یادداشت/
او مثل خیلی ها نبود که برای پیروزی، حق را ناحق کند
او مثل خیلی ها نبود که برای پیروزی حق راناحق کند! او گویی مبعوث شده بود برای دوران غیبت کبری که حتی از عالمان این قوم هم دست گیری کند! او گویی آمده بود برای گذاشتن سنگ بنای حاکمیت پسر فاطمه! او آمده بود تا مبداء تحولات باشد![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنگ خبر، سید روحالله مصطفوی ملقب به امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد و در 14 خرداد سال 1368 هجری شمسی به ملکوت اعلی پیوست.
در نیمه خرداد سال 1368 خود را آمده ملاقات عزیزی میکرد که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود و قامتش جز برای او، در مقابل هیچ قدرتی خم نشده و چشمانش جز برای او گریه نکرده بود.
او خود در وصیتنامهاش نوشته است: "با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم و از خدای رحمان و رحیم میخواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند".
مردم هنگامی که رو به ضریح او میایستند در پاسخ به این جملات متواضعانه امام زمزمه میکنند: "اماما! از کدام تقصیرها و قصورها سخن میگویی! تا آنجا که ما و پدرانمان دیده و شنیده و به یاد داریم تو همه خوبی و پاکی و نور بودی".
سرودههای عارفانهاش، همه حاکی از درد فراق و بیان عطش لحظه وصال محبوب بود و اینک این لحظه شکوهمند برای او و جانکاه و تحمل ناپذیر برای پیروانش فرا میرسید.
امام خمینی رحمه الله می فرمود: «تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را». ایشان موقعیت مکانی و نیز مصلحت شخصی را در حفظ مصلحت اسلام و انجام تکالیف الهی دخیل نمی دانست و می فرمود: «پیش من مکان معینی مطرح نیست؛ عمل به تکلیف الهی مطرح است، مصالح عالیه اسلام و مسلمین مطرح است».
او مثل خیلی هایی نبود که برای پیروزی حق، ناحق بکنند! او گویی مبعوث شده بود برای دوران غیبت کبری که حتی از عالمان این قوم هم دست گیری کند! او گویی آمده بود برای گذاشتن سنگ بنای حاکمیت پسر فاطمه! او آمده بود تا مبداء تحولات باشد!
او این مهم را به رخ همه کشید که عیار روحانیت به جریان سازی و رهبری است نه اعتیاد به مسئولیت و خواهان قدرت بودن و مجلس وعظ و ذکر و گوشه نشینی! او ثابت کرد که عیار علم به بلندتر شدن عمامه ها نیست و چه بسیارند عمامه هایی که آمدند و رفتند و می آیند و می روند!
امام خمینی (ره) مردی بود که آموخت چه گونه از ظالم حق مان رابگیریم، آموخت که زیربار حرف زور نرویم، آموخت زیر بار بدعت ها نرویم، آموخت که میتوانیم، امام خمینی (ره) همچون چراغ هدایتی است که باعث روشنایی صراط مستقیم در عصر جاهلیت ایران بود.
یکی از اشتباهاتی که معمولا در نوشتههای مربوط به انقلاب اسلامی انجام میشود این است که امام را با رهبران دیگر مقایسه میکنند در حالی که امام شخصیتی بود که با ایمان قاطع به خدا و توکل به خدا و فقط برای او حرکت میکرد و هیچچیز برای او محدودکننده و مانع نبود.
امام خمینی (ره) اتکای فوقالعادهای به مردم داشت و نگاه ایشان به مردم نه از این جهت بود که رای جمع کنند یا طرفدار و سیاهیلشکر داشته باشند بلکه ایشان با ایمان قاطع برای خدمتگزاری به مردم آمده بود و مردم هم این مساله را درک کرده بودند.
او ابرمرد تاریخ و بیدارگر جهان بود، روح اسلام بود که در عصر حاضر در کالبد مرده و بی روح اسلام ایران دمیده شد و آن را دوباره زنده کرد.
و او حماسه ای فراموش نشدنی در قلب تاریخ بشریت است.
حمیدرضا مرزبان
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه