رمضان در جبهه ها به روایت رزمنده آذربایجانی؛

افطاری رزمندگان لشکر عاشورا در جبهه چه بود؟

افطاری رزمندگان لشکر عاشورا در جبهه چه بود؟
غذا نیز در حد 5 آلوچه، دو عدد گوجه فرنگی و یک عدد خیارچنبر می دادند و نان هم نان اسکو بود. به این دلیل نان اسکو می دادند که دور ریز نداشته باشد. در این شرایط فقط ایمان و یقین بود که می توانست به آدم قوت بدهد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از آناج، حاج رحیم صارمی نامی آشنا برای رزمندگان هشت سال دفاع مقدس به خصوص رزمندگان دلیر آذربایجان در لشگر همیشه پیروز 31 عاشورا است. نسل های بعد نیز ایشان را در سنگر تفحص و خاطره گویی دیده و شناخته اند. رزمنده ای که همیشه رسالت گفتن از سال های نه چندان دور دفاع مقدس را برای نسل هایی که سال های جبهه و جنگ را لمس نکرده اند را به عهده گرفته و در این راه نیز خداوند توانی مضاعف در وجود این رزمنده عاشورایی به ودیعه نهاده است.

"عملیات رمضان" چون در ماه مبارک رمضان انجام می شد، رمضان نام گرفت. در آن عملیات هم من در گروه اطلاعات و شناسایی بودم. رزمندگان در شرایط جنگی براساس حکم و فتوای امام (ره) می‌توانستند روزه نگیرند و بعد از آن قضای روزه‌های خود را بجا بیاورند اما باز هم برخی دلشان نمی‌آمد که از این‌ ماه پرفیض و برکت بی‌نصیب بمانند.

البته بچه های اطلاعات عملیات چون در یک مکان مشخص ساکن نبودند و نمی توانستند قصد اقامت کنند و روزه بگیرند.

سوالی که اکثر رزمندگان در بدو ورد به منطقه داشتند این بود که آیا ده روز را در یکجا می مانیم؟ با توجه به شرایط به برخی می گفتم نه و به بعضی می گفتم بله می مانیم. مگر یک نوجوان 15 ساله چقدر توان داشت که در گرمای 60 درجه ی فاو، با زبان روزه و در خط پدآفندی دوام بیاورد؟! ما حتی نمی توانستیم نماز را سرپا بخوانیم.

به ما یخ می دادند که چند دقیقه بیشتر طول نمی کشید که داخل کلمن آب می شد. بچه ها در آن  گرمای طاقت فرسا ی 60 درجه ای روزه می گرفتند و جنگ هم می کردند. بچه های جبهه فقط یک تکیه گاه داشتند که باعث می شد توان پیدا کنند و آن ایمانشان بود.

اگر ایمان در آدمی به وجود بیاید در گرمای 80 درجه هم روزه اش را می گیرد

نانوایی که جلوی تنور با آن گرمای خسته کننده روزه می گیرد در دمای 80 درجه بالای صفر هم می گیرد چون ایمان دارد اما کسی که در زیر سایه کارگری می کند و روزه نمی گیرد ایمان ندارد چون هیچ کجای دین نیامده است که کارگری که در زیر سایه کار می کند روزه نگیرد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, آناج,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

,
, , ,


بچه های جبهه ایمان و یقین داشتند و ایمان چیزی نیست که من بتوانم آن را به شما نشان بدهم. یک نفر نزد شیخ کاشانی آمد و گفت عشق را برای ما معنی کن؛ او خندید. گفتند برای چه می خندی؟ گفت من چگونه به تو بگویم عشق یعنی چه در حالی که تو باید عاشق باشی تا بتوانی معنی عشق را بفهمی.

ما نیز باید شرایط و موقعیت جبهه و فضای آن جا را درک کنیم. گرمای مناطق عملیاتی جنوب به راستی طاقت فرسا بود. یکبار با وارد تانکر آب شدم تا کمی خنک شوم، بعد از خروج از تانکر شاید چند دقیقه هم طول نکشید که تمام لباس هایم خشک شد! با این همه بچه ها روزه می گرفتند. جالب است بدانید غذا نیز در حد 5 آلوچه، دو عدد گوجه فرنگی و یک عدد خیارچنبر می دادند و نان هم نان اسکو بود. به این دلیل نان اسکو می دادند که دور ریز نداشته باشد. در این شرایط فقط ایمان و یقین بود که می توانست به آدم قوت بدهد.

پی نوشت: عملیات رمضان در شب 21 ماه مبارک رمضان و سالروز شهادت امام علی (ع) در ساعت 21 و 30 دقیقه شامگاه 23 تیر 1361 با رمز «یا صاحب الزمان ادرکنی» در منطقه عملیاتی شلمچه در شرق بصره آغاز شد.

,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/


 

,
,
,
,
 
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه