امام مخالف اشرافیت‌طلبی و اسراف بود؛

نگاهـی به نهضــت روح‌الله

نگاهـی به نهضــت روح‌الله
استعمار است که روزنامه‌ها را اینطور مبتذل می‌کند تا فکر جوان‌های ما را مسموم کند، استعمار است که برنامه‌های فرهنگی ما را جوری تنظیم می‌کند که جوان نیرومند در این مملکت نباشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، برخی‌‌ها چنین گمان می‌کنند که امام خمینی(ره) قیام کرد، چون صرفا شاه مملکت دیندار نبود و اگر چنانچه شاه ظواهر دینی را رعایت می‌‌نمود و اهل نماز و روزه و زیارت و عزاداری معصومین بود و ظواهر دینی را پاس می‌داشت امام خمینی شاید در اندیشه و ایده قیام پافشاری نمی‌نمود!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج, برخی‌‌ها چنین گمان می‌کنند که امام خمینی(ره) قیام کرد، چون صرفا شاه مملکت دیندار نبود و اگر چنانچه شاه ظواهر دینی را رعایت می‌‌نمود و اهل نماز و روزه و زیارت و عزاداری معصومین بود و ظواهر دینی را پاس می‌داشت امام خمینی شاید در اندیشه و ایده قیام پافشاری نمی‌نمود!,

اما باید دقت داشت اینکه شاه نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گرفت و اعتقادی به حجاب و اینها نداشت برای هر آدم دینداری جای اعتراض و مخالفت دارد، که چگونه فردی خودش را پادشاه سرزمینی اسلامی بداند و تا این حد از آداب و رسوم و عقاید دینی به دور باشد. لیکن مساله اساسی و محوری امام خمینی در مخالفت با محمدرضا شاه بی‌دینی فردی او نبود و شاید کمتر جایی بتوان پیدا نمود که امام راحل علت تقابل با وی را دیندار نبودن فردی وی اعلام نماید. اگرچه این هم در جای خود بسیار مهم است.

,

محور مخالفت حضرت روح الله با شاه جور و ستم سبک زندگی اشرافی و ریخت و پاش خودش و اطرافیانش و خواری و زبونی و فساد دستگاه حکومت و نهایتا به ذلت کشاندن ملت ایران و تبعیض طبقاتی بهت آور بود. 

,

با نگاهی در بیانات و اعلانات خمینی کبیر رضوان الله تعالی علیه ، به‌سادگی می‌توان خط سیر اندیشه انقلابی ایشان را درک نمود. اعتراض حضرت امام به جشن ۲۵۰۰ ساله ایست که علی‌‌رغم بدهی‌های سنگین حکومت در شُرُف انجام بود. ایشان در این مورد می‌‌فرمایند: «ما جشن 2500 ساله را نمی‌خواهیم؛ ما گرسنه هستیم؛ گرسنگی مسلمان‌ها را رفع کنید؛ جشن نگیرید؛ روی مرده‌ها جشن نگیرید.»

,

اعتراض حضرت امام به اشرافیت طلبی شاه و اطرافیان اوست، ایشان رسالت پیامبران را جنگ با اشراف و اشرافیت طلبی می‌دانند و در این مورد می‌فرمایند: «ابراهیم را که ملاحظه می‌کنید، تیشه‌اش را برداشت این بتهایی که مال اشراف بود، شکست و با اشراف درافتاد برای منافع توده‌ها و برای اینکه ظلم به توده‌ها نکنند.»

, «ابراهیم را که ملاحظه می‌کنید، تیشه‌اش را برداشت این بتهایی که مال اشراف بود، شکست و با اشراف درافتاد برای منافع توده‌ها و برای اینکه ظلم به توده‌ها نکنند.»,

اعتراض امام به قرارداد ذلت باری است که عزت و عظمت ایران را از بین می‌برد و ما را در برابر قدرت‌های استعماری ذلیل می‌کند. امام خمینی در اعتراض به پذیرش کاپیتولاسیون از سوی محمدرضا شاه اینگونه فریاد می‌زنند: «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. من تأثر قلبی خودم را نمی توانم انکار کنم. قلب من در فشار است. ایران دیگر عید ندارد. عید ایران را عزا کردند ما را فروختند، استقلال ایران را فروختند. عزت ما پای کوب شد. عظمت ایران از بین رفت. عظمت ارتش ایران را پای کوب کردند. قانونی به مجلس بردند... مستشاران نظامی (خارجی) را... با خانواده هایشان، با کارمندان اداری شان، با هر کس به آنها بستگی دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. اگر یک خادم امریکایی یا اگر یک آشپز امریکایی، مرجع تقلید شما را وسط بازار ترور کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد.»

,

اعتراض امام به زیاده خواهی و فسادانگیزی استکبار و استعمارطلبان است، ایشان بیان می‌دارند: «استعمار است که روزنامه‌ها را اینطور  مبتذل می‌کند تا فکر جوان‌های ما را مسموم کند، استعمار است که برنامه‌های فرهنگی ما را جوری تنظیم می‌کند که جوان نیرومند در این مملکت نباشد، استعمار است که برنامه‌های رادیو و تلویزیون را جوری تنظیم می‌کند که مردم اعصابشان ضعیف بشود قوت را از دست بدهند نیرومندی را از دست بدهند اینها استعمار است ما با این مظاهر استعماری مخالفیم.»

,  «استعمار است که روزنامه‌ها را اینطور  مبتذل می‌کند تا فکر جوان‌های ما را مسموم کند، استعمار است که برنامه‌های فرهنگی ما را جوری تنظیم می‌کند که جوان نیرومند در این مملکت نباشد، استعمار است که برنامه‌های رادیو و تلویزیون را جوری تنظیم می‌کند که مردم اعصابشان ضعیف بشود قوت را از دست بدهند نیرومندی را از دست بدهند اینها استعمار است ما با این مظاهر استعماری مخالفیم.»,

پس اگر کسی می‌خواهد بداند در نظر روح الله الموسوی الخمینی فردی انقلابی است یا نه، نباید صرفا به گذشته انقلابی خودش یا حال ظاهر الصلاح خودش استناد بنماید و بایستی خودش را با معیارهای انقلابی امام خمینی (ره) که محور اعتراضات ایشان علیه حکومت شاهنشاهی را تشکیل می‌داد، بسنجد و ببیند آیا مثل امام خمینی به اسراف‌ها و ریخت و پاش‌های حکومتی حساسیت دارد؟

, پس اگر کسی می‌خواهد بداند در نظر روح الله الموسوی الخمینی فردی انقلابی است یا نه، نباید صرفا به گذشته انقلابی خودش یا حال ظاهر الصلاح خودش استناد بنماید و بایستی خودش را با معیارهای انقلابی امام خمینی (ره) که محور اعتراضات ایشان علیه حکومت شاهنشاهی را تشکیل می‌داد، بسنجد و ببیند آیا مثل امام خمینی به اسراف‌ها و ریخت و پاش‌های حکومتی حساسیت دارد؟,

و آیا از اشرافیت طلبی و زندگی شاهانه مسئولین و اطرافیانش کراهت دارد؟ و آیا در ارتباط و تعامل با دنیا عزت و عظمت کشور را در نظر می‌گیرد؟ و آیا روحیه استکبار ستیزی را در درون خود و اطرافیان و توده مردم پرورش می‌دهد یا صرفا رضایت و خشنودی کدخدا مد نظر می‌باشد؟ آیا همچون امام به اوضاع دینی و اخلاقی جامعه حساس است یا صرفا محبوبیت خویش را مد نظر دارد؟

,

همچنین اگر کسی می‌خواهد خاطره‌ای را از امام بجوید و خوابی را از امام ببیند، هر کلامی جز بیانات عمومی‌اش را و هر خطابی جز خطابات انقلابی‌اش را و هر عملکردی جز موضع ضد استکباری‌اش را سند بیاورد، گمان به خطا برده است و سخن به گزافه گفته است چه اینکه این آفتاب روشن‌تر از آن است که با شمعی گِردَش بگردیم و ناگفته‌های ناشده را جستجو بکنیم.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه