یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس:

پیروزی خرمشهر را خداوند شامل رزمندگان ما کرد/هیچ کس نمی تواند گفتمان رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را تا سالها به روی کاغذ بیاورد+تصاویر

پیروزی خرمشهر را خداوند شامل رزمندگان ما کرد/هیچ کس نمی تواند گفتمان رزمندگان هشت سال دفاع مقدس را تا سالها به روی کاغذ بیاورد+تصاویر
سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر است و به همین علت سایر صبح زاگرس مصاحبه ای با یکی از رزمندگان و جانشین گروهان به نام سلطان محمد خسروی یکی رزمندگان گردان های بیت المقدس انجام داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح زاگرس، سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر است و به همین علت سایر صبح زاگرس مصاحبه ای با یکی از رزمندگان و جانشین گروهان  به نام سلطان محمد خسروی یکی رزمندگان گردان های بیت المقدس انجام داد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس,

صبح زاگرس-لطفا خود را معرفی کنید و اینکه چه سالی به جبهه اعزام شدید؟

,

حمد و سپاس خداوند بیکران را که دوره جوانی خود را در دفاع از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس گذراندم ، سلطان محمد خسروی هستم از از شهرستان لنده  . بنده با توجه به اینکه در تاریخ 15 شهریور 54یعنی قبل از انقلاب به خدمت سربازی رفتم ، بعد از پایان خدمت سربازی ، از لحاظ سنی از بسیاری از همرزمان بزرگتر بودم  به همین علت طاغوت را از نزدیک دیدم و لمس کردم،

,
, ,

سال 59 که تهاجم عراق علیه ایران آغاز شد ، بنده را مجددا به مدت شش ماه به خدمت دعوت کردند، افرادی که سال 56 خدمتشان تمام شده بود به دعوت شورای عالی دفاع به خدمت دعوت شدند ، من به مدت شش ماه در خدمتت ارتش جمهوری اسلامی قرار گرفتم و در عملیات شکست حصر آبادن نیز حضور داشتم .

,

صبح زاگرس-علت اینکه دوباره به جبهه رفتید چه بود؟

,

من یک فامیل و هم ولایتی داشتم به نام شهید هدایت الله طیب که میخواهم درباره او صحبت کنم، ایشان سابقه مبارزاتی خود را از زمان راهنمایی و دبیرستان شروع کرد تا اینکه سال 57 یا 58 ایشان به دلیل ادامه تحصیل به آمریکا رفت، رئیس انجمن اسلامی کانادا و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی ایالات متحده شد.

,

این پرستوی مهاجر و این شهید گمنام و مظلوم استان ما سابقه مبارزاتی اش را از همان آمریکا شروع کرد و چندین بار اعتصاب غذا کرد و در نهایت ایشان را از دانشگاه اخراج کردند و به اینجا آمد و در عملیات فتح المبین در تاریخ پنجم فروردین 61 در تنگه چزابه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

,
,
, ,

وقتی که این شهید را آوردند من توی سپاه و بسیج فعال نبودم، زندگی عشایری داشتم و کارم دامداری و کشاورزی می کردم، وقتی هدایت الله طیب شهید شد ، من احساس کردم این جمله که "خون شهید در کالبد جامعه جاری است "، در من اثر گذاشت، یعنی شهادت شهید طیب باعث شد که من به جبهه بروم ،

,

صبح زاگرس-آقای خسروی از مرحله دوم عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر توضیح دهید؟

,

بعد از چهلم شهید طیب که همزمان یکی دو مرحله از عملیات بیت المقدس گذشته بود، من آماده اعزام به عملیات بیت المقدس شدم در آن موقع استان ما تیپ و لشکر و گردان نداشت، کل کشور به 10 منطقه تقسیم شده بود، استان فارس و بوشهر و استان ما منطقه 9 بودند بعد ما اومدیم یاسوج و سپس به شیراز و از آنجا به اهواز رفتیم پادگانی بود به اسم شهید باهنر براساس اینکه من در ارتش خدمت کرده بودم و در عملیات حصر آبادان شرکت داشتم و کسی که گوشه ای از فنون نظامی را یاد گرفته بود ، من را به عنوان فرمانده گروهان درخواست کردند .

,

آن موقع هم برایم سخت بود نهایتا بعنوان جانشین گروهان را قبول کردم ، ما تیپ امام سجاد بودیم که فرمانده آن سردار نبی رودکی بود که الحمدالله در قید حیات هستند و عصر روز دوم خرداد تیپ 1 لشکر 77 خراسان با تیپ امام سجاد ادغام شد ، این عملیات مشترک ارتش و سپاه بود ، ما را به قرارگاه کربلا بردند و در شهرک ولی عصر خرمشهر مستقر شدیم .

,
, ,

منطقه عملیاتی ما در نهرخین بود ، شما خوردیم راه افتادیم ، صبح ساعت شش ونیم ماه وارد شهرک ولی عصر شدیم . این مسیر را که ما تا صبح می رفتیم ، خط های یک و دو سه خطوط پدافندی دشمن ، از هم گسسته بود و کل منطقه پر از جسد عراقی ها بود .

,

من تعجب میکردم که اینها را کی کشته و این خطوط را کی فتح کرده است ، ما به عنوان نیروی پاک کننده و جنگ تن به تن وارد شهر شدیم ، وقتی وارد شهرک ولی عصر شدیم ، به ما گفتند دور تا دور شهر خرمشهر محاصره است ، هر چه از نیروهای عراقی می خواهند وارد شوند مشکلی نیست ، چه از راه شلمچه و یا از راه هوا و دریا ،

,

کسانی که قصد خروج دارند به آنها اجازه ندهید که فرار کنند . آنهایی که وارد می شوند یا اسیر خواهند شد یا کشته می شوند . من عینا احساس می کردم که آن فتح و آن پیروزی بزرگ را خداوند ، شامل حال رزمندگان سپاه اسلام کردو در طول عمر 61 ساله خود ، هیچ روزی را به اندازه سوم غرور و خوشحالی ندیدم .

,

صبح زاگرس-چند  رزمنده استان در این عملیات حضور داشتند ؟

,

استان ما چیزی به نام گردان نداشت ، از بچه های ما به عنوان فرمانده گردان حضور داشتند مثل شهید عبدالله نحفی ، اما در تیپ های المهدی و امام سجاد و سایر تیپ ها  و لشکر ها حضور داشتند ، از جمله شهیدانی که با هم انس بیشتری داشتیم ، شهید حسین رزمنده بود، ای شهید بزرگوار در عملیات فتح المبین، گوش تعدادی از عراقی ها را بریده بود و معروف شده بود به شهید حسین گوش بُر و بعد فامیلیش رو گذاشته بود رزمنده .

,

صبح زاگرس-آیا خاطره ای از شهید جواد رزمنده دارید؟

,

بله، وقتی که من گروهان را وارد عمل کردم ، دیدم که وی آر پی جی و کمک آر پی جی زن همراه نداشت ، ازش سوال کردم چرا کسی را همراه خودت خودت نمی بری ، می گفت ناراحت نباش میرم دوتا عراقی می گیرم ، یکیشون رو آر پی جی میذارم به روی دوشش و اون یکی هم کمک آر پی جی زن ، من این عمل شهید را دیدم که عینا همین اتفاق افتاد ، یعنی در ابتدایی ترین مرحله عملیات بیت المقدس دیدم که دو تا عراقی را سیر کرده  و دو تا کوله پشتی پر از موشک را بر دوششان گذاشت .

,

,
,
, ,

صبح زاگرس-با توجه به اینکه سالروز آزادسازی خرمشهر به نام روز مقاومت نامگذاری شده است ، و وضعیتی که کشور ما در حال حاضر دارد و توانمندی های نظامی و موشکی کشور ، وظیفه جوانان و مسئولان ما چیست که این توانمندی و مقامت را حفظ کنند؟

,

وقتی خرمشهر آزاد شد ، حضرت امام (ره) فرمدند : " فتح خرمشهر ، فتح خاکریزها نبود ، فتح ارزش ها بود "

,

ما برای خاک و تصرف یک منطقه ای ، چه از خود و از دشمن ، نمی جنگیم ، ما برای هدف مقدسی که داریم می جنگیم ، نکته بعدی اینکه من خودم اسیر گرفتم که عربی بلد نبود ، با او انگلیسی صحبت کردیم که متوجه شدم دانشجویی از کشور رومانی بوده که برای تحصیل به عراق آمده و به اجبار او را به جنگ آورده اند .

,
, ,

همه کشور ها از قاره آمریکا و اروپا  و آفریقا و کشورهای حوزه خلیج فارس در جنگ علیه ما حضور داشتند ، ما هم یک کشوری بودیم که تازه انقلاب کرده بودیم ، فرماندهان ارتش ما یا فرار کرده بودند و یا همکاری نمی کردند ، یا زندان بودند .

,

تحریم ها به جایی رسیده بود که همه چیز سهمیه بندی شده بود ، ولی ما به آن هدفی که داشتیم می نگریستیم ، همه می گفتند هدف ما فتح خرمشهر است ، صدام گفته بودم اگر ایران خرمشهر را بگیرد من کلید بصره را می دهم ، هیچ کس نمیتواند آن گفتمان و ایده ای که رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس داشتند ، تا سالها به روی کاغذ بیاورد .

,

من دیدم که چطور یه جوان هفده ساله ، پنجاه اسیر گرفته بود  .

,

صبح زاگرس-چندساله بودید که به جبهه رفتید ؟

,

من بیست و چهارساله و متاهل بودم

,

صبح زاگرس- اگر الان جنگی اتفاق افتد و با توجه به سن و سالی که دارید ، به جنگ می روید؟

,

اگر امروز شیپور جنگ به صدا درآید ، نسل امروز از زمان ما بهتر می توانند بجنگنند ، مقام معظم رهبری فرمودند ما صلح امام حسن را نمیپذیریم و عاشورایی عمل می کنیم ، نه اینکه صلح امام حسن را قبول نداشته باشیم بلکه صلح امام حسن ، قیام امام حسین بود ، این عاشورایی ، ما پیرمردها هستیم ، اگر توان رزم داشتیم میجنگیم و اگر توان جنگ نداشتیم حداقل هر کاری که در توانمان باشد برای حفظ نظام انجام می دهیم ، چون این انقلاب همینطوری به وجود نیامده است .

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه