یادداشت/
یا مهدی(عج) تو منتظر مایی و ما منتظر تو... کی قرار است بیایی؟
نویسنده اسدآبادی در یادداشتی برای امام زمان(عج) نوشت: یا مهدی جان تو منتظر مایی و ما منتظر تو... کی قراراست که بفهمیم ما جلو راه آمدنت را گرفتیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ّبه نقل از آوای سیدجمال؛ فردا درراه است؛ تاریکی رنگ کشیده روی صفحه دنیا و ظلمت دارد، بیداد میکند. اینهمه تجاوز٬ ظلم٬ غارت٬ کودک کشی٬ تهمت و غیبت و افترا و...؛ بهراستی خود تاریخ هم اینهمه ظلم را یکجا ندیده.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آوای سیدجمال, ؛,شاید روزی روشن درراه است روزی که خورشید نورانیت آخرین ذخیرهی هستی میخواهد سر به طلوع بگذارد و روشنی شعلههای وجودش٬ ریشهی ظلم و تجاوز و بیدینی را بسوزاند.
ای آخرین یوسف کجای این دنیا منتظری که ما سر بر قبلهی انسانیت بگذاریم و بشویم همان ۳۱۳ نفری که میخواهی؛
تو منتظر مایی و ما منتظر تو... کی قراراست که بفهمیم ما جلو راه آمدنت را گرفتیم.
میگویند تو جمعه میآیی؛ دیگر شمارش جمعههایی را که آمدنت را کشیدم و نیامدی از دستم درآمده.
امروز شوق عجیبی داشتم که روز میلادت شده هم ترازوی روز آمدنت گفتم شاید امروز خط به روی انتظارها بکشی و ظهور بنمایی؛ اما... کاش یادمان بیاید که غفلت از ماست.
ای یوسف زمانمان کلبه احزانمان را با آمدنت روشناییبخش چراکه با آمدن تو دیگر نخواهیم شنید کودکی در سوریه زیر تانک تکهتکه شد.
مادری دوباره سیاهپوش شد و پدری زانوی غم بغل کرد. آری انگار بااینهمه تاریکی صبحی درراه است صبحی که باوجود تو ظلمت چیده میشود.
صبحی که اگر ما رسم انسانیت را بپذیریم میتواند آمدنت را به شنبه هم وصل کند و اوان اذان محمد رسولالله را از سرتاسر جهان بشنویم برایمان دعا کن.
میلادت مبارک
یادداشتی ازفاطمه بگزاده
انتهای پیام/
شاید روزی روشن درراه است روزی که خورشید نورانیت آخرین ذخیرهی هستی میخواهد سر به طلوع بگذارد و روشنی شعلههای وجودش٬ ریشهی ظلم و تجاوز و بیدینی را بسوزاند.
ای آخرین یوسف کجای این دنیا منتظری که ما سر بر قبلهی انسانیت بگذاریم و بشویم همان ۳۱۳ نفری که میخواهی؛
تو منتظر مایی و ما منتظر تو... کی قراراست که بفهمیم ما جلو راه آمدنت را گرفتیم.
میگویند تو جمعه میآیی؛ دیگر شمارش جمعههایی را که آمدنت را کشیدم و نیامدی از دستم درآمده.
امروز شوق عجیبی داشتم که روز میلادت شده هم ترازوی روز آمدنت گفتم شاید امروز خط به روی انتظارها بکشی و ظهور بنمایی؛ اما... کاش یادمان بیاید که غفلت از ماست.
ای یوسف زمانمان کلبه احزانمان را با آمدنت روشناییبخش چراکه با آمدن تو دیگر نخواهیم شنید کودکی در سوریه زیر تانک تکهتکه شد.
مادری دوباره سیاهپوش شد و پدری زانوی غم بغل کرد. آری انگار بااینهمه تاریکی صبحی درراه است صبحی که باوجود تو ظلمت چیده میشود.
صبحی که اگر ما رسم انسانیت را بپذیریم میتواند آمدنت را به شنبه هم وصل کند و اوان اذان محمد رسولالله را از سرتاسر جهان بشنویم برایمان دعا کن.
میلادت مبارک
یادداشتی ازفاطمه بگزاده
انتهای پیام/
شاید روزی روشن درراه است روزی که خورشید نورانیت آخرین ذخیرهی هستی میخواهد سر به طلوع بگذارد و روشنی شعلههای وجودش٬ ریشهی ظلم و تجاوز و بیدینی را بسوزاند.
,ای آخرین یوسف کجای این دنیا منتظری که ما سر بر قبلهی انسانیت بگذاریم و بشویم همان ۳۱۳ نفری که میخواهی؛
,تو منتظر مایی و ما منتظر تو... کی قراراست که بفهمیم ما جلو راه آمدنت را گرفتیم.
,میگویند تو جمعه میآیی؛ دیگر شمارش جمعههایی را که آمدنت را کشیدم و نیامدی از دستم درآمده.
,امروز شوق عجیبی داشتم که روز میلادت شده هم ترازوی روز آمدنت گفتم شاید امروز خط به روی انتظارها بکشی و ظهور بنمایی؛ اما... کاش یادمان بیاید که غفلت از ماست.
,ای یوسف زمانمان کلبه احزانمان را با آمدنت روشناییبخش چراکه با آمدن تو دیگر نخواهیم شنید کودکی در سوریه زیر تانک تکهتکه شد.
,مادری دوباره سیاهپوش شد و پدری زانوی غم بغل کرد. آری انگار بااینهمه تاریکی صبحی درراه است صبحی که باوجود تو ظلمت چیده میشود.
,صبحی که اگر ما رسم انسانیت را بپذیریم میتواند آمدنت را به شنبه هم وصل کند و اوان اذان محمد رسولالله را از سرتاسر جهان بشنویم برایمان دعا کن.
,میلادت مبارک
,یادداشتی ازفاطمه بگزاده
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه