یادداشت/
قهرمانان فولاد بویراحمد بی نام و نشان سوختند
کارخانه فولاد بویراحمد در کهگیلویه و بویراحمد بایکوت خبری شد هیچ مسئولی بر بالین افراد سوخته شده فولاد بویراحمد حاضر نشد و هیچکس اشک مادر تازه داماد را ندید و نگفت در راه روی بیمارستانی به چه کسی باید پناه ببرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ایل بانو، به قلم زهرا داوودیان مفرد، اسم انفجار که می آید مردم پیگیر ادامه ماجرا می شوند که چه شد و کجا رفت چه کسی مسئول بود و دلیل آن چه بود همه می پرسند چند نفر کشته شدند و چند نفر مصدوم شدند.حادثه فولاد بویراحمد که با وجود عمیق بودن حادثه اما چندین ساعت بعد از انفجار رسانه ها خبر آن را منتشر کردند از همان ابتدا مغفول ماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایل بانو،, به قلم , زهرا داوودیان مفرد،, زهرا داوودیان مفرد،, ,کارخانه فولاد بویراحمد اتفاق تلخی بود که همچون حادثه پلاسکو و حادثه معدن یورت آزادشهر استان گلستان دل همه را به درد آورد و احساسات همه را برانگیخت همچون این دو حادثه مردم و مسئولان یک شهر و یک استان را چندین روز درگیر کرد و تا چند روز تلخی این حادثه در کام مردم بود اما تفاوت آن با این دو حادثه این بود که در کهگیلویه و بویراحمد این حادثه آنگونه که باید نه در رسانه ملی و نه در سایت های محلی و نه خبرگزاری ها منتشر نشد همچون حادثه یورت و پلاسکو نه پخش زنده ای در کار بود و نه مسئولی بر بالین حادثه دیده گان رفت و نه پیام تسلیتی صادر شد.
,هیچکس نگفت که این حادثه چندین کودک را یتیم کرد و تازه عروسی را بیوه هیچکس نگفت این حادثه چندین خانواده را عزادار کرد تلخی مرگ با ذوب آهن و جزغاله شدن درد این خانواده ها را بیشتر کرده است و مسئولانی که پیام تسلیت هم ندادند.
,هیچ مسئولی بر بالین بدن های سوخته شده فولاد بویراحمد حاضر نشد هیچ مسئولی نپرسید خانواده های آنها در شهر غریب در بیمارستان چگونه شب را صبح و صبح را شب می کنند هیچکس اشک مادر تازه داماد را ندید و نگفت در راه روی بیمارستانی به چه کسی باید پناه ببرد.
,عزای عمومی در کهگیلویه و بویراحمد اعلام نشد و استاندار کهگیلویه و بویراحمد که برای هر مناسبتی پیام می داد این بار حادثه فولاد بویراحمد را ندید البته نه تنها استاندار بلکه بسیاری از مسئولان مربوطه نیز آن را ندیدند در جلسات استانداری اسمی از این حادثه دیدگان به میان نیامد.
,در حادثه فولاد بویراحمد هیچ مسئولی خودش را مقصر ندانست و گفتند باید لباس نسوز می پوشیدند اما نگفتند که چرا صاحب کارخانه این لباس را در اختیار آنها قرار نداده است صاحب کارخانه نگفت که چرا این کارگران هنگام کار کلاه نداشتند جان کارگران همچون جان مدیر عامل این کارخانه برایشان عزیز بود اما ذره ذره آب شدند و خانواده هایشان نیز آب شدن عزیزان دلشان را مشاهده می کردند هیچ کاری از انها بر نمی آمد.
,کارگران فولاد صبح با چه فکری از خانه بیرون شدند به کودکانشان چه قولی دادند برای فردایشان چه برنامه ای داشتند چرا یک انفجار همه این برنامه ها را سرآب کرد چرا وقتی که زنده بودند هیچکس به فریاد انها نرسید و اکنون که ذوب شده اند به فکر مستمری دادن افتاده اند.
,شاید یک پیام تسلیت می توانست اندکی از غم های آنها را کم کند اما کسی که بر اریکه قدرت نشسته و قدرت و ثروت آنچنانی در دست دارد این خانواده ها را از یک پیام تسلیت هم دریغ کرد و این نشان می دهد که قهرمانان فولاد بویراحمد بی نام و نشان سوختند و هیچکس دم نزد هیچکس ککش هم نگزید.
,قهرمانان فولاد بویراحمد بی نام و نشان سوختند نه مسئولی گل به دست به بیمارستان رفت و نه یاسوج رنگ و بوی این قهرمانان را گرفت سه جسد این کارگران را به خاک سپردند و مسئولان اصلی این حادثه در آن شرکت نداشتند کاش بر بالین آنها می رفتند در آخرین لحظات بودنشان در دنیا حلالیت می طلبیدند دستان پینه بسته کارگری شان را می بوسیدند و از گذشته ابراز پشیمانی می کردند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه