بازخوانی پرونده حقوق بشر(۵)

جنبه سیاسی و ابزارگونه شعار جهان شمولی اعلامیه جهانی حقوق بشر

جنبه سیاسی و ابزارگونه شعار جهان شمولی اعلامیه جهانی حقوق بشر
حقوق بشر آن گونه که در اسناد بین المللی لحاظ گردید و درج شده است، به هیچ وجه کلی نیست بلکه نوعی قرائت خاص از تفکر غربی و مقتضیات کلی ویژه چهارچوب تاریخی، فرهنگی، تمدنی و دینی آن است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، دولت های در حال توسعه با ابتنای بر روند پرشتاب جهانی شدن حقوق بشر و نیز سابقه سیاسی شدن و ابزارمندی حقوق بشر در تعاملات بین المللی و سیاست خارجی، نگران آن هستند که بدون توجه به خاستگاه فرهنگی، بومی دولت ها مورد قضاوت و برخورد سیاسی ومداخله قرار گیرند. آنها بر این نظریه تاکید میکنند که نظام ملل متحد در حوزه نفوذ اراده قدرت های بزرگ گرفتار آمده اند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,

تردیدی نیست که امروزه حقوق بشر در گستره روابط بین الملل جایگاه خاص خود را به دست آورده است، در حالی که در گذشته در عرصه صلاحیت داخلی دولت ها محدود بوده است . در این میان عرصه بین المللی، عرصه بازی بازیگرانی است که هریک در مقام اعمال نفوذ و بهره برداری بیشتر از توانمندیهای خود و ضعف رقبا هستند و از این منظر، استفاده از حقوق بشر به عنوان وسیله ای جهت تحقق اهداف سیاسی در نظام دوقطبی قبل از جنگ سرد عینیت یافته و همواره این تردید وجود داشته که حتی سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر نیز بازتاب دهنده سیاست های بین المللی دولت های بزرگ هستند.

,

امروزه نیز در پرتو جذابیت و اقبال عمومی به مقوله حقوق بشر در سطح بین المللی و همچنین تحولات هنجاری و ساختاری که در این زمینه حادث شده، قدر مسلم این است که در راستای قاعده بازی، ابزارمند بودن قاعده حقوق بشر جهانی مورد توجه همه دولت ها و خصوصا دولت های بزرگ وپیشرفته صنعتی است. لذا یک نارضایتی کلی در سراسر جهان در قبال تفسیر و اجرای حقوق بشر به روش غربی وجود دارد.

,

به عبارت دیگر کشورهای جهان سوم مفاهیمی را با بار فرهنگی معطوف به ارزش های غربی که در پرتو سیاست قدرت، بر کشورهای غیرغربی تحمیل می شود را تهدید تلقی می نمایند. این دولت ها نظر به خاستگاه فرهنگی، مذهبی، اجتماعی خود ارزش های متفاوت از دولت های غربی دارند و ارزش های غربی را نوعی تهاجم تلقی کرده و از آن می هراسند. بر این اساس، با توجه به رویه های جاری بین المللی خصوصا از منظر ضرورت توسعه، دولت های توسعه یافته نباید حقوق بشر را با خاستگاه فرهنگی غربی آن، به عنوان عامل سیاسی برای فشار به دولت های دیگر مورد سوء استفاده قرار دهند.

,

به طور مشخص تر گفته شد که در حالی که حقوق بشر آن گونه که در اسناد بین المللی لحاظ گردید و درج شده است، به هیچ وجه کلی نیست بلکه نوعی قرائت خاص از تفکر غربی و مقتضیات کلی ویژه چهارچوب تاریخی، فرهنگی، تمدنی و دینی آن است. این نوع خاص از حقوق بشر در فرآیند جهانشمولی خود در مناطق مختلف با شرایط کلا متفاوت منجر به پدید آمدن امپریالیسم فرهنگی شده است.

,

به تعبیر دیگر واقعیت گوناگونی مذاهب و ساختار سیاسی و فرهنگی خاص کشورهای مختلف تعیین تعریف واحدی از یک نظام مشخص و منسجم حقوق بشر را که بتواند سنت ها و مذاهب ها و ساختارهای سیاسی و فرهنگی خاص کشورهای مختلف را دربرگیرد بسیار دشوار و شاید غیرممکن نموده است. از این منظر همه حقایق و واقعیت های حیات جمعی، در بستر اجتماعی، فرهنگی و تاریخی خاص به منصه ظهور رسیده است و در پرتو اهداف و مضمون خاص خود تابع سازمان مخصوص به خود هستند در این ارتباط با همه ادعاهای مربوط به جهان شولی حقوق بشر باید با جزم و احتیاط برخورد کرد.

,

جهان شمولی حقوق بشر بیشتر جنبه سیاسی و ابزارگونه دارد و نمی تواند ملک و معیار مناسبی برای سنجش پایبندی دولت ها به رعایت حقوق بشر باشد. زیرا معیارها جانبدارانه و گزینشی عمل می نماید. بنابراین در اینجا دولت های سلطه گر حاکم بر نظام بین الملل با استفاده از فرصت های به دست آمده و نیز ارکان و نهادهای بین المللی و تبلیغات خود از حقوق بشر به عنوان حربه ای برای تحت فشار قرار دادن کشورهای دیگر استفاده مینمایند. به عنوان مثال در دوران جنگ سرد طرفداری از حقوف بشر و بهبود وضعیت آن از سوی دولت های پیشرفته صنعتی ابزاری علیه شوروی تلقی می شده است.

,

برای برخی از کشورهای جهان سوم وقتی واژه بین المللی شدن یا جهانی شدن حقوق بشر مطرح می شود این ترس و نگرانی را ایجاد می نماید که کشورهای غربی می خواهند خط مشی خود را به آنها تحمیل نمایند و آنها بر این نکته تاکید می کنند که حقوق بشر نباید به عامل فشار و ابزار سیاسی علیه دولت های دیگر تبدیل شود اما رفتار دولت ها در صحنه بین المللی نشان میدهد که آنها برای کسب منافع حداکثری و از دور خارج کردن حریف از کلیه تواناییها خود و ضعف رقبا استفاده می کنند. امری که لازمه قاعده بازی برمبنای سیاست قدرت است. از سوی دیگر، در پرتو ارتباطات و آگاهی های حاصله دولت ها در انجام اقدامات و فعالیت های خود عوامل زیادی را مد نظر قرار میدهند و سعی می کنند در راستای پرستیژ بین المللی و حفظ آن، به آنچه مطلوب و خوشایند افکار عمومی است بیشتر توجه نمایند و خود را عامل آن جلوه دهند. موجی که مکن است حتی خود آن را به وجود آورده باشند و فضا سازی کرده باشند. در این نگاه دولت های قدرتمند به تلاش جهت تحمیل مجموعه ای از ارزش ها به دولت های دیگر (عموما دولت های که در چارچوب معیارهای حاکم بر سیاست بین الملل ضعیف تلقی می شوند )متهم می شوند.

,

امروز جو حاکم بر سازمان های بین المللی و سازمان ملل متحد و ارگان های حقوق بشری آن و بحث هایی که در کمیته ها و کمسیون های آن صورت میگیرد به گونه ای است که تصور می شود که مسئله حقوق بشر، ابزار موثرو موجهی در دست برخی از دولت های عضو قرار دارد برای فشار آوردن بر یکدیگر (به خصوص کشورهایی که در تعاملات و مناسبات دوجانبه و چندجانبه خود در عرصه بین المللی دیدگاههای متعارض دارند).

,

در این زمینه ارزیابی حقوق بشر در سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا نشان میدهد که واکنش اتحادیه اروپا به تخلفات شدید از حقوق بشر در روندا، نیجریه، برمه و زئیر و تیمورشرقی حداقلی و بی اثر بوده است و در این زمینه همچنین اتحادیه اروپا با استاندارد های دوگانه و استفاده ابزاری از حقوق بشر در مورد کشتار فلسطینی ها به دست اسرایئل سکوت معناداری پیش گرفته است اما در مورد ایران واکنش شدید و جدی نشان میدهد.

,

__________

,

فاطمه خدری

, فاطمه خدری,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه