جوانی خود را چگونه گذراندید؟
غفلت از قبح گناه مهم ترین دلیل قساوت قلب در جوانی/ قساوت قلب نخستین مانع عقلانیت و خردورزی است
یک کارشناس و مشاور مذهبی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ از مواعظ لقمان حکیم به فرزند خود این بود که فرزند من بدان که فردا که در پیشگاه الهی برای حساب، حاضر می شوی درباره ی چهار چیز از تو می پرسند: جوانیت را در چه راه تمام کردی؟ عمرت را در چه کار فانی نمودی؟ ثروتت را چگونه بدست آوردی؟ و آن را در چه راه صرف کردی؟ آری جوانی نعمتی است که خوب یا بد گذراندن، هدر دادن یا بهره بردن از آن یکی از راه های تشخیص شکر گذاری این نعمت یا خدای نکرده کفران آن است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, از مواعظ لقمان حکیم به فرزند خود این بود که فرزند من بدان که فردا که در پیشگاه الهی برای حساب، حاضر می شوی درباره ی چهار چیز از تو می پرسند: جوانیت را در چه راه تمام کردی؟ عمرت را در چه کار فانی نمودی؟ ثروتت را چگونه بدست آوردی؟ و آن را در چه راه صرف کردی؟ آری جوانی نعمتی است که خوب یا بد گذراندن، هدر دادن یا بهره بردن از آن یکی از راه های تشخیص شکر گذاری این نعمت یا خدای نکرده کفران آن است. , از مواعظ لقمان حکیم به فرزند خود این بود که فرزند من بدان که فردا که در پیشگاه الهی برای حساب، حاضر می شوی درباره ی چهار چیز از تو می پرسند: جوانیت را در چه راه تمام کردی؟ عمرت را در چه کار فانی نمودی؟ ثروتت را چگونه بدست آوردی؟ و آن را در چه راه صرف کردی؟ آری جوانی نعمتی است که خوب یا بد گذراندن، هدر دادن یا بهره بردن از آن یکی از راه های تشخیص شکر گذاری این نعمت یا خدای نکرده کفران آن است. ,جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد.

حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد!
وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.
حکایتی از درک ابهّت گناه
این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار....
وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!.
این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد.

محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟
حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند.
وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست.
انتهای پیام/ غ
جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد.

حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد!
وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.
حکایتی از درک ابهّت گناه
این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار....
وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!.
این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد.

محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟
حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند.
وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست.
انتهای پیام/ غ
جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد.

حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد!
وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.
حکایتی از درک ابهّت گناه
این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار....
وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!.
این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد.

محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟
حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند.
وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست.
انتهای پیام/ غ
جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد.

حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد!
وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.
حکایتی از درک ابهّت گناه
این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار....
وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!.
این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد.

محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟
حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند.
وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست.
انتهای پیام/ غ
جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد.
, جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد. , جوانی با زیبایی، شور و نشاط ، قدم های بلند و قلبی که آمادگی رسیدن به مراحل بالای ایمان را دارد، دنیایی از من می توانم ه است تا زمانی که غبار گناه و مفسده بر آن ننشسته باشد. ,

,
,
, حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد!
, حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد! , حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: شاید جوان نداند که قساوت قلب و دل چیست و چگونه روح پاک او را آلوده می سازد! , حجت الاسلام سیدمجتبی کبیری حسینی، مشاور و کارشناس مسائل مذهبی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه, پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، , طنین یاس, دچار شدن به قساوت قلب را از بدترین حالاتی دانست که قلب یک جوان را گرفتار می کند و اظهارداشت: ,وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.
, وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند., وی با بیان اینکه « از قساوت دل به عنوان اوّلین مانع عقلانیّت و خردورزی نام برده شده است» افزود: مراتب قساوت دل گسترده است یکی از این عوامل ایجاد کننده آن غفلت از قبح گناه در جوانی است و اگر کسی بداند طعم گناه چه تلخ است هیچگاه از این میوه فاسد تناول نمی کند و از آن دوری می کند.,حکایتی از درک ابهّت گناه
, حکایتی از درک ابهّت گناه, حکایتی از درک ابهّت گناه, حکایتی از درک ابهّت گناه, حکایتی از درک ابهّت گناه,این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار....
, این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار...., این کارشناس مذهبی به رواینی از پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد و گفت: رسم پیامبر اکرم«ص» این بود که هنگام جنگ، به اعلام آن بسنده میکردند و کسی را مجبور به شرکت در جنگ نمیکردند. بلال روی بام مسجد میرفت و میگفت: «الصلاة جامعةً»، آنگاه همه جمع میشدند و به قول عوام اگر آب دستشان بود، نمیخوردند و به مسجد میآمدند تا ببینند چه خبر است؟ سپس همه در جنگ شرکت میکردند. در این میان، معمولاً چند نفر از جوانهای امین و مورد اعتماد به دستور پیامبر اکرم«ص» برای سرپرستی زنان و فرزندان رزمندهها در شهر میماندند. روزی یکی از آن افراد برای رفع حوائج از اهل یک خانه، به درب منزل آنان رفته بود که حین صحبت با خانم خانه، دستش روی سینه خانم قرار گرفت. آن خانم وحشت زده گفت: «النّار، النّار»، چه کردی؟! این آتش است. این شخص به اندازهای منقلب شد که سرپرستی خانوادهها را به دیگری سپرد و برای توبه، سر به بیابان گذاشت و مانند دیوانهها مرتب میگفت:«النّار، النّار....,وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!.
, وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!., وی ادامه داد: پیامبر اکرم«ص» از جبهه برگشتند. به ایشان گفتند: آن جوان، بیحیایی و گناه کرده و اکنون در بیابان است. پیامبر فرمودند: توبهاش قبول است. گناه، هرچقدر هم بزرگ باشد، اگر به راستی گناهکار توبه کند، توبهاش قبول میشود. سپس فرمودند: بیاید. هنگام بازگشت، با اینکه جوان از قبول شدن توبه اش خشنود بود، امّا شدّت شرمندگى او را آزار می داد و نمیتوانست در صورت پیامبر«ص» نگاه کند. بالأخره، به محضر آن حضرت رسید. اتفاقاً آن حضرت سوره تکاثر را قرائت فرمودند. وقتى تلاوت ایشان به آیه شریفۀ «کَلّا لَو تَعْلَموُنَ عِلمَ الیَقینِ، لَتَرَوُنَّ الجَحیمُ»[1] رسید، ناگهان جوان آهى کشید و صیحه اى زد و نقش بر زمین شد. وقتى به کنارش آمدند، دیدند که از شدّت ناراحتى و شرمندگى، جان داده است!.,این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد.
, این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد., این مشاور مذهبی تأکید کرد: وقتی دل انسان، قساوت و کدورت نداشته باشد، می تواند به خوبی فکر کند و با تعقّل، پس از یک گناه، به چنین جایگاهی برسد.,

,
,
, محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟
, محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟, محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟, محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟, محبوب ترین جوان در نزد خدا کیست؟,حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند.
, حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند., حجت الاسلام حسینی کبیری با استناد به حدیثی نبوی خاطرنشان کرد: محبوبتر از هر چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند و از پیشگاه الهی طلب آمرزش می نماید. مشکوة الانوار،ص 155 و حضرت علی علیه السلام می فرماید: جوانان جان جامعه، نوجوانان جوانه هاى سبز حیات، و نمونه هاى ناب تلاش و نشاط شمرده مى شوند., مشکوة الانوار،ص 155,وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست.
, وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست. , وی با اشاره به نامه ای که طی آن حضرت امام علی (علیه السّلام) به حضرت مجتبی (علیه السّلام) فرموده بودند: « دل جوان نوخاسته، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است، هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد و در خود می پرورد. سپس فرمودند: فرزند عزیز، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت گردد، خاطرنشان کرد: اگر وقت طلاست، اوقات جوانى کیمیاست و اگر عمر، روزى بیش نیست جوانى صبح سبز و پگاه پاک آن روز است. جوانان امروز، رهبران فردا و آیینه آینده ها می باشند و اگر بخواهیم آینده هر جامعه اى را ارزیابى و پیش بینى کنیم، باید جوانان و نوجوانان آن جامعه را در نظر داشته و فردا را با فکرو فرهنگ آنها بسنجیم و در رابطه با هر فرد هم، قضیّه از همین قرار است زیرا که «سالى که نکوست از بهارش پیداست. , . ,,
انتهای پیام/ غ
, انتهای پیام/ غ , انتهای پیام/ غ ,]
ارسال دیدگاه