ویز ویز پشه های منتقد به بیانیه نماینده و فرماندار بوکان
اظهارات تهدید آمیز فرماندار بوکان خطاب به منتقدان خود در فضای مجازی، سانسور سخنان وی توسط روابط عمومی این اداره و پیغام و پسغام های نماینده بوکان در دفاع از اظهارات فرماندار این شهرستان واکنش های متعددی را از سوی صاحب نظران و منتقدان این مسوولان در پی داشته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ اظهارات تهدید آمیز فرماندار بوکان خطاب به منتقدان خود در فضای مجازی، سانسور سخنان وی توسط روابط عمومی این اداره و پیغام و پسغام های نماینده بوکان در دفاع از اظهارات فرماندار این شهرستان واکنش های متعددی را از سوی صاحب نظران و منتقدان این مسوولان در پی داشته است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,
یادداشت پیش رو به قلم غفور شیخی، پژوهشگر و جامعه شناس بوکانی به رشته تحریر در آمده است.
۱-ذکر کرده اند روزی افلاطون به نزد شاگردانش آمد. گریست. لامیذجویای زوایای ماجرا شدند.استاذ گفت در راه که می آمدم فلان فرد، زیاد تعریف و تمجیدم نمود که «ای فرزانه! مردِ بزرگوار و زبانزدی هستی و هیچ کس نظیر تو در این شهر و سرزمین نبوده و نیست».شاگردان مُذبذب شدند که حکیما سخنِ زشت و درشتی برزبان نرانده که! استاد فرمود:«از برای من زهی مصیبت است که فلانی مرا بستاید و کارهایم در نظرش پسندیده بیاید.زان غافلم که چه کار جاهلانه ای کرده ام که به طبع او نزدیک بود و او از آن خوشش آمد و مرا به واسطه آن ستایش کرد» سپس سرش را بلند کرد و گفت: این مهم است که چه کسی ستایشتان کند!
شیوه های پاسخ به منتقدان، برچسب زنی، شایعه سازی، تخریب شخصیت ها، فراری دادن نخبگان، القاب سازی و دیگران را ابله، هتاک، سهم خواه،سرسپیدِ ماشین خواه و…نامیده اند. فراموش کرده اید؟ تازه با این عملکرد وزین، سنگین و رنگین، دفاع هم می کنید؟
۲-ازگذشته تا کنون،نقد وانتقاد در بوکان بوده و خواهد بود و اگر آن را به ترس از قوه ی قهریه، ارعاب و زندانی ربط می دهید اشتباه است بلکه به نبود رسانه فراگیر و فضای مجازی مرتبط است. می توانید نوشته های منتقدین از جمله این شاگردشان را مرور فرمایید از انتقاد از دانشگاه پیام نورسال ۸۸ گرفته تا مساله ترافیک بوکان۸۹، نامه سرگشاده به اتاق فکرحاجی و دکتر۹۰، مواد زائد جامد شهری۹۱، خدمت تا خیانت ۹۲، چرا بوکان عقب ماند؟ ۹۳، بوکان:درمیان یأس و امید ۹۴، بویش آلودگی هوای بوکان ۹۵ و… «این سه نفر!»(عباسی، حبیب زاده، عثمانی)
اکنون به یُمن فضای مجازی است که مردم آگاه تر شده اند و نه از سر منّت خویشتنداری و صبر شما و فرماندار با تدبیر و البته سخنورتان!
۳-غرور،تکبّر و خودبرتربینی آفتی است که از درون و بیرون نزاکت و حرمت انسان را خدشه دار و سپس متلاشی می کند.«ما همگان را بخشیدیم،منتقدین مودب را می پذیریم»، «برخورد با منتقدین از نگاه ما خلاف مصلحت فردى و جمعى است» «ما … یم، ما… یم!» ببخشید شما کی هستید که برخورد را مصلحت بدانید یا ندانید؟غیر از این است که با رأی و منّت این مردم به جایگاهی رسیده اید و بجای خدمتگزاری به شهر و انجام وظیفه در مجلس، هر روز بزمی را عَلَم می کنید. سرِ اعتبار و آبروی یک شهر برای تبدیل شدن به تبلیغاتچیِ ستاد محلّی منامله کردید!حالا دو قورت و نیم هم باقیست؟
بهتر است هرروز خاک زیرپای زنان و بچه های امیرآباد،مجبورآباد،کلهرآباد و قلّه و…را سرمه ی چشم و تاج سر کنید نه هر روز بیانیه صادر فرمایید و مردم را با قضاوتی که به اندازه ی بینش سیاسی تان ماهرانه و دوراندیشانه است، به چند دستگی تقسیم فرمایید
۴-فرمایش شما را می پذیریم که «احیاناً یک مسئول بوکان، عبارت بدى هم بکار بُرد باید آنرا سانسور مى کردند» این مصداق حدیث حضرت(ص)است که میفرماید هر که عیب برادرش را بپوشد خدا در دنیا و آخرت عیوبش را بپوشاند! اما قواعد بازی در مورد کسانی صدق می کند که طرفین،این قواعد را محترم شمارند و رعایت کنند.این توصیه ی زاهدانه و اخلاق حسنه کجا بود آن وقت که تنگدستی مالی دیگری را فریاد می زدید؟ندای فلان ماموستا را با تهدید پرونده دار بودنش خاموش می کردید؟ معدل کارشناسی آن یکی را جار می کشیدید؟ اعتماد ولی نعمت قبلی را به ابلهی تعبیر می نمودید؟ ماشین خواهی دیگری را علنی می کردید؟ آواز فلان خانم را ترانه سرایی عیش و…می خواندید. اینها اعتبار و آبرو نداشتند و تنها شما و فرماندار دانشمندتان با این خیلِ عظیم خدمتِ موجود و باقیات الصالحاتِ موعود، آبرومندید؟ واللهُ خیرُالماکرین
این چالش پشه و فرمانداری،مانند چوب دو سر…است برای عبرت.بجای دست و پازدن در این باتلاق لغزش،معذرت خواهی گزینه مناسبی است.معذرت خواهی از همه فرهنگیان شریف و حضار جلسه، از منتقدین و کاربران فضای مجازی،از مردم شریف و صبور،از مسئولینی که به کام و نام شما می سوزند و می سازند.انسان ممکن الخطاست و معذرت و «توبه با جبرانِ» آن میتواند بر عزّت و کرامت انسان بیفزاید و از دو استاد دانشگاه حرکتی جز این انتظار نیست!
۵-دغدغه همه ما پیشرفت و توسعه ی شهر است. هر کسی در این راستا حرکت کند سرور و سالار ماست و هر کسی که با تظاهر،اشک تمساح،غوغاسالاری وCd و بداخلاقی رسانه ای، سوءاستفاده از امکانات دولتی و مردمی در راستای کسب منافع شخصی و باندی، پرونده سازی، پخش و نشر شایعه و ترور شخصیت ها، چند به هم زنی، تبسم ملیح، کواوپاتول و جعبه تلویزیون، مظلوم نمایی و فیلمِ جدید بازی کردن و… بخواهد مانع و سدّی در برابر پیشرفت شهر و کشور باشد با جمع شدنِ قطره قطره ی اراده های مردم، می شکند. هم سدّش هم کمرش
طاعات و عبادات قبول حق. ۱۲رمضان ۱۳۹۶
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
غفور شیخی/ جامعه شناس
,انتهای پیام/ ی
]
ارسال دیدگاه