لغات عامیانه در ادبیات رفتاری
امروزه کنش های رفتاری در محدوده ارتباطات روزمره افراد،بر اساس عاملهای موقعیت و منصب و ثروت ، دستخوش تغییرات اساسی شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ امروزه کنش های رفتاری در محدوده ارتباطات روزمره افراد،بر اساس عاملهای موقعیت و منصب و ثروت ، دستخوش تغییرات اساسی شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,
واژه هایی مانند:باندبازی،پارتی بازی،پاچه خواری،کیسه کشی،دستمال کشی،نوچه گری،فلان مالی و …..را باید ناگزیر در ادبیات سازمانی بعنوان واژگانی مصطلح و پر کاربرد در معنی خاص و مرسوم آنها شناخت،پذیرفت وتعبیر کرد.
حتی به این واژگان می توان اصطلاحات کاربردی شناسنامه دار مانند ماست مالی و خالی بندی،زیر آب زنی و ….را نیز اضافه کرد که بصورت “آب زیرکاهی” وارد ادبیات مرسوم اداری شده اند.
,
آسیب شناسی تغییر رفتار افراد در برابر عوامل قدرت نشان می دهد که علل نفوذ این واژگان به قاموس ارتباطات( فردی و سازمانی) علاوه بر جنبه های روانشناختی ،باید در ضعف ساختاری سازمان ها جستجو کرد.
سازمانهایی که از عوامل ساختاری “تمرکز” و “رسمیت” و “پیچیدگی” تشکیل شده اند،خود در عامل “رسمیت” بشدت سلیقه زده و غیر رسمی هستند.
در این “غیر رسمیت” انتظار رفتارهای تابع و متغیری بر مبنای منافع دوطرفه غیر رسمی امری بدیهی خواهد بود و حتی در این ارتباطات به نظر می رسد قوانین نانوشته و دستورالعمل های پنهانی نیز وجود دارند.
در این یاداشت کوتاه ،چند باز تعریف را به زبانه عامیانه و بصورت اجمالی بررسی می کنیم.
اولین عامل که پارامتر اصلی از تابع رفتار افراد می باشد، “موقعیت” یا “منصب” است.
موقعیت و منصب در تعریف علمی تر اختیاری است که در یک مکانیزم سازمانی به صاحبان منصب تفویض می شود،این اختیار از جنس نیرو،برداری و عمودی است.
در این رسمیت معکوس هرچه موقعیت افراد از نظر سازمانی بلند مرتبه تر باشد، رفتار لایه های پایین تر سازمانی در واکنش به موقعیت فرادست به سمت فرمانبرداری محض میل می کند.
میل به قرار گرفتن در حول و حوش کانون قدرت در جامعه ای که اطرافیان قدرت از سرچشمه “کمیابی منابع” نهایت استفاده را می برند هرچند امری در ذات خود مذموم است،اما بصورت غلطی مصطلح ، رایج و متداول شده است.
این غلط مصطلح،تغییر رفتار ضابطه ای به رابطه ای ذی نفعان را در همسایگی و قرابت با کانون قدرت توجیه می کند،بر این اساس و بطور مشخص در این پدیده، ذی نفع بصورت تابعی از عامل قدرت در می آید،آنچه به او دیکته می شود بی چون و چرا و بدون تجزیه و تحلیل و تطبیق با قوانین و بخش نامه ها،صرفاً بنا به دستور پذیرفته می شود.
در عوض ذی نفع از منافع مادی و معنوی و رانت و انتصاب و یا تثبیت موقعیت با بهره برداری از نیروی اختیار متغییر اصلی استفاده می کند و اینگونه تبدیل به تابع می شود،دقیقاً به مثابه توابع ریاضیات.
تسلسل این رویه از متغییری به تابعی بالاتر ادامه دارد و در این سیستم، هر زیرشاخه خود می تواند تابع شاخه های بالاتر باشد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
F(x)=y => F(y)=z => F(z)=e
,روابط تعریف نشده و غیر رسمی این تابع و متبوع در منافع دو طرفه غیر سازمانی،باعث ظهور و ورود کلماتی عامیانه مانند:پارتی بازی که بر تبعیض و جایگزینی رابطه به جای ضابطه دلالت دارد، پاچه خواری در معنای چاپلوسی و تایید کورکورانه فرادست،کیسه کشی در مفهوم اعتماد لایتنهاهی و بی برهان به مافوق و دستمال کشی در معنی ریاورزی مطلق،به دایره فرهنگ لغات سازمان می شود.
,
دومین عامل مهم تغییر رفتار سازمانی غیر رسمی در نماد تابعی “ثروث” است.
بی گمان تغییر واکنش تعریف شده و تبدیل آن به نوعِی تابع و متغییر جبری،در برابر صاحبان سرمایه به اندازه ای فراگیر شده است که کتمان آن پاک کردن صورت مسئله بجای حل آن است.
اگرچه علوم انسانی در جامعه سنتی با لایه های باید و نباید فرهنگی این تبعیت محض را نمی پذیرد و در باورهای دینی نیز این موضوع امری پسندیده نیست،اما واکنش افراد به ثروت و سرمایه دقیقا به مثابه منصب و موقعیت (اختیار) مقوله ایست علت و معلولی از جنس ساختار سازمانی.
الگوی[متغیر و تابع ثروت]در بستر ساختار سازمانی بوجود می آید و برخلاف “موقعیت” که از جنس “اختیار” بود این الگو از جنس “تمرکز” است .
فارغ از پرداختن به جنبه های مهم روانشناختی مانند عدم تحقق عدالت اجتماعی در این مبحث،از جنبه توزیع ثروت به عنوان یک منبع مهم قدرت، این پدیده را می توان واکاوی کرد.
هرچه درجه تمرکز در سازمان بالاتر باشد کانون تصمیم گیری از لایه های پایین دور خواهد بود و اعضاء در یک فرایند غیر رسمی به نقطه تمرکز متمایل خواهند شد و این دقیقاً همان روابط علت و معلولی با صاحبان سرمایه[از نوع تابع و متغییر جبری]در راستای اخذ تصمیم و یا دست یابی به تصمیمات بزرگ به مثابه رانت اطلاعاتی است که به واژگانی مانند:باندبازی،پاچه خواری،پارتی بازی،کیسه کشی،دستمال کشی،نوچه گری که از ساختار غلط سازمانی برخواسته اند،هویت و رسمیت می بخشد،که صد البته این کلمات با اصلاح و یا بهبود ساختاربخودی خود محو و یا ترمیم می شوند.
,
,
,
,
,
*ماردین سیداحمدی
*کارشناس ارشد مدیریت
,
انتهای پیام/ ی
,]
ارسال دیدگاه