دریچهای رو به زندگی یک باربر؛
بار سنگین هزینههای زندگی بر دوش باربران/ مردهایی قدخمیده اما ایستاده در بحبوحه بازار
باربران تبریز در قبال دریافت هزینهای ناچیز کالاهای چند ده کیلویی و بعضا بیش از صد کیلو را جابجا میکنند تا زندگیشان را از این طریق بچرخانند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، یک نگاه به عابران میاندازد و یک نگاه به عرق پیشانیاش. نفس نفس میزند و خود را به زور به پای سایه درختان کنار خیابان دارائی تبریز میاندازد. تو گویی انگار یک عمر بار حمل کرده است. روز و شب برای جعفر فرقی نمیکند، مهم این است که سفارش بار داشته باشد هرچه بیشتر بهتر. هر طوری هست باید جهیزیه دختر دم بختش را تهیه کند. او چارهای ندارد و باید از درآمد اندک باربری خود شکم زن و بچه هایش را سیر کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,سبک باشد یا سنگین فرقی نمیکند مهم بار است. اگر سلامتیشان به خطر بیافتد و دیسک کمر بگیرند باز هم مهم نیست مهم کسب روزی حلال با عرق جبینشان است. آنها سنگینی بار را تحمل میکنند تا بارشان را به مقصد برسانند.
,باربران معنی انتظار را بهتر از هر کسی میفهمند. آنقدر انتظار میکشند تا کسی بیاید و سفارش حمل بار بدهد. آنها نسل سوختهای هستند که دیگر به تلف شدن سوخت عمرشان در کف پیاده روهای بازار عادت کردهاند.
,اینجا بازار است قلب تپنده تجارت در تبریز. بازاریان به خرید و فروش کالا مشغولند و دائم سفارش جنس مینمایند، آنها نگران نیستند چراکه باربرانی دم دست دارند که به ازای دریافت کمترین مبلغ بارشان را تحویل میگیرند. محدوده مرکزی بازار تبریز و خیابان دارائی پاتوق باربران است. آنها در این محل جمع میشوند و منتظر میمانند تا بلکه سفارش بار از طرف بازاریان سوداگر برسد.
,
باربران عمدتا طبقهای از فرودستان جامعهاند که از سر ناچاری و فقر به این شغل پناه آوردهاند. آنها کاستیها و مشکلات این شغل را به جان خریدهاند به طوری که با هر نوبت حمل بار صدمات جبران ناپذیری به جسم نحیف خود میزنند که در سالهای بعد عوارض آن به صورت درد کمر و شکستگی دست و پا نمایان میشود.
,روزها میآیند و میگذرند اما برای باربران روز بدون حمل بار معنی ندارد. آنها فقط نگران روزهایی هستند که دیگر قادر به کار کردن نباشند چرا که بیش از حد از بدن خود کار کشیدهاند و کمرشان ناتوان شده است.
,باربران علاوه بر دستهای پینه بسته و قامت خمیده، آرام آرام گرد پیری بر سیمایشان مینشیند اما همچنان بار میبرند گویی که شغل باربری بر پیشانیشان نوشته شده است. این روزها گذران زندگی سخت شده اما باربران کلانشهر تبریز با سیلی سرخ بر صورت خود آبروداری میکنند. هم باربری و هم گرانی قامت رعنایشان را خمیده کرده است، توکلشان به خداست و به دنبال روزی حلال هستند؛ آنها هم حق دارند، حق زندگی.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه