی و همدل باشد؟

,

چگونه کسی که غرق در رفاه مادی است و عادت به این سبک زندگی نموده است می‌تواند منافع ملی را به منافع شخصی و گروهی و جناحی ترجیح دهد و با دشمن مرز شفاف داشته باشد؟  آیا به راستی می‌توان جان و مال و دین مردم را دست کسی سپرد که لجام نفسش را در میدان خور و خواب و خشم و شهوت رها کرده است.

,

مگر روحیه راحت طلبی می‌گذارد روحیه مخالفت و مبارزه با دزدان و راهزنان داخلی و مستکبران و گردن کشان خارجی خودش را نمایان کند؟ یک اندیشه رفاه گرا و راحت طلب چگونه می‌‌تواند سیستم اقتصادی کشور را از مصرف گرایی دور کرده و به سمت و سوی تولید حرکت دهد؟

,

پس ساده زیستی و تجمل گرا نبودن شاخصه‌ای است که حد فاصل صالح بودن و ناصالح بودن برای این امر خطیر است و انسان‌هایی که درد محرومیت را می‌فهمند و خود از طبقه متوسط جامعه هستند در کنار مدیریت و تدبیر می‌‌توانند قانون اساسی این کشور را به اجرا درآورند، چون روح این قانون مبتنی بر حمایت از طبقه مستضعف و متوسط جامعه در ضمن گرامیداشت صاحبان سرمایه می‌‌باشد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه