ماجرای عکس خبرساز رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از حمله تروریستی تهران

ماجرای عکس خبرساز رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از حمله تروریستی تهران
تاجگردون نوشت:صحن علنی نشسته بودیم، خبر اومد فاصله ۳۰-۴۰ متری صحن درگیریه و داعش اومده داخل! اونایی که مجلس رو میشناسن میدونن هیچ حفاظی تا داخل صحن وجود نداره و از بالا و پایین میشه به صحن حمله کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب،غلامرضاتاجگردون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه کشور درخصوص اتفاقات و حوادث تروریستی تهران نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی آفتاب جنوب,

به نام خدا

,

بسیجی لبخند بزن؛

,

من وقتی برادرم شهید شد لبخند زدم… وقتی دوستم در بغلم تکه‌تکه شد لبخند زدم… وقتی آتش خمپاره بر سرم بود لبخند زدم…

,

از همان نوجوانیم معلوم‌الحال بودم تا به امروز. نمیدونم چی شد بعد از سال‌ها همان حالت واسم پیش اومد. الان که حدود بیش از سی سال از اون دوران میگذره و به قولی عاقل مردی شدیم، بازهم دیدم هنوز معلوم‌الحال هستم.

,

صحن علنی نشسته بودیم، خبر اومد فاصله ۳۰-۴۰ متری صحن درگیریه و داعش اومده داخل! اونایی که مجلس رو میشناسن میدونن هیچ حفاظی تا داخل صحن وجود نداره و از بالا و پایین میشه به صحن حمله کرد. خبر رفت بیرون و رسانه‌ها پوشش خبری دادند… مردم و موکلین نگران بودند و به ما پیام می‌دادن. مأموریت همه ماها این بود که صحن را عادی بگیریم و همه‌چیز عادی باشه. این یعنی معلوم‌الحالی… آخه داعش بیست قدمی و عادی…

,

نطق داشتیم؛ من نفر سوم بودم، نفر اول گفت اول شما صحبت کنید. آدم باید در این شرایط معلوم‌الحال باشه و نطق کنه و در خصوص یه چیزهای دیگه حرف بزنه. فعلاً که مأموریت ما این بود و اگه درب رو باز می‌کردن و اجازه خروج می‌دادن شاید مأموریت ما چیز دیگه ای می‌شد.

,

بیرون بعضی‌ها نگران بودند و شاید ترس. کنار  دو دوست عزیزم آقای جعفرزاده و حاج زارع نشسته بودیم. هر دو جانباز جنگ. یاد جنگ افتادیم. بهشون گفتم بیاین عکس بگیریم من بفرستم بیرون و خبرنگارها هم همینو گفتن. بهشون گفتم: بسیجی لبخند بزن؛ اونایی که اهل جنگ بودن میفهمن این یعنی چی. این  لبخند امام بود در اون دوران و در این دوران نیز کلام رهبرمان است که می‌فرمایند این ترقه بازیه…

, .,

آره حاج‌آقا؛ ما معلوم‌الحالیم، شما ببخشید… ولی بدان، من لبخندم را فراموش نکردم و نمی‌کنم…

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه