عربستان بزرگترین بازنده تحولات غرب آسیا خواهد بود

عربستان بزرگترین بازنده تحولات غرب آسیا خواهد بود
عربستان سعودی بدون توجه به تجربه تشکیل القاعده و فعالیت های آن در دهه های اخیر، دست به تجهیز شبه نظامیان در منطقه غرب آسیا زد، به طمع این که این آتشی است که تنها دامنگیر دیگران خواهد شد، اما حالا آن روی سکه دارد مشخص می شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، با آغاز اعتراضات در کشورهای عربی، تسری این موج به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پیش‌بینی می‌شد. با این حال به دلیل برخورداری اکثر این کشورها از توان مالی بالا، شیوه مقابله آنها با اعتراضات متفاوت از کشورهای غیر رانتیر بود.

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

عربستان از جمله کشورهایی بود که تجمعاتی اعتراض‌آمیز – هرچند محدود – به خود دید. رژیم سعودی با آمیزه‌ای از رشوه و سرکوب، توانست بر خطر گسترش و فراگیری این تجمعات فائق آید. قیام‌های عربی، موضع ایالات متحده در قبال متحدان خاورمیانه‌ای خویش را تغییر داد.سخنرانی اوباما در می ۲۰۱۱، تردید اندکی در مورد جهت‌گیری نوین سیاست آمریکا در غرب آسیا بر جای گذاشت. وی به صراحت از متحدان خود در یمن و بحرین انتقاد کرد، اما مسئله عربستان مسکوت ماند. عدم اشاره به دگرگونی‌های عربستان دو دلیل اساسی داشت: نخست آنکه اعتراضات در این کشور بسیار محدود بود و به سرعت کنترل شد و در میان سایر قیام‌های گسترده عربی و اخبار و تحلیل‌های آنها ناپدید شد. دوم آنکه دگرگونی‌های خاورمیانه، تأثیری بر میزان اهمیت عربستان و نفت آن و جایگاه و سیاست این کشور در بازار جهانی نفت نداشته است. عربستان همچنان برای واشنگتن مهم است و در آینده نیز مهم خواهد بود.

,

اولین اقدام برجسته، مردی در جازان، در جنوب عربستان، دست به خود‌سوی زد. به علاوه دعوت‌هایی برای برگزاری تظاهرات ضد دولتی در صفحه‌های فیسبوک ظاهر شد. اما این دعوت‌ها هیچ‌گاه به برگزاری تظاهرات گسترده نینجامید. اما پس از سقوط مبارک در مصر و آغاز دو قیام بزرگ بحرین و لیبی، عربستانی‌ها با تبلیغات گسترده‌تری دعوت به برگزاری روز خشم در ۱۱ مارس کردند.

,

افزون بر اعلام روز خشم، مجموعه‌ای از فعالان سیاسی در اقدامی بی‌سابقه، تأسیس اولین حزب سیاسی پادشاهی عربستان را اعلام کردند. البته اکثر این افراد بازداشت شدند و جمعه خشم نیز، به رغم محدودیت مشارکت مردمی، با شدت سرکوب شد. روشن بود که سیاست مشت‌آهنین امیر نایف، وزیر کشور عربستان، بر مشی مصالحه و گفت‌وگوی پادشاه غالب آمده بود. البته این امر به معنای بی‌اثر بودن اعتراضات و مطالبات مردمی نبوده است. همچنان که برخی از شاهزادگان سعودی نیز دعوت به پاسخگویی به مطالبات و مهیا ساختن فضا برای گفت‌وگو کردند.

,

افزون بر سرکوب معترضان و کشته و زخمی شدن تعدادی از فعالان در روز خشم ۱۱ مارس، رژیم آل سعود از ابزار دیگری نیز برخوردار بود که رژیم‌های بن‌علی و مبارک از آن برخوردار نبودند: رانت. در واقع رانت نفت هویج سیاست چماق و هویج سعودی‌ها بود. پادشاه بیمار ۸۷ ساله عربستان که پیش از اعتراضات به مدت سه ماه برای درمان در خارج از عربستان به سر می‌برد، با وعده کمک ۳۵ میلیارد دلاری به این کشور بازگشت، کمک‌هایی که شامل ۱۵ درصد افزایش حقوق کارکنان دولت، باز پرداخت بدهی زندانیان بدهکار، کمک مالی به دانشجویان و بیکاران و نیز قول ایجاد نیم میلیون واحد مسکونی با قیمت‌های ترجیحی و افزایش بودجه پلیس مذهبی می‌شد. این اقدامات را می توان اقدامات فوری و کودتاه مدت ملک عبدالله برای جلوگیری از گسترش موج اعتراضات در این کشور دانست.

,

دو تفاوت عمده قیام عربستان با سایر قیام‌ها (به خصوص در مصر و تونس)، مذهبی بودن و نیز مواجهه آن با توانمندی دولت می‌باشد. اگر چه بسیاری از غیرشیعیان نیز در قیام محدود عربستان نقش داشتند، اما در واقع جغرافیای قیام به خوبی گویای آن بود که شیعیان، فعالان اصلی آن هستند. افزون بر این، همچنان که اشاره شد، رژیم سعودی از نظر توان مالی قابل مقایسه با رژیم‌های بن‌علی و مبارک نیست؛ به همین دلیل قابل پیش‌بینی بود که تحولات در عربستان سیر متفاوتی به خود بگیرد.
این دو تفاوت در سطح قیام و نیز مدیریت بحران، تفاوت‌هایی بین عربستان و سایر کشورهای عربی رقم زد. به دلیل محدودیت قیام به مناطق شیعی )به استثنای چند تجمع در ریاض)، دولت با متهم ساختن عوامل خارجی به توطئه و نیز متهم کردن شیعیان سعودی به همکاری با بیگانگان علیه وحدت ملی، به سرکوب قیام دست زد. در واقع سعودی‌ها همواره در رویارویی با اعتراضات و بحران‌های داخلی، با اتخاذ گفتمانی فرقه‌ای، در تلاش بوده‌اند سرکوب معترضان را توجیه کنند. گفتمان فرقه‌ای عربستان در جریان جنگ ایران – عراق، جنگ سعده و نیز بحران‌های اخیر به ویژه در بحرین، شاهدی بر این مدعاست. بنابراین طبیعی بود که سعودی‌ها، با تکیه بر توان مالی و قدرت خرید وفاداری، به سان گذشته با اتخاذ گفتمانی فرقه‌ای دست به سرکوب بزنند. دستگیری شیخ باقر النمر و سرکوب حرکت های اعتراضی مردم در شهرهای مختلف پس از مدتی، ثبات نسبی را به این کشور باز گرداند تا دوباره نگاه حاکمان این کشور از داخل به سمت تحولات منطقه معطوف شود. چند روز پس از روز خشم ۱۱ مارس، نیروهای سعودی و اماراتی برای سرکوب قیام بحرین وارد این کشور شدند و سه هفته پس از آن ابتکار شورای همکاری خلیج فارس برای مهار بحران یمن مطرح شد.

,
,

دخالت های مستقیم مالی و سیاسی عربستان سعودی در سوریه و تحریک مخالفان این کشور به منظور براندازی دولت بشار اسد نقطه پررنگ سیاست های منطقه ای عربستان به حساب می آید. دلارهای نفتی عربستان ماه ها سوریه را در حالت بحران قرار داد و هزاران نفر را به کام مرگ کشید. هزاران آواره و بی خانمان که به کشورهای همسایه مهاجرت کردند و زیر ساخت های کشوری که نابود شد.

,

اما برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اخیر در سوریه و پیروزی قاطع بشار اسد در این انتخابات را می توان نقطه پایانی بر بحران های سال های اخیر در این کشور دانست.هرچند هنوز هم شبه نظامیان با عنوان های داعش، جبهه النصره و ارتش آزاد همچنان در این کشور حضور دارند و دست به اقدامات تروریستی می زنند اما حامیان منطقه ای و فرامنطقه ای این گروه ها هم دانسته اند که بشار اسد ماندنی است و بهتر است راهکار دیگری برای تغییرات در این کشور بیندیشند.

,

طی هفته های گذشته به صورت غیرمنتظره ای شبه نظامیان داعش وارد خاک عراق شدند و با استفاده از خیانت برخی از سران ارتش و مردم بومی برخی از مناطق دست به کشتار گسترده مردم زدند و مدعی به دست گیری کنترل برخی شهرها و مناطق نزدیک به مرز سوریه شدند. از یک سو نمی توان خیانت داخلی برخی چهره ها و مقامات سیاسی و نظامی عراق را در این اتفاق نادیده گرفت و از سوی دیگر حمایت برخی از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی در این تحولات قابل انکار نیست.

,

عربستان سعودی امیدوار است که در قبال هزینه دلارهای نفتی اش در منطقه بتواند دولت های مردمی و قانونی را سرنگون کند و دولت هایی نزدیک به خود بر سر کار آورد، غافل از آن که این دولت ها برآمده از خواست و اراده مردم بوده و مدت هاست که صندوق های رأی حاکمان را بر مسند قدرت می نشاند و از سوی دیگر شدت حرکت های وحشیانه تروریست ها به حدی است که حتی مخالفان دولت ها را نگران می کند و ترجیح می دهند از دولت قانونی کشور شان حمایت کنند تا کشور را به دست شبه نظامیانی بسپارند که جز کشتن و وحشی گری کار دیگری نمی دانند.

,

خاصیت حرکت های تروریستی چنان است که هرچند ابتدا گوش به فرمان حامیان شان هستند و تا زمانی که از دلارهای نفتی شان ارتزاق می کنند، در چارچوب خواست آنان حرکت می کنند اما پس از مدتی که به اندازه کافی ریشه گرفتند و وجه بین المللی کسب کردند دیگر تابع اوامر نخواهند بود. القاعده نمونه بارزی از این دست گروه های تروریستی است.

,

عربستان سعودی بدون توجه به تجربه تشکیل القاعده و فعالیت های آن در دهه های اخیر، دست به تجهیز شبه نظامیان در منطقه غرب آسیا زد، به طمع این که این آتشی است که تنها دامنگیر دیگران خواهد شد، اما حالا آن روی سکه دارد مشخص می شود.

,

اما در روزهای گذشته سران گروه ترویستی داعش اعلام کرده اند که هدف شان رسیدن به حجاز است و حتی حرکت هایی را به سمت مرزهای عربستان داشته اند، منابع خبری از حملات پراکنده اعضای این گروه به پایگاه های مرزی عربستان خبر داده اند.

,

این مقدمه ای است که عربستان بداند که سیلی که در منطقه به راه انداخته دیر یا زود دامنگیر خودش خواهد شد. اگر حرکت های اعتراضی مردم در این کشور را با سرکوب و زندانی کردن رهبران و عده ای را با رانت و خرج کردن دلارهای نفتی کُند کرده است، اما تروریست ها را نمی توان با وعده و وعیدهایی از این دست متوقف کرد.تروریست هایی که اربابان متعددی دارند و هرگاه بخواهند به سمت دیگر حامیان شان متمایل خواهند شد و تعریف دوست و دشمن برای شان به دلار های دریافتی بستگی دارد.

,

به نظر می رسد چالش و بروندادهای حرکت داعش در منطقه می‌تواند تأثیر منفی بر روابط دیرپای واشنگتن – ریاض بگذارد و این امر احتمالات چندی را پیش‌روی چینش و توازن نیروها در غرب آسیا ایجاد خواهد کرد. طبعاً این تضاد استراتژیک بین دو متحد دیرین – به رغم تلاش بسیار دو طرف ـ نمی‌تواند برای مدتی طولانی مخفی باقی بماند.با بروز این اختلافات، آینده روابط واشنگتن ـ ریاض طبعاً متفاوت از گذشته آن خواهد بود. در شرایط فعلی واشنگتن به دنبال منافع خود و متحد منطقه ای اش یعنی رژیم صهیونیستی است و ممکن است در صورتی که بداند حرکت داعش به سمت عربستان، برای موقعیت منطقه ای اسراییل بهتر است تا این که این حرکت سمت و سوی اردن و مرزهای این کشور با فلسطین اشغالی بگیرد، در مقابل تهاجم های پراکنده به مرزهای عربستان سکوت اختیار کند و حتی در معامله ای نانوشته عربستان را قربانی تأمین امنیت رژیم صهیونیستی نماید. به خصوص که در روزهای گذشته تنش بین شهرک نشینان صهیونیست و فلسطینیان نوار غزه شدت گرفته است و بی شک رژیم صهیونیستی نمی خواهد در دو جبهه داخلی و خارجی درگیر باشد.

,

پس بهتر است عربستان سعودی با درنظرگرفتن شرایط موجود در منطقه غرب آسیا هرچه زودتر راهکارهایی برای مدیریت سریع این موضوع پیدا کند، زیرا سونامی ترویست های داعش خودی و غیر خودی نمی شناسد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه